۷ پاسخ

وقتی فول بودی چقدر درد داشتی؟؟زایمان اولت چطور بودی؟؟؟

مبارکت باشه عزیزم

منم خیلی پیاده روی کردم وزایمانم سریع تمام شد

خداروشکر برات راحت بوده اذبت نشدی
من فک‌کن امروز ساعت یک‌ظهر بستری شدم ۴۲ هفته و ۵ روز بودم ساعتای هفت شب معاینه کرد و گفت تو پنج‌سانتی تا ده شب تو تمومی زایمان میکنی وایییی ده شب شد فردا صبح ساعت هفت صبح من هنوز درد میکشیدم هر یساعت کثافتا میومدن معاینه نابود شدم بخدا ساعت هفت منو بردن سزارین اورژانسی 🤦🤦🤦😂😂😂هشت سانت هم شدم ولی پسرم تپل بود ماشاالله نتونستم زایمان کنم

چه عالی زایمان چندمتون بوده؟

چقدر عالی خداروشکر اذیت نشدی

چه راحت من ک اسم اتاق معاینه میاد مو ب تنم سیخ میشه از بس معاینه شدم و بی فایده

سوال های مرتبط

مامان فندوق مامان فندوق ۷ ماهگی
پارت اول
منم بلاخره بعد دو ماه نیم میخام تجربه زایمانم. رو بنویسم
دقیق 39هفته و چهار روز بودم عصرش با شوهرم رفتیم پیاده. روی حدود. س ساعت راه رفتم اومدم خونه دوش گرفتم اسکات رفتم چایی خوردم با خرما رفتیم بیمارستان ک معاینه بشم معاینه کرد گفت یک سانتی برو ورزش کن رفتم یکم تو محوطه بیمارستان قدم زدم اومدم خونه پیاده روی کردم دوباره دوش گرفتم حدود صدتا اسکات زدم دردم ببشتر شد خیلی ساعت س شب شد رفتیم بیمارستان گفت دو سانتی برو راه برو تا ساعتای پنج و شش زایمان میکنی رفتم ساعت هفت رفتم بیمارستان معاینه کرد هنوز ذو سانت بود گفت برو ساعت یازده ظهر بیاد اومدم خونه دردم شدید بود خیلی جوری ک هرکی میدید میگفت زایمان میکنی الان رفتیم بیمارستان دیگ گف باید چهارسانت بشی بستری میکنم عمه هام بودن گفتن همونجا پیاده روی کنی قبول نکردم اومدم خونه راه رفتم بهم دمنوش دادن ک کاش نمبخوردم دیگ دردهام شدید بود خیلی جوری هر ی دقیقه دردم میگرفت بهش میگیم چهار درد همون بود ک خاستیم بریم پیش طبیب شکمم رو چرب کنه تا دم در خونش رفتم

بقیه پارت بعدی
مامان نلین💕✨ مامان نلین💕✨ ۱۵ ماهگی
مامان آیهان مامان آیهان ۱۱ ماهگی
مامان میلا بانو💕 مامان میلا بانو💕 ۸ ماهگی
بچه ها بعد دوماه از تجربه سزاینم بگم حوصلم سر رفته

اول اینک من سزارین اختیاری بودم و قرار بود پنج شنبه ۸/۸زایمان کنم دکترمم فقط شنبه دوشنبه چهارشنبه مطب بود قرار بود چهارشنبه برم سکه رو بدم پنج شنبه برم بیمارستان ولی من از هفته قبلش جمعه سر گیجه و حالت تهوع داشتم همه میگفت درد زایمان ولی من میترسیدم برم بیمارستان بدون هماهنگی دکترم بگن ختم بارداری دیگ خلاصه دو روز این درد داشتم تا شنبه شب واژن درد شدید داشتم تا صبح ساعت چهار رفتم دسشویی دیدم یه لک ریز میبینم شانس آوردم روز یک شنبه دکترم درمانگاه بیمارستان بود رفتم پیشش گفت دهانه رحمت بازه سه سانت نیم بیا برات با اپیدورال طبی زایمان کنم گفتم نه دکتر جون بچت رحم کن من وحشت دارم دیگ گفت باشه ساعت چهار بیا بیمارستان ساعت چهار رفتم خودش هماهنگ کرده بود تا اسممو گفتم امادم کردن برا اتاق عمل نه شوند درد داشت در حد یه معاینه واژینال درد داشت نه اپیدورال ن جای بخیه ها دکترمم خیلی دکتر خوب و مهربونی بود ده تا بچه دیگم بیارم میرم تحت نظرش از هیچی نترسین بخدا اصلا درد متوجه نمیشین اینو از یه آدم بد مریض میشنوین



رفلاکس فرزند ‌پروری کولیک زایمان
مامان ارسلان مامان ارسلان ۱۱ ماهگی
پارت 1 زایمان طبیعی من
39 هفته کامل رفتم دکتر و دکتر گفت که یک سانت ونیم رحمت باز شدع
با اینکه از سه هفته قبلش هم پیاده روی رو شروع کرده بودم و هم مرتب شیاف گل مغربی مصرف میکردم و دوبار هم معاینه تحریکی شده بودم
ولی دهانه رحمم تکون نخورده بود
دکتر گفت من 30 تیر بیمارستان کلاله هستم وماهی فقط سه روز اونجام
همونجا عز مم رو جزم کردم که من باید همون روز زایمان کنم .
واقعا سختم بود دیگ ادامه دادن
دبگه او نسه روز باقی رو هم کلی پیاده روی کردم و روز موعود رقتم بیمارستان
ساعت 9 صبح بیمارستان بودم
معاینه کردن و گفتن هنوز دوسانت نشدی😐
گفتم مریض فلان دکترم و میخام منتظر بمونم تا بیاد
زنگ زدن که من اومدم
نامه هم دکترم داده بود که بهشون بدم
با ماماهاشون اشنا بودم وقبلا کلاسای پیش از زایمان با دوتا شون اشنا شده بودم و از شانسم هر دو شون بودن
قبل اینکه دکتر بیاد ورزش میکردم وهرکاری که به زامانم کمک بکنه
دکترم اومد وقشنگ معاینه تخریکی کزد وگفت ......