سخت هست ولی هر طور شده باید یک شب تحمل کنیم
منم تا به حال نبوده که دخترم چند ساعت مداوم ازم دور باشه دیگه چه برسه به یک شب از این بابت یکم اذیت میشم
ولی از بابت باباش خیالم راحت چون با هم اوکیه و راحت هستن
باباش خوب سرگرمش میکنه
وای من سرکلاژ که خواستم بشم کسی رو نداشتم کارامو انجام بده
و چون دخترم همش از جام بلندم میکرد گفتم خواهرم ببره خونه خودش.
سه روز نبود داشتم دیوونه میشدم.
من همش گریه میکنم براش ده تا دیگه بچه هم بیاد هیچ کی جای اونا برام پر نمیکنه
یه شب میمونی دیگ اشکال نداره من سر این سرکلاژ کردم بچم اولم اومد پیشم گذاشتن بیاد
پسر من دیگه ۵ سالشه و از اول بارداریم همش تلاش کردم شب بمونه خونه مامانم یا مادر شوهرم،باهاش صحبت میکنم در موردش و توضیح میدم مدام براش،انگار تقریبا قبول کرده،ولی من نگران خیلی چیزای بعد از زایمانم هستم،وقت و حوصله کمتر داشتن،حسادت و ناراحتیاش،برخورد بقیه با این قضیه
من دوبار بستری شدم از اول بارداریم دخترم با شوهرم بوده دفعه دوم با ابجی یا بچه های دادشم که سختم بود شوهرم نبود
من پسرم با باباش راحته 😂😑شبا همش کنار باباش میخوابه انگار باباش زاییده
چرا تاپیک قبلیتون پاک کردید من کلی چیز نوشتم دیدم نمیاد بعد نوشت ک حذف شده و...
من خودم نگران هستم . پیش کسی هم نمیمونه . اگه بتونم کسی رو پیدا کنم شب بیاد پیشم دیگه خیالم راحت میشه شب باباش پیشش باشه . اگه نشد که اتاق خصوصی میگیرم شب پیش خودم باشه.
من ک بچه اولمه ولی دیدم همه ی مامانا نگرانن و ناراحت ولی پیش مامان بزرگ بابا بزرگا برنمیگذره خوراکی ک دوست داره براش بگیرید با لباس و... اسباب بازی ک دوست داره ببره و اینکه از قبل باهاش صحبت کنید آماده باشه بهتره چندبار صحبت کنید براش عادی تر میشه راحت تر کنارمیادو...
آره منم فک میکنم دلم میگیره
من اگه پیش مامانم میبود خیالم راحت بود ولی مامانم قراره بامن بیاد بیمارستان و همراه منه
پیش خانواده شوهرم قراره بمونه تا حالا تنها پیش اونا نزاشتمش ک شب بمونه فکرم میمونه پیشش بخصوص ک پسر خواهر شوهرم و دخترم وقتی پیش همن خیلی بازی ها و کارای خطرناک میکنن😣
رومم نمیشه بگم فقط مادرشوهرم و همسرم بچه رو بگیرن و خواهر شوهرم اینا نرن پیششون😩
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.