من تنها رفته بودم. اذیت خاصی نداشت از دور مراقب بودم ولی دو بار با مادرشوهر و خواهر شوهرم رفتم جررر داد منو یکسره گریه بغل بهونه گیری و... خیلی خسته شده بودم مخصوصا ک مهمونمون بودن و میومدن خونه ن ظرف میشستن ن هیچی
وای چندروز یه زن وشوهر همدیگرو بغل کرده بودن و راه میرفتن به دخترم داشتن پشت سرشون میرفت ولی خیلی دور بودن اصلا یه بارم چکش نکردن ببینه دنبالشون میره یانه.بعد میگن بچمون گم شد وفلان.
من که کلا هیچ جا نمیرم همین اینکه زود سرما میخوره هم اینکه خیلی اذیت میکنه پشیمون میشم
دکتر عزیزم میگه بزار بچه ها در حد مرگ همو بزنن هیچیشون نمیشه😂😁
هرچی حساس تر باشی بدتر میشه
منم دقیقا مثل شما هستم
اون زیاد داره براش مهم نیس🤣🤣🤣
عزیزم شانسیه بخدا من خودم بعد پنج سال تازه امسال یکم میتونم جایی برم انقد بچم اذیت می کرد انقد دنبالش رفتم بخدا حس می کنم از درون پیر شدم و خسته واسه من بدتر بود نمیتونستم یه چایی بخورم
منم همینم همش میگم وای غذا کم خورد وای نره سمت پله ندوعه نخوره ب مبل نیوفته زمین......و واقعا حس میکنم پیر شدم انقد ک بخودم سخت گرفتم بخودم
به خدا منم بایدچندقدم آروم ولنگ لنگان و دولا راه برم تا کم کم صاف بشم😭
بچه است اذیت میکنه دیگه اونم اگه زن داداشش نبود مث شما اذیت میشد ببینم اونموقع میتونست سر تکون بده از همجین ادمایی حالم بهم میخوره اگه من بودم ی لحظه کنارش نمینشستم ..لامصب اینایی ک بی خیالن بچه هاشون خوبن تو غذا خوردن تو هیچی اذیتشونمونمیکنن
من نمیگه سال ماهی از خونه نمیریم بیرون بخاطر دخترم امروز شوهرم خیلی اسرار کرده بریم بیرون رفتم دریا دخترم رفته توی آب هوا گرم بود ای به شوهرم گفته بچه مریض میش گفته نمیشه الان تب کرده نشستم بالا سرش کاش دکتر بود وای چقدر بد بختم من آخه😭😭
منم دقیقا مث شما
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.