۲۳ پاسخ

عفونت هم داشتی بعد سرکلاژ ؟
دارو چی استفاده کردی ؟

سلام عزیزم مبارک باشه انشاالله قدم دخترت خیر باشه و باحضورش تمام سختی های دوران بارداری تو فراموش کنی❣️
هرروز چک میکردم صفحه تو و برات دعا میکردم وقتی نوشتی زایمان کردی از ته دل خوشحال شدم برات✨
منم طول سرویکسم کمه و استراحت
مطلقم
خیلی ناامیدم از نظر روحی بهم ریختم حسابی نمی‌دونم یک دقیقه دیگه چی پیش میاد و بلاخره منم دخترم و میبینم یانه؟
ببخشید این سوال و میپرسم ولی برام انقدر مهم شده شبا خواب شو میبینم.
وقتی دخترت به دنیا اومد آووردنش کنارت؟ تونستی لمسش کنی یا باید سریع می‌رفت زیر دستگاه؟
تمام غصه م اینه بعد اینهمه سختی و درد و...که خودت بهتر میدونی بچه مو رو سینه م نزارن😭

عزیزم دکترتون کی بود و سزارین اختیاری بودید ؟ زیر میزی دادید؟ بیمارستان با بیمه حساب کرد براتون یا نه

مبارک باشه عزیزم خدا نتیجه زحمتاتو داد❤️❤️

آخی عزیزم زه سلامتی انشالله که زودی زود مرخص بشین❤️🤲

دکترت کی بود عزیزم، چقدر هزینه گرفت؟

عزیزم به سلامتی ایشالا 😍

سرکلاژ داشتی ؟؟؟ موقع عمل بازش کردن؟

مبارک باشه عزیزم . بعد از اینکه مرخص هم شدی برامون تجربتو بزار 💖💖

عزیزم هزینه بیمارستان آریا چقدر شده سزارین

مبارکتون باشه ان‌شاالله زود بغلش میگیری😍
دیدم تو کامنت‌ها گفتید بیمه البرز هستین
آیا هزینه سزارین رو بیمه البرز آنلاین حساب میکنه یا خودمون حساب میکنیم و بیمارستان فاکتور میده؟
و اینکه هزینه سزارین بیمارستان آریا چقد شد؟

پمپ درد همون اپیدراله یا فرق داره؟

به سلامتی عزیزم مبارکه انشالله با دل خوش دوتایی برگردین خونه🌸🎀

به سلامتی زایمان کردی 😍
تبریک میگم 👶🏻
نی نی کوچولو خوش قدم باشه براتون
ان‌ شالله که‌ بزودی م حالش خوب شه بیاد تو بغلت 🤲

مبارکه هم هفته من زایمان کردی چقدربودوزنش

عژیزم علائم و دردت چجوری بود؟

مامان دخترم خبر ندازی بیمارستان اریا زایمان طبیعیش رایگانه یا با هزینه اس؟

انشالله شرایطش‌بهتر میشه و زود بغل میگیریش‌عزیزم
ضربان قلبش چندبود؟

عزیزم مبارک باشه انشالله بسلامتی و دلخوشی میرید خونه😍نی نی چند کیلو بود؟؟؟
واقعا سخته بدون پمپ درد من زایمان اولم نداشتم مردم از درد اینسری حتما میزارم

مبارک باشه عزیزم /وزن بچه چقدربود

عشقم هزینه nicu رو پرسیدی؟

مبارک باشه‌ احتنال زایمان زود رس داشتین از قبل؟ امپول ریه زده بودین؟

عه زایمان کردی
بسلامتی عزیزم انشاالله ازاین به بد‌کلی روزای خوب با دختر گلت داشته باشی عزیزم🥺❤️🙏🏻

سوال های مرتبط

مامان دخترم🍭 مامان دخترم🍭 روزهای ابتدایی تولد
تجربه من از زایمان توی ۳۴ هفتگی
دو روز بود که خیلی فشار روی واژن و مقعد ام حس میکردم
به دکترم پیام دادم گفت خودتو سریع برسون بیمارستان
رفتم ۳ سانت باز بودم و چون میخواستم سزارین بشم گفت بهتره ختم بارداری بدیم
خلاصه سریع لباس هامو پوشیدم و رفتم اتاق عمل
به جرات میتونم بگم که توی اتاق عمل هیچی متوجه نشدم و تزریق بی حسی ام هیچ دردی نداشت
عمل تموم شد و رفتم ریکاوری
یکم لرز داشتم و کم کم داشت بی حسی پاهام از بین میرفت
تقریبا دوساعت و نیم طول کشید تا بی حسی کمتر بشه البته برای اینکه کامل از بین بره تقریبا ۸ ساعتی طول میکشه
کم کم دردام شروع شد و من مقاومت میکردم ک پمپ درد نگیرم ولی مجبور شدم بگیرم و خیلی خوب بود شماهم حتما بگیرید
رفتم توی بخش لباس هامو عوض کردن شیاف گذاشتن و تمام
فرداش رسید و باید راه میرفتم
واقعااااا سخت بود بنظرم سخت ترین بخشش همین راه رفتن بود
گفتن تا شکمت کار نکنه مرخص نمیشی
لاکسی ژل خوردم و اوکی شد
بچه ام ۴ شب توی nicu بود
خداروشکر مشکلی نداشت فقط گفتن باید ۷۲ ساعت تحت نظر باشه
راجع به هزینه ها هم بگم که
بیمارستان آریا بودم
دکتر ۲۵ تومن دستمزد گرفت
بیمارستان با پمپ درد و بدون اتاق خصوصی شد ۴۷ تومن
تخت nicu شبی ۳۹ میلیون شد البته گفتن دارو ها آزاد حساب میشه
من بیمه تکمیلی داشتم معرفی نامه از بیمه بردم بیمارستان و با بیمه حساب شد بجای ۱۵۷ میلیون کلا ۷ میلیون گرفتن
وزن بچه ۲.۱۶۰ بود
مامان مهدا مامان مهدا روزهای ابتدایی تولد
تجربه سزارین ۲

سوند رو که میخواستن بزنن گفتن باید پاهاتو کامل باز کنی خیلی زود زدن ولی اولاش یکم سوزش و احساس نشت داشتم که گفتن طبیعیه
بعد نیم ساعت رفتم اتاق عمل
آمپول بی حسی خیلی درد نداره ولی برای من تزریق نمیشد چهار پنج بار هی زدن که واقعا اذیت شدم
تا تزریق شد گفتن سریع بخواب
یکی دو دقیقه طول کشید تا بی حس بشم حس گرما رو تو پاهام خیلی دوس داشتم
قسمت بد ماجرا این بود که آدم کامل لخت بود و اتاق عمل پر از مرد بود
دخترم هی از این طرف شکم میرفت اون طرف و نمیتونستن در بیارنش هی فشار میاوردن گاهی واقعا حس میکردم الان از رو تخت میوفتم تا دو روز بعد از زایمان دنده و قفسه سینم بخاطر فشار ها درد میکرد
دخترم دنیا اومد که اصن از حس و حالش نگم
بعد حدود ۲۰ دقیقه طول کشید تا بخیه زدن
بعد انتقالم دادن ریکاوری
قبلا فک میکردم ریکاوری آدم اذیت میشه ولی واقعا آدم نیاز داره به ریکاوری
حدودا چهل دقیقه ریکاوری بودم دخترمو آوردن شیرش دادم
بعد رفتیم اتاقم
من اینجاها یکم احساس گیجی. داشتم
رسیدگیشون واقعا عالی بود یعنی آدم واقعا همراه نمی‌خواست
پمپ درد داشتم
دردش واقعا قابل تحمله
بلند شدن از تخت اصلا سخت نبود من بدون کمک بلند شدم
مامان لِنا🩷 مامان لِنا🩷 روزهای ابتدایی تولد
سلام تجربه سزارین من؛
من برای یه ازمایش ساده رفتم بیمارستان ولی بعد از nst گفتن افت ضربان قلب داره..سریع باید سزارین اورژانسی بشی(خودم سزارین اجباری هم بودم بریچ بود)از یه ازمایش ساده رفتم به اتاق عمل!هیچی نبرده بودم با خودم قشنگ تو شوک بودم..سوند رو قبل عمل گذاشتن وقت هدر نره..خیلی بد بود خیلی درد داشت برام..در اوردنش هم خیلی درد داشت!سوزن بی حسی اصلا درد نداشت نفهمیدم فقط یه ذره ترسیده بودم چون میگم که کلا توشوک بودم!بچه به دنیا اومد نفسش رفته بود خیلی وضعیتش خوب نبود اصلا ندیدمش سریع بردنش ۴۵ دقیقه طول کشید دوختن دیگ رفتم توی ریکاوری..ماساژ هم ۳ بار دادن..بار اول بعد از بی حسی بود که بازهم درد داشت بار دوم توی ریکاوری..بار سوم بعد از بی حسی بود که درد داشت واقعا!!!پایین اومدن روتخت بار اول خیلی سخت بود..۲۴ساعت بعد از عمل تازه دردم شروع شد خیلی واقعا بد بود برام اصلا آروم نمیشد وقتی مرخص شدم اومدم خونه بهتر شدم الانم شکرخدا بهترم..فقط دلم پیش لنا هست ان شاالله زود بیاد خونهههه.ان شاالله همه ی نی نی ها سالم و سلامت بیان خونه♥️♥️ سوالی بود در خدمتم
مامان بنیامین ❤️‍🔥 مامان بنیامین ❤️‍🔥 ۱۴ ماهگی
۸/۲/۱۴۰۴ ۴۰ هفته و یک روز بودم رفتم سونوگرافی و نوار قلب جنین گفتن ضربان قلبش پایین اومده باید بری بیمارستان اومدم بیمارستان کم‌کم دردام داشت شروع میشد معاینه کردن ساعت سه یک سانت باز بودم رفتم برای بستری ساعت پنج و رب بستری شدم دوسانت بودم اصلا هیچ دردی نداشتم تا ساعت هشت و نیم سه سانت شدم بهم آمپول فشار زدن از ساعت هشت و نیم تا ساعت یازده رسیدم به پنج سانت دردش جوری بود که کمرم خیلی درد می‌گرفت اصلا نمیتونستم خوابیده باشم ولی مجبور بودم کمرم و می‌گرفتم بالا می‌گفت باید زور بزنی تا شیش سانت بشی بعد اپیدورال میکنیم دیگه واقعا دردش بالا رفته بود و خیلی درد داشتم زیر شکمم و پایین کمرم سمت لگن و ران پاهام فوق‌العاده درد شدیدی داشتم کل بدنم سرد شده بود فقط جیغ میزدم تا اومدن معاینه کردن سریع اپیدورال آوردن زدن برام تا زدن احساس کردم کل بدنم و گرما گرفته از سمت کمرم رفت به سمت شکم و پاهام دیگه دردی احساس نمی‌کردم درد داشتم ولی مثل درد پریود خیلی خیلی کمتر تا نه سانت نه سانت که شدم دوباره دردام رفت به سمت شدید شدن وقتی دردام زیاد شد فول شدم دردم مثل همون پنج سانتم بود اما سی ثانیه بود می‌رفت دو دقیقه بعد میومد یه خانم پرستار اومده بود همراه با ی ماما فشار میدادن شکمم رو که بچه بیاد بیرون وقتی اومد بیرون بچه خیلی راحت شدم اما جفتش مونده بود چندبار فشار دادن بخاطر جفت بعدشم بخیه زدن که من بیحس بودم چیزی احساس نکردم
مامان شاهان👑❤ مامان شاهان👑❤ ۱۲ ماهگی
تجربه زایمان سزارین پارت دو✨😌
دهانه رحمم به سه سانت ک رسید کیسه ابمو پاره کردن آمپول اسپاینال زدن بهم دردامو خیلی کمتر حس میکردم ساعت دوازده شب بود دکترم اومد بالا سرم من نفس تنگی گرفته بودم ضربان قلبمم خیلی رفته بود بالا به ماما گفتم من نمیتونم طبیعی زایمان کنم تروخدا سزارین کنید منو گفت باید طبیعی زاینان کنی همه میگن نمیتونم ولی زایمان میکنن بهم اکسژن وصل کرد چون ضربان قلبم بالا بود نفس تنگی هم داشتم ساعت یک دکتر اومد بالا سرم گفت این که ضربان قلب جفتشون داره نویز میندازه خطرناکه باید عمل بشه ولی ماما هی میگفت من احیاش میکنم چیزی نیس داره خوب میشه ضربان قلب جفتشون اخه ضربان قلب نی نی هم اومده بود پایین نمیدونم چرا مامای بالاسرم گیر داده بود من حتما طبیعی زایمان کنم دکتر از اتاق رفت بیرون با دوتا دکتر دیکه اومد اونا هم گفتن باید عمل بشه منو اماده کردن رفتم اتاق عمل چون من اسپاینال زده بودم اصلا آمپول بی حسی ک تو اتاق عمل زدن رو متوجه نشدم ساعت دو صبح نی نی منم بدنیا اومد
مامان علی 🩵 مامان علی 🩵 ۸ ماهگی