فقط میتونم بگم ک از کمک بقیه استفاده کن
و نه نگو
من روزی چند ساعت پسرم خونه مامانمه و من استراحت میکنم و کارامو میکنم
وقتایی هم ک شوهرم خونس من فقط شیر میدم و اروغ و شستن با اونه
فعلا اوضاع اینه تا ببینیم چی میشع
من سرکارم باید برم چندماه دیگه😓
خیلی خیلی به سختی و این که یقین داشته باشین تا یکی دو سال آینده قرار نیست مثل قبل از تولد نی نی به همه چیز برسین.
مثلا من الآن سینک مون ظرف کثیف نداره اما خونه نامرتب، جاروبرقی لازم داره و لباس شسته شده و جمع نشده دارم.
همون کارهای بچه بیشتر انجام میشه.
دیگ همه همین طور بودیم این مراحلم کم کم میگذرونی عادت میکنی
عزیزم اوایل خیلی سخته ولی کم کم عادت میکنیم منم تا ۱۰ روز خونه مامانم بودم هی میگفتم از خونه مامانم برم چه بلایی میخواد سرم بیاد من نمیتونم از پس هیچی بر نمیام ولی خدا را شکر الان دخترم سه ماه و چند روزشه خدا را شکر هم از پس خونه و زندگی هم از پس شوهرم از پس دخترم همه برومدم
من متاسفانه ۳ نفری امنمیتونیم از پس بچه بر بیایم اومدم خونه مامانم تا وقتی ی کم خوب شه بچه
شوهر من فقط یکم دور بچه می موند
نه پوشک عوض کرد
نه بغل کرد
اون اولا منظورمه
غذاهارو دو وعده ای بپز
فریز کن
بذار بخچال
همینکه ظرف میشوره خوبه
شوهز من ظرفم نشسته برام تو عمرش
اوایل اینجور هست منم همینجورم حتی ناهار نمیتونم بپزم ک گاهی از بیرون میگیرم
خوابم ک ندارم زیر چشمام گود شده و لاغر شدم
تا شش ماهگی بچه وضع همینه خودتو اذیت نکن
همه همینیم بعد چهل روز باز بیشتر ب شرایط مسلط میشی
بنده خدا شوهرم کمک دستم یه وقتا میبینی نهار شام با خودشه یا صبحونه
از این به بعد روال همینه.
من اولویت اولم دخترم هست بعدش که خوابید میرم دستشویی دیگه دارم میترکم ها ولی مجبورم اول اونو بخوابونم.بعدش غذا میپزم ناهار و شام یکجا میذارم غذا خوردنی هم دخترمو من نگه میدارم شوهرم غذا میخوره بعدش عوض میشیم اون بچه رو نگه میداره من غذا میخورم یا برعکس .حتی شب هم من نمیتونم برم پیش همسرم ببخشیدها اونقدر زمین خوابیدم کمر درد زانو درد گرفتم چون میخوام دخترم به اتاقش عادت کنه .در ضمن شوهرم اصلا شبها کمک نمیکنه که هیچ اعتراض هم میکنه که صدای بچه نمیذاره بخوابم در حالی که قشنگ خر و پف میکنه منم هر دو سه شب یکبار از ضعف بیخوابی گریم میگیره همه چیز افتاده گردنم هیچ کمکی هم ندارم نه مادری نه خواهری هیچی 😔😔
یعنی چی پس اون شوهر به چه درد میخوره
شنیدم اوج سختیش چهل روز اولشه بعدش دیگه مراقبت هاش کمتر میشه
منم قراره مامانم ده روز بیاد پیش و تموم بعدس خووم باید کارای خودمو بکنم
خدابهت قوت بده
گلم هراز گاهی از کسی بخواه کمک حالت بشه حداقل یکم بیشتر استراحت کنی
تولک به خدا کردم میرم جلو روانی شدم با تو بچه
منم دارم از بی خوابی میمیرم😫😫😫
کاملا بهت حق میدم منم یاد داشتامو میخونم و دقیقا توش نوشتم دلم میخواد یساعت پشت هم بخوابم ولی وقت نمیشد
ولی میگذره
کم کم به روال جدید عادت میکنی کم کم خواب بچه بهتر میشه و تو هم عادت میکنه توی تایمی که خوابه به کارات برسی
منم همینم🥲
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.