تجربه زایمان طبیعی من پارت ۱ :
بیمارستان تخت جمشید ، دکتر اکرم هاشمی آشتیانی
مامانای گل ممنونم از تبریک هاتون نشد تک به تک جواب بدم
من از ۱۷ هفته تا ۳۷ هفته سرکلاژ داشتم و استراحت تقریبا مطلق بودم ، فک میکردم اصلا نتونم طبیعی زایمان کنم چون فعالیت نداشتم ...
خلاصه ۳۷ هفته و ۱ روز دکتر سزکلاژمو باز کرد که یک سانت بودم همون لحظه و گفت پیاده روی کن ، ورزش کن و برقص ... منم از بیمارستان که برگشتم روز بعدش وسایلمو جمع‌ کردم و رفتم خونه خودمون چون پله داشتیم ( ۵ ماه خونه بابام بودم )
ولی همین پیاده روی و پله که رفتم پاهام عین پفک پف کرد 😭 گفتم پس دیگه پیاده روی هم نمیتونم اما کم کم تو خونه فعالیت داشتم ...
چند روز که گذشت دیدم رو طرف چپ شکمم پر شده از دونه های قرمز ، ویزیت بعدی نشون دکترم دادم گفت چیزی نیست کهیر بارداریه ...
معاینه م کرد گفت دو سانت شدی و بعدشم یه معاینه تحریکی برام انجام داد که تا یک روزم لکه بینی داشتم و ذکتر گفت احتمال ۹۰درصد تا اخر همین هفته زایمان میکنی اگه نگردی ۸ تیر برو بیمارستان بستری شو ...

۲ پاسخ

من این آخرا دونه قرمز زده بود رو شکمم نمی‌دونستم از چیه خیلی هم میخارییییییییید

بسلامتی گلم

سوال های مرتبط

مامان توت فرنگی مامان توت فرنگی ۱۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی با اپیدورال ( پارت ۱ )
خب از قبل ترش بخوام بگم من ۳۰ هفته که برا سونو وزن رفتم گفتن که دهانه رحمم ۸ میلی متر فانلینگه یعنی از بیرون بستست ولی از داخل ۸ میل باز شده حالت قیف طور دکترم گفت استراحت نسبی داشته باش که باز نشه ولی من طبق تشخیص مامانم رفتم خونشون و استراحت مطلق شدم😂
رفت تا ۳۲ هفته که لکه بینی داشتم رفتم بیمارستان معاینه شدم سونو دادم گفتن همه چی خوبه برو اگه خونریزی داشتی بیا لکه بینی زیاد مهم نیست دوباره ۳۵ هفته لکه بینی داشتم اول اهمیت ندادم گفتم مثل دفعه قبله ولی سه روز ادامه داشت باز رفتم معاینه شدم دو سانت باز بودم اینم بگم درد اصلا نداشتم فقط لکه بینی بود بعد دیگه دکترم گفت تا ۳۷ هفته برو فقط بخواب که دهانه رحمت خیلی نرم شده هر لحظه ممکنه زایمان کنی استراحت کن که ۳۷ هفته رو پر کنی
خلاصه با استراحت مطلق ۳۷ هفته روپر کردم ۳۷ هفته و ۵ روز رفتم پیش دکترم معاینه شدم هنوز دو سانت بودم گفت برو پیاده روی و ورزش کن دردت گرفت برو بیمارستان دردت نگرفت هم هفته آینده بهت نامه میدم بستری شی منم چون هم خسته شده بودم هم میترسیدم وزن بچم زیاده شه زایمانم سخت شه گفتم نمیشه همین هفته نامه بدین گفت باشه پس فردا بهت نامه میدم برو بستری شو😐(اصلا انتظار نداشتم قبول کنم یچی پروندم گرفت)😂 گفتم بدون درد برم اذیت نمیشم چون از اول بارداری هم استراحت مطلق بودم و تحرک اصلا نداشتم گفت دهانه رحمت خیلی نرمه سریع باز میشه لگنتم عالیه اذیت نمیشی چون شرایطط خوبه بهت اجازه دادم وگرنه به همه سریع نامه نمیدم
مامان پرنس کوچولو 👑 مامان پرنس کوچولو 👑 ۳ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی 🐣 🌸
پارت دوم
خب ورزش هامو هر هفته بیشتر میکردم پیاده روی و حرکت کنار جدول و ... انجام میدادم تا که رسیدم به هفته ۳۷ که واقعا خسته شده بودم 🥲سنگین بودم و دست و پاهام ورم کرده بود و خودمو تو آینه نگاه نمی‌کردم 😅دیگه ۳۷ هفته و ۵ روز بودم رفتم پیش ماما تا هم معاینه کنه و هم ببینم که کدوم بیمارستان می‌ره که فقط گفتش بیمارستان خصوصی می‌ره و من بیمارستان تامین اجتماعی میرفتم😐دیگه معاینه کرد و گفت لگنت خیلی خوبه و یک سانتی😒 یکم لکه بینی داشتم ، روز بعدش دوباره رفتم واسه معاینه تحریکی که انجام داد و کم کم دردام داشت منظم میشد دیگه ساعت ۴ معاینه تحریکی کرد و ساعت ۶ منظم شد دردام 😬😁
هر نیم ساعت دردم می‌گرفت و ول میکرد دردام هم سفتی زیر شکم و بالای شکم بود همینجور می‌چرخید دردش دیگه پیاده روی میکردم حالت سجده و گربه انجام میدادم و تا که ساعت ۱۰ دردام به ۵ دقیقه رسید و دیگه رفتیم بیمارستان ، ادامه پارت بعدی
#زایمان