۲۰ پاسخ

برو ازش شکایت کن برو پزشک قانونی بچتم ببر خدا لعنتش کنه احمق روانی

چرا این کارا رو کرده خب؟ طفلک بچه ی معصوم

وااا بچه رو گرفت زد؟
چقد بیشعور
روانی مردک

حتما برو شکایت کن
قانون حضانت ب پدر مریض نمیده
حتما شکایت کن حتمااا

نفهمیدم چی شد ! دست بچه زخمی شده بجای اینکه ببره دکتر کتکش میزنه ؟؟؟ چرا ؟؟؟!!!!!!!!

وای به خدا که مردا دیوونه ان جای اینکه بیاد درمان کنه کتک میزنه

حتما شکایت کن ببر بچرو پزشکی قانونی بزار مدرک داشته باشی ازین که بچه رو میزنه

باورم نمیشه با این روانی زندگی میکنی... و باورم نمیشه ازین مرد سادیسمی بچه اوردی. یه درصد میدونستی شوهرت انگله نباید باردار میشدی. جواب این بچه بی گناه رو کی میخواد بده

الهی بمیرم برای پسرت 🥲

چه خره

برو پزشک قانونی مدرک داشته باشی

چجوری با همچنین ادمایی زندگی میکنید .بردار بچتو ببر پزشک قانونی دیگ بهونه تم این نیست ک من جدا شم بچم نابود میشه بچت با همچین پدری نابود میشه ☹️

خدا عالم تو سرش
چرا زدش خب؟

چطور هنوز داری باهاش زندگی می‌کنی 🙄

اگه همیشه اینجوریه ببر پزشکی قانونی حتما

وایی چه آدمایی خدایا به چه کسایی بچه‌ میدی 😭

وای چرا اخه
بچت دیوونه میشه
این چه کاریه
ببر بچه رو پزشک قانونی

الهی دستش بشکنه اون بهونش بچست میخاد تو رو بیرون کنه

زنگ بزن شوهرتو بیان ببرن تیمارستان
مرتیکه ی اشغال کثیف لجن

ای خدا قلبم درد گرفت

سوال های مرتبط

مامان فسقلی ها مامان فسقلی ها ۳ سالگی
خانما توروخدا اصلا به بچه هاتون استخون گوشت یا مرغ ندین دستشون که بخورت حتما گوشتشو جدا کنین بهشون بدین.منو شوهرم امشب مردیمو زنده شدیم،شام قرمه گذتشته بودم توش گوشت دنده گوسفند بود بعد شام که داشتم ظرف میشستم یکدفعه شوهرم داد زد مهدیه بیا نیلا گلوش چیزی گیر کرده تا من برم مادرشوهرم برداشتش اورد داد بهم وقتی گرفتمش صورتش سیاهه سیاه بود چشماش بسته بود و کامل بیحال بود😭😭
فقط داد زدم مامان رفت بچه رفت مادرشوهرم گرفت داد به شوهرم انقد پشتشو زدن با پدرشوهرم تا همراه آب دهنش استخون اومد بیرون و نفسش برگشت ما همینجور داد میزدیم یا امام حسین بچم😭
الان که دارم مینویسمم حالم داره بد میشه همینجور میلرزیدیم.شوهرم بردش تو راه مله یخورده نفس بکشه رفتم دَرو باز کردم دیدم چشمای شوهرم پر اشک دخترمو بغل کرده😭
همش میگم خدایا شورت که دخترم چیزیش نشد.من اصلا استخون نمیدم دست بچه هام اینم نمیدونم دخترم چجوری برداشت داشت میخورد.الهی بمیرم براش انقد که مشتشو زده بودیم خودشم ترسیده بود گریه میکرد