۳ پاسخ

ببخشید اینجام اومدم😂 اطلاعی ندارین که اونجا اتاق خصوصی داره یا نه؟دوست دارم ی شب بستریم رو همسرم همراهم باشه اونجا

بیمارستان هفده شهریور خوبه بنظرتون یا نه

مامای همراه هم داشتی میگن خیلی دانشجو داره یا اینکه دکتر برای بخیه نمیاد اره مامای شیفت میاد بخیه میزنه دانشجو هاهم بعضی وقتا میزنن ک یاد بگیرن راسته 🥲

سوال های مرتبط

مامان Panah🪽🩷 مامان Panah🪽🩷 ۱۵ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت یک
من تو بارداری هفته ۱۸ سرکلاژ شدم و استراحت نسبی بودم و هفتگی امپول میزدم و از هفته ۳۲ دیگه امپول رو دکترم قطع کرد و سرکلاژم رو هفته ۳۷ باز کردم بعد از اون معاینه شدم و گفتن لگن خوبی برای زایمان طبیعی داری منم فقط پیاده روی کردم یک روز در میون و خاکشیر و رابطه داشتم و ۳۹ هفته و ۶ روز رفتم سونو دادم فهمیدم اب دور جنین ۶ شده که کم بود و به ماما همراهم گفتم و اونم گفت برو بیمارستان بستریت میکنن منم رفتم بیمارستان ۱۷ شهریور اونجا معاینم کرد ۳ سانت بودم بدون درد ولی اونجا پذیرش نکردن و گفتن باید بری بیمارستان امام رضا یا بیمارستان قائم منم خیلی ترسیدم ولی در نهایت رفتم بیمارستان امام رضا،از در ورودیش انقدر ترسیدم که نگم براتون خیلی وحشتناک بود رفتم اونجا همه دانشجو و داغون بودن محیط بسیار کثیف و افتضاحی بود دانشجوهاشون ریختن سرم چندبار معاینم کرد میگفتن چرا ۴ سانتی ولی درد نداری خلاصه تو همون یک ساعت خیلی اذیتم کردن
مامان دنیز مامان دنیز ۳ ماهگی
#تجربه زایمان
منم اومدم تجربه زایمانم رو بگم
من36 هفته و4 روز بودم که رفته بودم سونوگرافی آخرم رو بدم و از اونجا برم پیش دکتر که درمورد سزارین به توافق برسیم،چون شکم اولم قبول نمیکردن تو بیمارستان دولتی ، بیمارستان خصوصی هم باید میرفتم مرکز استان که 2 ساعت راهه و سختم بود،تو مطب دکتر گفت بیا معاینه لگن کنم ، معاینه کرد گفت 3 سانت رحم باز شده،فوری برو بیمارستان بیام دارو تجویز کنم بلکه چند روزی بشه به تاخیر انداخت، اومدم دوش 5 دیقه ای گرفتم وسایلمو جمع کردم ، کلا نیم ساعت طول کشید تا برسم بیمارستان، رفتم تریاژ، دکترم اومد بالاسرم و مجدد معاینه کرد گفت 6 سانت باز شده رحم، سر بچه دیده میشه،فوری رفتیم اتاق زایمان، التماس میکردم خانوم دکتر من تحمل زایمان طبیعی ندارم ،سزارین میخوام ، ولی اجازه نداد ، روز خیلییییی بدی بود برام ، واقعا تحمل درد طبیعی رو نداشتم ، بدنم نا نداشت ، دکتر میگفت زور بزن ، زوری واسه زدن نداشتم ، اینم بگم که تا وقتی بستری بشم هیچ علامتی از زایمان نداشتم،حتی درد، ولی اتاق زایمان بهم سرم زدن ، اون باعث شد دردم گرفت،تو اتاق زایمان التماس میکردم خانوم دکترپمپ بی دردی میخوام ، وحشتناک بود ، دکتر میگفت همکاری نمیکنی ، چون اصلا ورزش نکرده بودم کلاس نرفته بودم هیچ آمادگی واسه زایمان طبیعی نداشتم
مامان محمد🌥️🤎 مامان محمد🌥️🤎 ۷ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
پارت 1✅
من ۳۶ هفته شب رفتم بیمارستان معاینه شک داشتم که کیسه آبم سوراخ شده باشه و با ماما صحبت کنم که بشه ماما همراهم
معاینه شدم گفت مشکلی نداره و یه سانتی.. ورزشا و چیزایی که باید میخوردمو بهم گفت و باز چک لیستشونم برام نوشت که من تو تاپیکام برا مامانا گذاشتمشون
بعد از معاینه درد شدید کمر گرفتم با فشار داشتم و ازم یه چیزای ترشح بزرگ میومد ترسیدم..اینم بگم خونه مادرشوهرم اینا بودم..زنگ زدم مامان بابامو کشوندم بیمارستان گفتم منو درد زایمان گرفته..رفتم بیمارستان ماما گفت نه عزیزم همون ۱ سانتی دردت بخاطر معاینس تجربه زایمان طبیعی
دردشو تحمل کردم کم تر شد خیلی کم ولی ترشحا رو هنوز داشتم..یک هفته ورزش کردم ماما گفته بود جمعه شب یعنی ۲۱ آذر که میشدم ۳۷ هفته و ۳ روز برم معاینه تحریکی
این یک هفته ورزش کردم و هرچیزی گفته بود خوردم
شد جمعه شب و رفتیم بیمارستان معاینه کرد گفت هنوز همون یک سانتی تحریک کرد شد 2 سانت ماما گفت سر بچه کلا پایینه و کیسه آب نازک شده پس چرا رحمت باز تر نشده گفت برو خونه امکانش هست کیسه آبت پاره شه شایدم نشه گفت احتمالأ تو یک هفته آینده زایمان میکنی
مامان آرشام مامان آرشام ۳ ماهگی
تجربه زایمانم
سزارین
ساعت۶صبح ۲۹اسفند ۴۰۴ کمردرد ودل دردشدیدی گرفتم باخودم گفتم صبر کنم ببینم خوب میشم یانه چون هفته ۴۰ بودم وبرای زایمان طبیعی آماده نبودم واز یه هفته قبل هی میرفتم بیمارستان معاینه میشدم ومیگفتن باز نشدی وبرمیگشتم
روز قبل زایمان رفته بودم پیش دکترم وقرص گل مغربی داد استفاده کنم تا ۵عید برم زایمان کنم اما فرداش با درد شدیدی که داشتم بالاخره رفتم بیمارستان نور
رفتیم اورژانس هنوز قابل تحمل بود دردم رفتم nstدادم یدفعه دردم بدتر شد جوری که دکتر اومد بالا سرم معاینه کرد گفت دختر تو باز نشدی چجوری طبیعی میخوایی زایمان کنی وگفت ببریدش برای سزارین تا همسرم رفت کارای بستری کنه من کیسه آبم پاره شد وکثیفی اومد بیرون مامانم پیشم بود به دکتر گفت دخترم خونریزی داره؟دکتر نگاه کرد همه رو بیرون فرستاد وتنم لباس بیمارستان پوشوندن وآماده شدم برای عمل بعد یه ربع پسرم دنیا اومد وحسابی کثیف کرده بود🫢اگه سزارین نمی‌شدم خطرناک بود ولی باهمه سختی با دیدن پسرم همه دردام یادم رفت🥹
مامان دلوین 🩷 مامان دلوین 🩷 روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان طبیعی من پارت ۱ :
بیمارستان تخت جمشید ، دکتر اکرم هاشمی آشتیانی
مامانای گل ممنونم از تبریک هاتون نشد تک به تک جواب بدم
من از ۱۷ هفته تا ۳۷ هفته سرکلاژ داشتم و استراحت تقریبا مطلق بودم ، فک میکردم اصلا نتونم طبیعی زایمان کنم چون فعالیت نداشتم ...
خلاصه ۳۷ هفته و ۱ روز دکتر سزکلاژمو باز کرد که یک سانت بودم همون لحظه و گفت پیاده روی کن ، ورزش کن و برقص ... منم از بیمارستان که برگشتم روز بعدش وسایلمو جمع‌ کردم و رفتم خونه خودمون چون پله داشتیم ( ۵ ماه خونه بابام بودم )
ولی همین پیاده روی و پله که رفتم پاهام عین پفک پف کرد 😭 گفتم پس دیگه پیاده روی هم نمیتونم اما کم کم تو خونه فعالیت داشتم ...
چند روز که گذشت دیدم رو طرف چپ شکمم پر شده از دونه های قرمز ، ویزیت بعدی نشون دکترم دادم گفت چیزی نیست کهیر بارداریه ...
معاینه م کرد گفت دو سانت شدی و بعدشم یه معاینه تحریکی برام انجام داد که تا یک روزم لکه بینی داشتم و ذکتر گفت احتمال ۹۰درصد تا اخر همین هفته زایمان میکنی اگه نگردی ۸ تیر برو بیمارستان بستری شو ...