۱۰ پاسخ

دختر من خیلی لوس شده ،خیلی لجبازی میکنه،میگم یعنی این چه جوری قراره بره مدرسه چه جوری قراره کاراشو بکنه،چشم آب نمیخوره

والای بخدا دیونه شدیم بزرگه از همه بیشتر اذیت میکنه.
ب هیچی قانع نمیشه جیغ و قهر و دعوا
اصن هیچجوره کنار نمیاد

واای من که بچه هام ۳ ونیم ۵و نیم هستن جفتشون تو سن لجبازی و اذیت فحش هم یاد گرفتن. من دیگه همش تو خونه دارم جیغ میزنم دعواشون میکنم

بله پسرمنم جدیدا لوس و لجبازشدت

چرااااچی شده؟؟همه ی بچه هاذهن همومیخونن که تصمیم بگیرن اینجوری لجبازبشن وحرفشونوبه کرسی بشونن من دیگه رددادممممم

مت یه دختر 5 ساله یه پسر 3 ساله دارم پسره کمتر اذیت میکنه دختره با اینک بزرگتره هی گیر میده هی میچسبه ب ادم

وا پسر منم همینجوریع
همیشع کمکم کارای کوچیک می‌کرد مثل سفره انداختن جمع کردن،لباسای خودشو توکمد میذاشت و مرتب می‌کرد کلا اتاقشو
ولی تازگیا خیلی کم اونم با داد خودم🤦‍♀️
میدونم اشتباه هم هست داد کشیدن رو سر بچه تو این سن کم ولی خودم حمله ترس و اضطراب دارم باعث و بانیشم باباشه😔
چندروزه میگع مامان برو دکتر ی دختر بخر کمکت کار کنع من پسرم😅

اره دختر منم یه مدته مثل بچه ها زود گریه میکنه لجباز شده

فکر میکردم فقط پسر من اینجوری شده
بهم میچسبه مثل بچگیاش
همش بهونه میگیره نق میزنع داد میزنه خیلی زود رنج..

بچه شما هم همینطوره؟؟وای من رد دادم دیگه چرا بزرگتر میشن بدتر میشننن

سوال های مرتبط

مامان دلی ماه مامان دلی ماه ۵ سالگی
آخر هفته ها که میایم خونه ی مامانم خواهرم بچه هاشون میزاره و میره به کاراش برسه ۳ تا داره یه ۱۵ ساله یه ۱۱ ساله یکی هم ۱ سال و دو سه ماهشه این فسقلی ته تغاریشونه و خدا خواسته بعد وقتی من باشم مانانم میگه حوصله ندارم تو به این بجه برس ولی خبر نداره من از خودش بدترم عین یه زن ۵۰ و ۶۰ ساله شدم بعد از این بجه های بدقلق و بد غذا هم هست دیگه بیشتر رغبت نمی کنم بهش برسم بجه های خودم اینجوری نبودن و خوش خوراک بودن حالا به غیر از یه مدت که ماهلین میکروب معده و رفلاکس شدید داشت ولی در حالت عادی خوب بود خلاصه امردز خواهرم ساعت ۴ داشت میرفت گفت نیم ساعت دیگه پوش ملورین رو عوض کن و شیرش بده و بخوابونش ولی من کاملا عذا گرفته بودم 🥴ولی گفتم گناه داره دیگه بجه رو به من سپرده قبلا اونم یه وقتایی کمک من می کرد بزار کمکش کنم خلاصه اومدم بچه رو به زور با بی حوصلگی تمام پوشک عوض کردم و شیر دادم و خوابوندمش اصلا حوصلشو نداشتم اصلا من دیگه به هیچ عنوان نمی تونم یه بجه رو از اول به دنیا بیارم و بزرگ کنم دیگه آدم قبلی نیستم و نمیشم دیگه میگم شاید یه دلیلش اینه که سر این دوتا خیلی سختی کشیدم تا بزرگ شدن عاشق بچم ولی دیگه حوصله رسیدگی به بجه کوچولو رو ندارم قبلا چقدر با عشق کارای این دوتاشو می کردم تو نوزادی الان یکی بچشون بسپاره به من زورم میاد یعنی همه اینجوری هستن یا من خیلی زود دارم پیر میشم ؟؟🫤همیشه میگم خداروشکر دوقلو شدن اگه نه دیگه حوصله زایدن و بزرگ کردن از اول نداشتم 🤭البته اینو بگم خواهرم سنش بالاس
مامان حسین وتودلی مامان حسین وتودلی روزهای ابتدایی تولد
سلام خسته نباشید
ببخشید یه سوال داشتم هرکس می‌دونه کمکم کنه فکرم خیلی درگیر
من پسرم پنج سال و چهار ماهشه وقتی تو باردار بودم پسرمو عدد Nt
کمی بیشتر بود فرستادن منو آزمایش خون که گفتن احتمالش یک در هزار و میتونی بچه رو نگه داری و هیچ آزمایش دیگه ای هم منو نفرستادن الان پسرم پنج سالشه فرم چشماش کمی با من و پدرش فرق می‌کنه چشمای من و همسرم درشت پسرم خیلی چشم های ریزی داره اما از بچگی حرکتی رو دیر انجام نداد همه خوب بودن مثلاً به موقع نشست چهار دست و پا راه رفتن دندان در آورد غذا خوردن شیر خوردن از شیر و از جیش گرفتن همه خوب بود اما الان که قبل از پیش دبستانیش هست من خیلی نگرانشم مثال اعداد رو زیاد بلد نیست فقط تا سه دقیق می‌دونه بقیه رو هی یادش می‌ره یا اصلا کلمات رو بلد نیست میشه بگید بچه پنج ساله که کارهایی از نظر هوش باید انجام بده من شب و روزم شده گریه خیلی سخته که اطرافیانت است همه مدت فکر کن بچت سالم بوده و یهو بخام بگم پسر من سندرم دان داره اصلا نمیتونم چون دکتر احتمال داده بود این فکر ها میاد تو سرم یا چون بچه حالت چشماش با من و پدرش فرق می‌کنه لطفاً راهنماییم کنید 🙏😭🥲
مامان فرشته کوچولو مامان فرشته کوچولو ۵ سالگی