۶ پاسخ

من همیشه فکر میکردم همه ی مادرا مثل خودم میشن میگفتم خدا چقدر بزرگه مادر و حواس جم میکنه من بچه نفس محکم بکشه پریدم از خواب
تازه من بچه هام و تو اتاق خودشون میخوابونم و میرم بهشون شیر میدم با کوچکترین هن و هونشون میرم اتاقشون

من که با صدای نالش بیدارم
خیلی بده
نمیتونم اصلا بخوابم

برو دکتر شاید یه قرصی چیزی داد منم مثل تو هم ولی خونه مامانم زندگی میکنم میدم مامانم یا بابام یا شوهرم😂😂

بدنتون خسته زایمانه برا همین
منم نمیفهمیدم بعد ۲۵ روزگیش دیگه فهمیدم

من ک به بدبختی بیدار میمونم هیچی بیدار نگهم نمیداره

منم میترسم مث شما باشم آخه خوابم بیاد هیچی جلو دارم نیس

سوال های مرتبط