۱۳ پاسخ

بچه من اصلا بغلی نیست و وابستگیه زیادم ندارم ولی با این حال دقیقا منم همین شرایطو دارم ولی فقط وقتی تنهاییم. دورش شلوغ باشه اصن یادش نمیاد ک مامان داره😂

دختر منم ک یک سال و نیمشه بدتر از اینه
حتی تو دسشویی آرامش ندارم میاد داخل حتی اگ در رو ببندم انقد در میانه گریه می‌کنه
از اول هم همین بود همش هم بددتر شد
حالا من بدبخت باردارم هستم می‌خوام چند ماه دیگ تیمارستان کنار پنجره ی تخت رزرو کنم برا خودم

وااااایییییی عین رفتارای پسر من رو نوشتی🥲🥲🥲🥲🥲
بخدا الان میخکوبم نمیتونم از جام پاشم خودشم داره بازی میکنه هااا

وابستگی داره عزیزم پسر منم اینحوری بود کم کم خوب میشه اما باید تحمل کنی

تازه اولشه

دقیقا دختر منم همینطوره

حالا این چیزی نیست که وایستا راه بره خسته تر میشی 😃😃

خدایا به ماها صبروتوان بده،دیروز رفتم سرویس بهداشتی ایقد گریه کرد نفس داشت میرفت،نمیذاره شیشه شیرش بشورم،میکنمش بغل تا براش صیونه و عصرونه اماده کنم چون باباش این ساعتا نیست،باورت میشه سه روزهست حمام نرفتم اونم تو تابستون😔

منم همینطور دخترم پیشمه تا تموم میخورم گریه می‌کنه داری بازی می‌کنه. یهو پا میشم گریه می‌کنه یا میبینی دارم میرم تو اتاق آشپزخونه ای از پاچم گرفته میاد دنبالم اصن یه وضعیحالا جالبیش اینه من اسباب کشی داشتم گزاشتم خونه مامانم دوروزه نبودم پیشش اصلا انگار نه انگار یادش باشه منم هستم

عزیزم اول بگم که حق داری خسته و کلافه بشی اسمش اضطراب جداییه طبیعیه و کم کم حل میشه سعی نکن یهو غیب بشی دختر منم مدتیه همین طوره تو گوگل سرچ کن یا از هوش مصنوعی بپرس بهت راهکار میده بازی دالی موشه خیلی انجام بده خدا قوت مراقب خودت باش این دوران زود میگذره

استرس جدايي اين سن عاديه عزيزم پسر منم همينه باباش ميخواد بره سركار اينقد اشك ميريزه كه نفسش ميگيره
ميرم دستشويي پشت در فقط گريه ميكنه

منم همینم خواهر ب خدا انگشت شست دستم قفل میکنه

دختر من یکسال و نیمشه بدترم شده هنو حالا حالاها ادامه داره.. با هیچکس ب غیر من نمیمونه از ۹ماهگی اینطوری شد

سوال های مرتبط

مامان Deniz janam مامان Deniz janam ۱۱ ماهگی
مامانا یه سوال
دختر من چند روزه به شدت بغلی شده یعنی حتی جلومم نمیشینه فقط رو پام، وقتایی که باباش نیست همش آویزونمه و گریه میکنه که حتی منو زمین نذار مثل آدمی که از چیزی میترسه جیغ میزنه لباسامو میکشه که منو زمین نذار،. یعنی واقعا خستم کرده باباشم باشه یه کم میره بغلش بقیش دوباره آویزونه منه ، کلا میگه رو مبلم میشینه من بغلت باشم، بغل هم که هست باز نق میزنه حوصلش سر میره یعنی دستشویی هم میخوام برم باید ببرمش نبرم کلی گریه میکنه حتی در هم باز بذارم باز نمیمونه، قبلا خیلی کمتر بود این موضوع میگفت پیشم باش اما الان میگه من رو پات باشم کلا ، یه مسافرت رفتیم هفته ی پیش نمیدونم اونجا چون زیاد بغل بوده اینجوری شده یا ترسیده از چیزی، یعنی دیوونه ام کرده نه اینکه به من وابسته باشه ها، اگر مادرشوهرمو ببینه کلا آویزونه اونه بغل منم نمیاد جیغ میزنه منو زمین نذار، مادرشوهرمو هفته ای یکی دوبار میبینه اونم دو سه ساعت الباقیش آویزونه منه دیگه کلافه ام واقعا به هیچ کاریم نمیرسم ، چیکار کنم به نظرتون؟ شما کسی این تجربه رو داشته؟؟
بارداری، اسهال، پوشک