۹ پاسخ

مرحله معقدی چیه من نشنیدم؟

مرحله مقعدی؟

سلام دخترم ۲سال و ۶ماهش بود سعی کردم از پوشک بگیرمش ذهنش اماده نبود و همکاری نکرد یک هفته بعد ۳سالگی باهاش صحبت کردم که بزرگ شدی پوشک واسه نی نی هاس ببین برات شورت خوشگل خریدم بپوشی یک هفته نشده از پوشک گرفته شد راحت شدم.خودش چراغ حموم روشن میکنه میره رو قصری جیش پی پی میکنه میرم میشورمش و قصری رو خالی میکنیم بای بای میکنیم با جیش پی پی ها ک میرن پیش دوستاشون.بچه ها با هم مختلفن سنش برسه همکاری میکنن یکی ۱سال و نیم یکی ۲سالگی و....

ببین من برای اینکه میترسیدم اعصبانی بشم که بچه جیش اینا که به پوشک شورتی گرفتمش بهش گفتم این شورت یادگیریه یاد بگیری بعدش شرت معمولی میپوشی خیلی خوب بود باعث شد جایی کثیف نشه منم خیالم راحت باشه اگر جیش میکنه اعصبانی نشم

بابا. اصلا و ابدا کار سختی نیست. اینهمه داستان نداره

موفق میشی. تو میتونی منم فکر کردم نمیتونم ولی نصف راه رو رفتم انشاالله ک از پسش بر میایم

تو میتونی موفق باشی مامان صبور

کار خوبی کردی هر کس قلق اخلاق خودشو بهتر می شناسه
نگران نباش ، موفق باشی 💙

موفق باشی دوست من

سوال های مرتبط

مامان سید محمد❣️ مامان سید محمد❣️ ۳ سالگی
از پوشک گرفتن بچه
بعد از چند بار امتحان کردن و موفق نشدن فهمیدم اونی که همکاری نمی کنه اونی که کم میاره اونی که بلد نیست محمد نیست،













خودمم
بله خودم
همه جا هم جار زدم که دیوونه شدم و بچه مو پایین آوردم که نمی فهمه حالیش نیست نمیشه
خوب که فهمیدم مشکل خودمم
حتی تو شیر گرفتن هم همین بود
فهمیدم من باید آماده باشم من باید صبور باشم من باید همکاری کنم
الان راضی ام که اقدام کردم و دارم این مرحله رو پشت سر میگذارم و شرمنده این هستم که گاهی توانایی های بچه م رو درک نمی کنم و ناتوانی خودمو پشت بچگیش پنهان می کنم
بچه ها خیلی مقدسن خیلی زیبا هستن
کاش این آگاهی رو زودتر کسب می کردم
💔
چیزایی که باعث شد آروم بشم مطالعه درباره مرحله مقعدی فروید بود که باعث شد از هر عصبانیت و تهدیدی بترسم
کل خونه رو سفره یکبار مصرف کشیدم و روفرشی پهن کردم
برای خودمو پسرم سرگرمی پیدا کردم تو خونه بمونیم
بچه داری چالش زیاد داره
بعد از اون همه فشاری که خودم به خودم دادم الان راضی ام که داره میگذره و پذیرفتم که تا مدت‌های زیادی همراه بچه م تو دستشویی رفتن باشم
و اینکه کلی مطلب انگیزشی با ماژیک رو کاغذ نوشتم و همه جای خونه چسبوندم و یادم نمیره که یه مادر چقدر می‌تونه قوی باشه