۱۱ پاسخ

وایی من و دوستم یکبار خرید کردیم جز افتضاح ترین خریدام بود هر چی هم پیام دادم جواب ندادن روز اولی که پام کردم بنداش پاره شد کلا

من اصلا اینترنتی خرید نمیکنم

من دوتا صندل خریدم ازشون با این قیمت به نظرم خوب بودن از قدیم گفتن دیگه هرچقد پول بدی همونقدرم اش میخوری
سایت ست شو قیمتاش خیلی خوبه من چندماه پیش ازونم سفارش دادم کفش و صندل خدایی جنس و دوختشون بهتر از صندلسانه

صندل دوم انگار دست دومه

از علت هایی که هرگز اینترنتی خرید نمیکنم فقط حضوری

بله عزیزم منم یکبار خریدم
کیفیت کارا همون اندازه قیمتشه
خیلی بد بود

صندل دوم

تصویر

🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️

صندل اول
مثلا طرح زارا هست😑

تصویر

عکس خودشون بزار

بزار

سوال های مرتبط

مامان نور✨💙 مامان نور✨💙 ۱۷ ماهگی
بچه هااااا
یه اتفاقی افتاده که اولین باره برام‌پیش اومده
قبل از تعطیلات واسه پسرم لباس سفارش دادم،
۳ دست از سایت،بعد شبش دوباره یه ست دیگه بهشون اضافه کردم شدن ۴ دست اینو با خودش توی دایرکت هماهنگ کردم.
واسه خودمم دوتا صندل سفارش داده بودم از یه پیجی.
الان پست بسته رو‌اورد دیدم دوتا بسته اس،رفتم بیرون اومدم خونه بازشون کنم گفتم‌خب یکیش لباس پسرمه اون یکی صندل
بعد دیدم نه هر دوتا از لباس هستش گفتم خب پس اون ست که اضافه کردم‌رو جدا بسته بندی کرده حتما
یه بسته و باز کردم دیدم ۳ دست لباس داخلش هست
بعد خواستم اون یکی بسته رو باز کنم گفتم چقددد سنگین تره،دیدم بنده خدا دوباره اون سه دست لباس رو به اضافه ی یه دستی که دیرتر بهش گفتم رو فرستاده اشتباهی
یعنی ۳ تا از لباسارو دوبار فرستاده😑بعد جالب اینه که یکیشو که سایز ۳۵ میخواستم هم ۳۵ فرستاده هم ۴۰
یکیشو که قهوه ای تیره میخواستم هم تیره فرستاده هم‌روشن
یه سبز هم خودش رندوم میفرستاد که اونم دوتا رنگ سبز متفاوتش رو‌فرستاده
بهش پیام‌دادم که مرجوع کنم لباسارو براش
پوشک بچه شیرخشک فرزندپروری رفلاکس الرژی مای بی بی
مامان سورن مامان سورن ۱ سالگی
۹ فروردین سال ۱۴۰۰ اولین بار بعد از دو سال کل‌کل و بحث توی گروه دوستانه دانشجویی وقتی ۶ تایی رفته بودیم ایستگاه ۷ توچال و من خجسته با یه کت اسپرت جین رفته بودم (واسه اینکه بابام خیلی گیر میداد نمیخواستم متوجه بشه به هوای محل کار پیچیدیم رفتیم توچال پس نمیشد لباس خیلی گرم بپوشم😅)این آقای توی عکس به زور یه بافت رو به من پوشوند اون هم با دعوا چون ما دو تا توی اکیپ اصلی که حدودا ۲۰ نفر بود همیشه در حال دعوا و بحث بودیم پس دل خوشی ازش نداشتم،میگفت روزه میگفتم شبه🤣🙈 بعد هم اونجا از روی تیوپ پرت شدم و با سر خوردم زمین تنها کسی که وقتی به خودم اومدم بالای سرم بود و تکونم میداد و داد میزد این آقای توی عکس بود بعد از توچال اون چهار نفر همراه هی چپ و راست میگفتن این از تو خوشش میادا منم میگفتم بیخود کرده نمیدونم چرخ گردون چجوری سرنوشت رو نوشت که الان یه پسر شیطون ۱۷ ماهه داریم و هنوز کل کل میکنیم توی اکیپ ولی دیگه کسی باور نمیکنه🤣🤣🤣😄🥰😍
شیرخشک شیرمادر رفلاکس شیرخشک فرزندپروری خاطرات
#شیرخشک
#شیرمادر
#فرزندپروری
#مادرانه