بچه هااااا
یه اتفاقی افتاده که اولین باره برام‌پیش اومده
قبل از تعطیلات واسه پسرم لباس سفارش دادم،
۳ دست از سایت،بعد شبش دوباره یه ست دیگه بهشون اضافه کردم شدن ۴ دست اینو با خودش توی دایرکت هماهنگ کردم.
واسه خودمم دوتا صندل سفارش داده بودم از یه پیجی.
الان پست بسته رو‌اورد دیدم دوتا بسته اس،رفتم بیرون اومدم خونه بازشون کنم گفتم‌خب یکیش لباس پسرمه اون یکی صندل
بعد دیدم نه هر دوتا از لباس هستش گفتم خب پس اون ست که اضافه کردم‌رو جدا بسته بندی کرده حتما
یه بسته و باز کردم دیدم ۳ دست لباس داخلش هست
بعد خواستم اون یکی بسته رو باز کنم گفتم چقددد سنگین تره،دیدم بنده خدا دوباره اون سه دست لباس رو به اضافه ی یه دستی که دیرتر بهش گفتم رو فرستاده اشتباهی
یعنی ۳ تا از لباسارو دوبار فرستاده😑بعد جالب اینه که یکیشو که سایز ۳۵ میخواستم هم ۳۵ فرستاده هم ۴۰
یکیشو که قهوه ای تیره میخواستم هم تیره فرستاده هم‌روشن
یه سبز هم خودش رندوم میفرستاد که اونم دوتا رنگ سبز متفاوتش رو‌فرستاده
بهش پیام‌دادم که مرجوع کنم لباسارو براش
پوشک بچه شیرخشک فرزندپروری رفلاکس الرژی مای بی بی

۱۴ پاسخ

ای بابا چه اشتباهی کردن 🙄

الان اینا اندازه بچت شدن؟ سایز چندن بچت چند کیلوعه

پیش میاد بازم شما آدم خوبی هستی اونایی ک پس نمیفرستن چی🥲

خوشبحالت تا سال دیگ لباس برای پسرت داری😂

افرین ب این حلال خوریت

چه خوشگلن کدوم سایته؟‌احتمالا متوجه نشده .

هوش و حواس نمونده براشون بهشون پیام بده

از چه سایتی سفارش میدید گلم

چه گیج

این لباسارو فرستاده بنده خدا

تصویر

یبار یه پیجی برای من دو تا شومیز فرستاد بعد که هرچقدر بهشون پیام دادم که مرجوع کنم جواب ندادن هنوز تو کمده اون شومیز

ای بابا بنده خدا

خوشبحالت🤣🤣🤣

کدوم پیج بود؟

سوال های مرتبط

مامان ماهان مامان ماهان ۲ سالگی
از قضا ماجراهای جذابِ منو پدرشوهرم؛
پدرشوهرم از اول همیشه میخواست از هر چیزی ک میخوره یا هر غذایی که سر سفره هست چند قاشقی هم به پسرم بده، از وقتی آقا پسر غذا خور شد هر طوری بود ی چند قاشقی میزاشت دهانش و منم هم حرص میخوردم که روی لباس بچه نریزه هم گاهی اون غذا برای بچه خوب نبود که البته هیچوقت گوش نمی‌داد و کار خودش رو می‌کرد. برای مثال همین عید نوروز خونه برادرشوهرم دعوت بودیم و منم ی لباس خونگی گرونم خریده بودم برای پسر پوشیدم، سر سفره هم روی پای خودم نشوندمش و پیشبند بستم و بهش غذایی که با خودم برده بودم دادم خورد؛ موقع جمع کردن سفره بچه رو دادم دست شوهرم و رفتم کمک کنم همون لحظه پدرشوهرم ی قاشق آبِ مرغ گذاشت دهان پسرم که نصفش ریخت روی لباسش، نگم چقدر حرص خوردم و به شوهرم غر زدم. حالا جدا از اون ماجرا امشب باز لباس نو پوشیده بودم تن پسرم و تا رفتیم شروع کرد با قاشق شربت آلبالو داد بهش لباسشم که سفید بود و با اینکه گفتم نده میریزه روی لباسش کثیف میشه باز اهمیت نداد و داد و ریخت. منم رفتم پسرمو بیارم همونجا گفتم بهش که بابا نذر داره هر بار لباس بچه منو کثیف کنه. آقا هم بهش برخورد دیگه به ما محل نزاشت و بنده بسیار خرسند شدم از حرفی ک زدم. ان شاءالله که بهش بربخوره دیگه این رفتارهای مضخرفش رو تکرار نکنه