۹ پاسخ

دقیقا منم🥲🥺استرس بارداری خیلی بهتر بود الان هر ساعت هر دقیقه پر استرسم

قدر تواو لحظه گله وا ایگذرنی تکیا بزانه من بی حد دلتنگ‌ نوزادی ئارو‌گیانم سخت مگره له خوت❤️

مادر شدن همینه الان مادرای ما هنوزه هنوزه هم با ما اسیرن

همه جام درد میکنه یه دستشویی راحت نمیرم 😞
زایمان کنم بی خواب میشم میدونم ولی حداقل واسه کوچیک ترین کارام محتاج کسی نیستم 😞

همینجوریه هر قسمتش ی سختی داره بخدا الان پسر من تزدیک چهار سالشه چالش های خودشو داره همیشه فک میکردم دو سالگی ببعد خیلی خوبه دیگه

من الان تو همون مرحله هستم که فکر میکنم زایمان کنم راحت میشم 🙁 از اول تا آخر بارداریم فقط استرس داشتم

با اينكه به اين مرحله نرسيدم ولي ميتونم فقط يه چيزي بگم زياد سخت نگير

منم شدم روانی اصلا فقط بچه حوصله ندارم به خودم خونه برسم حتی برم جایی الانم میخوام دو روز برم یه جایی عذاب وجدان دارم بیرمش یا نبرمش

همه همینیم😁

سوال های مرتبط