۵ پاسخ

ما هم بیدار شدیم با پسزی اون شیرش رو خورد من چایی
صبحانه آماده کردم هر دو خوردیم می خوام پاشم خونه ها رو مرتب کنم ولی الان که دراز کشیدم و به لطف پسری شبکه پویا می بینم البته بینش هم خودکار و دفتر آوردم داریم دایره می کشیم

به به خداقوت ماملن جان تاپیکت بوی زندگی میده خیلی خوشحال میشم تاپیکهایی رو میخونم ک سراسر انرژی مثبته اینجور خانمهای فعال پرانرری زندگی رو بردن
صبح ی تاپیک میخوندم نوشته بود سینکم پر ظرف خونم کثیفه همه جابهم ریختس حال ندارم برابچه صبحونه اماده کنم فلان هیچی نمیدم جز شیر جالبتراز تاپیک ایشون خانمهایی بودن ک نوشته بودن لذت ببر بابا ول کن 😐😐😐

چه خانم کدبانویی
من دارم تازه صبحونه پسری رو‌اماده میکنم

دختر من که هنوز خوابه
کلا تا ظهر خوابه

ساعت چند پاشدین؟؟

سوال های مرتبط

مامان رادوین کوچولو مامان رادوین کوچولو ۱ سالگی
دیروز دلوین خیلی اذیتم کرد
صبح بلند شدم بیبی بچه هارو عوض کردم لباساشونو عوض کردم صبحانشونو دادم یه کوه لباسو از لباسشویی در آوردم پهن کردم لباسایی که خشک شده بودنو تا زدم بعضی هارو هم اتو کشیدم و همشونو جابه جا کردم برای شام قرمه سبزی بار گذاشتم که تا شب جا بیوفته برای نهار بچه هام تهچین گذاشتم ،خونه رو هم دستمال کشیدم و تو این اوضاع و احوال اسباب بازی هایی که بچه ها هر لحظه میریختن رو هم سرو سامون میدادم، نهار بچه هارم دادم و پسرم شیشه شیرشو ازم گرفت رفت رو تخت خوابید منم گفتم بعد این همه کار برم کمی دراز بکشم😑چشمتون روز بد نبینه این دختر بلایی به سرم آورد که به گریه افتادم میومد رو کمرم می‌پرید، موهامو می‌کشید تا بلندشم،هر چقدر بهش میگفتم مامان جون بزار کمی استراحت کنم میام باهات بازی می‌کنم اصلا متوجه نمیشد آخرشم زنگ زدم به همسرم با داد و گریه بهش گفتم بیا دخترتو بردار ببر روانیم کرد ،هر چند بعدش پشیمون شدم ولی اون لحظه انگار داشتم زیر فشار خفه میشدم واقعاااااا خسته بودم و دلوینم با تمام توانش میخواست آزارم بده انگار لذت می‌برد 🥲
خلاصه که تا همسرم بیاد پسرمم بیدار شد اونم اومد سه تامونو بار ماشین کرد برد خانه بازی😒🥰🎀
دیروز روز سختی داشتم🤧😮‍💨