۷ پاسخ

من ک از چندماهه گرفتم لاک تلخ زدم .دیکه سمتش نمیومد. ب بعد هم تا چن وقت چسب پهن میزدم ولی شب تو‌گیج خواب بود بهش میدادم

من پسرمو دوماه میشه از شیر خودم گرفتم چسب برق زدم ولی شیر خشک روز یه بار وشب هم یه بار میدم ۹۰تا عصر ۱۸۰تا شب قبل خواب میدم خواب شبش خوب شده ساعت ۱۱بهش غذا میدم تا صبح بیدار نمیشه تقریبا
چون شیر خشک میخورن از سینه خیلی راحت گرفته میشن اصلا سخت نیست فقط باید حواست باشه از شیر خودت گرفتی وعده های شیر خشک رو زیاد نکنی

عین دختر من ، رژ لب بزن دورشو قرمز کن دیگه لب نمیزنه

پسر منم دقیقا این شکلی بود ولی من تدریجی از شیر گرفتمش
ببین بچه ها تو این سن سه روز ی چیزی براشون تکرار بشه بهش عادت میکنن‌
من سه روز پشت هم روزا همش خودمو مشغول ی کاری میکردم ک بیکار نباشم بشینم پیشش وقتیم باباش خونه بود سزگرمش میکرد یا بیرون میبرد. فقط واسه خواب ظهر و شب بهش شیر میدادم بعد کم کم عادت کرد می‌گفت ممه میگفتم ن مامان فقط موقع خواب دیگ گیر نداد بعد از چند وقت هم شیر خوابش رو قطع کردم دو شب با بغل خابید دیگه بهش میگفتم بخاب تا ماساژت بدم عادت کرد الآنم سرشو می‌زاره رو دستم میگه ماساژم بده میخابه

بهترین کار یه دفه گرفتنه عزیزم من تلخک زدم خوردم کلپوره زدم خورد اخر سس تند قرمز زدم اومد جلو ترسید نخورد شب اول بهونه گرفت شیر گاو تو شیشه دادم روز بعدش هیچی نگفت شبش گغت مامان ممه گفتم اوف شده گفت ابه بده منم اب دادم دیگه رفت که چیزی بگه بهانه میگیرن اذیت میکنن چند وقتی ولی دیگه خودتون راحت میشین چون شیر ما بعد دوسال اصلا چیزی نداره و اینکه اصلا فکر نکن که سخته من واسم غول شده بود ولی دیدم راحتتر از چیزی بود که فکرشو میکردم الانم ترس پوشک و دارم

دیگه همونم قطع کردم

کجای قرچک هستین

سوال های مرتبط

مامان 🪷متینا🪷 مامان 🪷متینا🪷 ۲ سالگی
من خسته شدم از دست این بچه
خسته
روانی
دیوونه
نه درست غذا می خوره
یا باید دنبالش کنم براش هم می ذارم که خودش بخوره فقط پرت و پلا می کنه
فقططط
هر چی میگم پرت نکن بدتر انگار با شادمانی شروع می کنه
موقع خواب هم همش لگد می زنه
هر چی می گم پاهات رو بذار روی زمین با قربونت برم فدات بشم جیغ گریه داد
هیچی تاثیر نداره
فقط هر هر می خنده
یعنی چه موقع خواب چه موقع غذا من آنقدر حرص می خورم انگار ببخشید زهرمار داره تو جونم پخش میشه
نمی دونم چی کارش کنم
اینم نیست که حوصله اش سر میره
هر روز به یه بهانه ای بیرون از خونه ایم
نمی فهمم چرا آنقدر لج می کنه
از صبح که پا میشه میگ باهام بازی کن برام کتاب بخون
آنقدر براش کتاب هاش رو خوندم حفظ شدم
هر مدل بازی هم بگین می کنم باهاش چه دخترونه چه هیجانی و بدو بدو
کم آوردم دیگ واقعاااااا کم آوردم
دلم می خواد بنشینم یه گوشه خودمو فقط بزنم و گریه کنم
مگ از یه آدم چه قدر کار برمیاد
که به خونه زندگی و غذا و هزار تا چیز برسی
ازون طرف هم از صبح تا شب با یه بچه فسقلی سر و کله بزنی 😭😭😭😭😭
مامان آریا مامان آریا ۲ سالگی