۶ پاسخ

ما که دلسوزتر از مادر اون بچه نیستیم
حتما صلاح بوده یا بچش اعتصاب شیره یا هر چیز دیگه ای نباید قضاوت کرد

بچش ناآروم و اذیت بود؟
اگه با پستونک آروم میشد خب حتما سیر بوده دیگه
نباید کسی رو قضاوت کرد
شاید رفلا‌کس شدید داره مثلا
تایم داره غذا و شیرش و...

ببین منم دیروز از ساعت ۵عصر رفتم تولد تا۱۲شب دخترم حدود ۴.۵ساعت گرسنه هم بود کاهی نق هم میزد تکونش میدادم بخوابه شیرنمیخورد چون بیدار باشه نمیخوره به هیچ روشی ومن تلاشم این بودکه فقط بخوابه حالاشاید یه همیچن مدلی بوده

نمیدونم این خانوم چرا نمیداده ولی دختر منم از دوماهگی تو بیداری شیر نمیخوره باید منتظر بشینم تا بخوابه شیر بدم بعضی وقتی حتی چهار یا پنج ساعت هم میشه ولی هیچ جوره نمیخوره غیر از اینکه بخوابه بدگ
البته سعی میکنم زودتر بخوابونمش و دیگه نهایت سر سه ساعت نیم بدم بهش دکترشم میگه دخترت خیلی بازیگوشه

شاید خجالت میکشیده جلو بقیه شیر بده

شاید مادرش نبوده شاید یکی داده بود نگهش داره اگه مادرش بود بهش شیر میداد

سوال های مرتبط

مامان امیران (🦁💙🦁💙) مامان امیران (🦁💙🦁💙) ۱ سالگی
دیروز از ظهر تا شب مهمونی بودیم.
پسر بزرگم که از ظهر بازی میکرد و فوتبال میکرد تا شب. امیرطاها هم هی چرت میزد و بیدار میشد، یکم میخندید و باز دوباره میخوابید. دیگه هربار بیدار میشد بغل یکی میرفت. شب ساعت ۹ که خواستیم بریم خونه هردوتا پسرا توی ماشین خواب بودن.
تا کلید انداختیم توی در و وارد خونه شدیم جفتشون بیدار شدن و شروع کردن به گریه کردن. امیرحسین گریه میکرد و میگفت «حالممممممم بده» و عرق سرد کرده بود و هی سرفه میکرد، هر لحظه نزدیک بود هرآنچه از صبح خورده بالا بیاره، جیغ میزد که مامان باید بیاد پیش من بخوابه. از اون طرف امیرطاها از تهِ حلق گریه میکرد و شیر میخواست تا آروم بشه. رفتم امیرطاها رو بیارم که سه تایی پیش هم بخوابیم دیدم امیرحسین گریه میکنه که «فقط مامان تنها پیشم بخوابه» 🤦🏼‍♀️
خلاصه به هر بدبختی بود امیرحسین ساعت ۱۰ خوابید.
ولی امیرطاها هیچ جوره آروم نمیشد. میذاشتمش زمین گریه میکرد که بغلم کن. بغل میکردم گریه میکرد که شیر میخوام. شیر میدادم گریه میکرد و نمیخورد. عوضش کردم، ماساژش دادم، هرررررررکاری میکردم آروم نمیشد ! اصن توی این ۴ماه اولین بار بود این شکلی میدیدمش. دیگه نمیدونستیم چیکارش کنیم ! شوهرم میگفت «باز فلانی این بچه رو بغل کرد و تنظیمات بچه ریخت بهم»
راست میگه تا حالا یکی دو دفعه این اتفاق افتاده بود که بغل این شخص خاص که میرفت شب تا صبح پدر ما درمیومد ولی بازم نه این شکلی ! خلاصه که ساعت ۱:۳۰ خوابید.
جفتشونم صبح ساعت ۵:۳۰ بیدار بودن و توی سر و کله ما 🤦🏼‍♀️

نمیدونم واقعن ! جوری نبود که بگم خسته شده و گریه میکنه ! شاید واقعن انرژی بعضی از آدما بچه ها رو بهم میریزه 🤦🏼‍♀️
مامان تربچه مامان تربچه ۹ ماهگی