۳ پاسخ

قلب برادر منم حفره داشت و سوراخ بود از بدو تولد،ولی ما وقتی 4 سالش بود فهمیدیم، و خب عمل قلب باز انجام دادیم همون زمان و خوب شد شکرخدا
این مال 15 سال پیشه، علم خیلی بیشتر پیشرفت کرده، پیگیری کنید،انشالله که مورد خاصی نباشه،به دلت بد نیار عزیزم🩷

یدونه اکو قلب جنین برو ک خیالت راحت بشه

مگه زایمان کردی

سوال های مرتبط

مامان شاهان💙👣 مامان شاهان💙👣 ۱ ماهگی
سلام خانما لطفا ی نظر ب مشکل من میدین
من خونه خودم ی شهر دیگه هست مامانمینا هم ی شهر دیگه بعد خانواده شوهرم تو یکی از روستاهای شهری ک مامانمینا هستن میشن ک یساعت فاصله داره
من هفته بعد زایمانمه و مادرشوهرم گیر داده ک روز دهم حتما باید بیای خونه ما جشن میخوایم بگیریم من اصلا دوس ندارم بچه رو تا قبل چهل روزگیش مهمونی ببرم اونم مهمونی ب اون پر جمعیتی ک معلوم نیست کی ویروس داره ک نه و اون صدای بلند جشن و پایکوبی
چند هفته پیش ب من گفت باید بیاین من بهش گفتم نمیایم تا چهل روزگیش هر جشنی هم میگیری بمونه بعد چهل ولی الان زنگ زده ب شوهرم و کلی بحث و اینا ک حتما باید روز ده اینجا باشین من از الان مهمونامو هم دعوت کردم ینی اصلا ب حرف من ک گفتم نمیایم هیچ اهمیتی نداده از طرفی هم من و همسرم بعد از سه سال اقدام بچه دار شدیم خیلی چشم انتظار این بچه بودم و تو سه ماهگیش مجبور شدم از جنینم ازمایش خیلی سختی بگیرن و همه اینا باعث شده خیلی بیشتر حساس باشم روی بچم
حالا ب نظر شما من چیکار کنم این مهمونیرو؟؟؟
اینم بگم ک تو طول بارداریم خانواده همسرم هیچ نوع رسیدگی ب من انجام ندادن حتی من این سه ماه اخر از همسرم دور بودم فقط یبار اومدن دیدن من بد الان از من انتظار دارن با همه این چیزا برم اونجا

خانما اصلا نمیدونم چیکار کنم شما ی نظر ب من بدین لطفا🥺
مامان مهیار🫀 مامان مهیار🫀 ۱۰ ماهگی
پارت 2 سز اورژانسی
وقتی گریه کرد صداشو شنیدم ب من نشونش ندادن بردن تو ان ای سیو چون وزنش 2400 بود و زود گریه نکرد گفتن حالش خوبه فقط چون یکم وزنش کمه میبریم اونجا وازش مراقبت میکنیم تا دکتر نوزادان فردا معاینه کنه و بهت تحویل میدیم منم ک بعد از ب دنیا اوردن بچم بهم امپول زدن تا فشارم بیاد پایین چون بعد بدنیا اوردنش من فشارم رفت رو 14 و با سرم اینا اوردن روی 12 ومن بردن تو بخش مراقبت ک هی بهم سرم وصل میکردن میومدن سر میزدن وقتی درد داشتم ی بار فقط تو سرم برام بی حسی زدن ک من یکمی اروم شدم بعد اون دوباره دردام میومد میرفت مث دل درد پریودی هی میگرفت ول میکرد بهشون میگفتم درد دارم فقط میگفت شیاف بذار ک من نمیتونستم تکون بخورم
بعد از چند ساعت گذشتن بهم گفت غذا بخور ژله و مایعات ک از بدنت بره کلا این دارو ها منم چون تحت تاثیر دارو ها بودم نتونستم برم پیش بچم چون حالم خوب نبود کسی هم جز منو همسرم راه نمیدان ک همسرم هم تو راه تهران شیراز بود ک برسه و من تا صبح یعنی روز پنچ شنبه بچمو ندیدم روز پنجشنبه ی ذره حالم خوب شد پاشدم رفتم قسمت نوزادان گفتم نوزاد من کدومه بهم نشون دادن همینکه نزدیکش شدم دیدم ی دستش کلا اتل بندی میگم چی شده دستشو میگه موقع عمل چون او خشکی بوده دستش شکسته میگم چجوری میگه طبیعیه 😭🥲زود خوب میشه نگران نباشین بچس زودتر خوب میشه
بعد همینکه من اومدم بیرون ب همسرم اطلاع دادم ک دست بچه رو شکستن موقع بدنیا اوردن همه گفتن مگه میشه اونم تو سزارین
شوهرم رفته بود دنبال شکایت ولی هرچی میگن میگه طبیعیه این چیزا تو زایمان چون میگه جاش تو خشکی بوده نتونستن درش بیارن اینجوری شده 😭