۷ پاسخ

بعد عید پسر منم گرفت فقط تب داشت دیدم دو روزه تب داره استامینوفن میدم پایین نمیاد بردم دکتر گلوش رو معاینه کرد گفت ویروس تب روزئولاست گفتم چیکار کنم گفت هیچی مایعات فراوان بده غذاش رو داغ نده خنک بده بستنی بده ۳ روزه تبش میاد پایین بعدش بدنش مثل کهیر میشه ک اصلا نترسی ک بخوای دوباره بیاری دکتر وقتی میزنه بیرون نشانه ی خوبیه ینی تب فروکش کرده گفتم دارو چی گفت زینک میدم و شریت استامینوفن خدای خیلی خوشم اومد از تشخیصش منم وقتی گفت چیزای سرد بده ترسیدم گفتم نکنه بدم بدتر بشه شاید سرماخورده گلوش بگیره اولش از این ترسیدم ک اشتباه تشخیص داده باشه بعد دیدم ن درست گفت خوشم اومد ازش

من پسرم ۵ روز تمام تب بالا داشت که هیچ جوره پایین نمیومد بیماری وحشتناکی هست
بعد شبونه برده بودیم دکتر میگفت گوشش چرک کرده 🫤
بردیم کودکان سرم زدن حتی چک نکردن ببینن بچه چشه
تا خود دکترش باشه بردیم گفت ویروسه بعدا دونه زد دیدیم رزوئلا بوده
بخدا خیلی بی سوادن دکترا

ای خدا طفلک

پسر منم چند روز پیش تب کرد تب بالا، روز تعطیلی بردیم بیمارستان نفهمیدن مشکلش چیه میگفتن عفونت سینوسیه، تبش امشب پایین نیاد بستریش باید بکنیم چون به آنتی بیوتیک بدنش جواب نداده در حالی ک ما یه دوز آنتی بیوتیک داده بودیم، فرض کن پسرم با تب ۳۹ .۵ رفتیم بیمارستان با شربت استا ما رو راهیه خونه کردن زورشون اومد یه ایبوپروفنی چیزی بنویسن، خدا واقعا رحم کرد به پسرم، اونوقت دکتر خود پسرم یه گلوشو چک کرد گفت رزوئلاس تا دو روز دیگم بدنش میپاشه دقیقا همینطورم شد

ببین داروش‌همینه. مهدیس هم‌چندوقت پیش گرفت.متاسفانه به خاطر دونه هایی که زده نمیتونه چیزی بخوره وبالا میاره چند روزه خوب‌میشه خداقوت بهت

دختر من بعد تعطیلات عید اینطور شد .اول تب بعد دون دون
واسه تب بردم دکتر تب بر دادم ولی واسه دونه ها ک روی دستش بود دکتر نبردم دارو هم ندادم چون قبلش ی بچه فامیل این مراحل رو گذروند ازش پرسیدم
واسه دختر من و بچه فامیلمون مرحله اخر این بیماری ب افتادن دوتا ناخن شصت پا بود ک باز اونم دارو نمیخواد

عزیزم دختر منم پارسال گرفته بود بعد اینک خوب شد اینطوری دون دون شد بهش نئوتادین دادیم خوب شد

سوال های مرتبط

مامان 👶🏻آراد🫀 مامان 👶🏻آراد🫀 ۲ سالگی
👩🏻‍🍼🖇چرا بچه ها "سخت ترین" احساساتشان را برای مادرشان نگه می دارند؟

بچه ها معمولا کنار پدر ها رفتار خوبی دارن.خوب غذا میخورن،خوب گوش میدن و بازی میکنن،اما وقتی کنار مادر هستن اشک ها و کج خلقی های اونها شروع میشه.
بچه کنار کسی که احساس امنیت کنه احساساتش رو پنهان نمیکنه و یک مادر به اندازه کافی "امن"هست که فرزندش بخش به هم ریخته اش رو نشان بده.
بچه ای که کنار پدرش آرومه،ذاتا آروم نیست.اما یاد گرفته که برای رضایت پدر باید کنترل خودش رو حفظ کنه.اما کنار مادر نیازی به نمایش نیست چون میدونه که؛"عشق مادر با رفتار های اون تغییر نمیکنه"

بچه به خوبی میدونه که مادر تنها کسیه که وقتی اون در حال تجربه سخت ترین احساساتشه میتونه اونهارو کنترل کنه و نزدیکش بمونه.

رفتار بچه ای که عصبانی میشه،جیغ میزنه و سر مادر داد میزنه طبیعیه.
اسمش بی احترامی یا لجبازی یا رفتار بد نیست!
این دقیقا امنیت و اعتماده!این سیستم عصبیه که بالاخره تونسته در آغوش مادرش اونقدر آرام بشه تا همه چیز رو تخلیه کنه.

اشک های کودک بر علیه مادر نیست،بلکه اشک ها در آغوش مادر به راحتی جاری میشن،چون اون "امن ترین" جای دنیا برای کودکه!
مامان جانا مامان جانا ۲ سالگی