۹ پاسخ

باهاش حرف بزنید بهش بگید دارید میرید دستشویی .سرگرمش کنید .
از اینکه یهویی میرید میترسه

دخترمن هم همینطور شده جدیداهمش چسبیده به من

من كه دارن تلويزيون ميبينن ميرم تو اتاق دراز بكشم هنوز سر نزاشتم رو تخت داد ميزنه مامااااان و بعدش مياد و كوچكه هم دنبالش😂😂😂 كلا پشيمون ميشم

منم اونطورع انگار بچه اردکه.۵دقه نبینه گریه مکنه
بابجها بازی ممنه وسط بازی میاد ببینه هستم یا ن
کلافع میشم گاهی اوقات

ببخشید متوجه نشدم خونه مهندسی چه حوریه؟؟

شاید میترسه تنها بمونه
من بچه هام دوتان تنهاشون میزارم میرم حیاط و میشورم یا حموم میرم، دنبالم گریه نمیکنن شاید چون دوتان، شاید بچه شما تنهاس نمیمونه

دختر من بعد عید تا یه ماه بیشتر اینجوری بود اونقدر براش توضیح دادم تو خونه ما چیزی واسه ترسیدن وجود نداره خیلی بهتر شده بهش بگو تنهات نمیذارم‌ احساس امنیت کنه طبیعیه جنگ هم بی تاثیر نبود

پسر من انقد وابسته شده من تو آشپزخونه هم نمی تونم برم و همچنین حس می کنم ترسو شده. هر جا بره حتی یه متر اونطرف تر می گه باهام بیا. روانی شدم

بچه منم همش دنبالم...

سوال های مرتبط

مامان گردو❤ مامان گردو❤ ۳ سالگی
پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک
این روزها کار شوهرم خیلی زیاده
صبح میره ساعت هفت
ساعت سه میاد
دوباره چهار میره تا یازده
امروز ظهر استانبولی آماده کردم حالمم بد بود...ولی گفتم آماده کنم گناهداره الان بیاد تا ماهی بیاره تا سرخ کنم طول میکشه اذیت میشه....خلاصه که ما ناهار آماده کردیم
سالد درست کردیم
شربت زدیم
ترشی ام که بود....اقا اومد داد و بیداد و همه چیزو بهم‌ریخت که چرا ناهار اینه...برو برنج درست کن برو ماهی ها رو بزار توی فریزر
برو فلان کن برو بهمان کن فقط ی بنده داد میزد...منم که اشکم به مشکمه...داد زدم منم از صبح حالم بود بود بزور برا تو درست کردم بخوری زبونتم.دزاره.حالم‌بده بشین‌خمینی رو بخور.سیر میشی....خلاصه که نشس تنهایی خورد.... بعدم رفتیم تو اون یکی اتاق من دخترم‌...بعدم که رفت سرکارش...منم از ساعت ۴ زنگش نزدم.البته که از دلم در نیاورد.بدون خداحافظی هم‌رفت‌...همیشه هم این کارشه هاااا داد و بیداد رو میگم...اولین بارش نبود‌..
باید چیکارش کنم مثلا این مرد رو؟