شوهرخرم بازم برام قیافه گرفته معلوم نیس بازم ننه عف. ر یت ه اش چی گفته دیروز تنها موندن رفته بود پسرمو بیاره پسرم با عموش بازار رفته بودن تنها موندن خلوت کردن پشت سرم گ. و. ه خوردن بعدش دیدم قیافه گرفته برام دنبال بهونه بود قهر کنه دعوا راه بندازه دیشب پسرم میگه بابا میرم حموم میبینه به حموم رفتنش گیر میده بیچاره میترسه ازش اجازه میگیره اونم میگه چقد حموم میری گفتم کی رفته حموم دوروزه نرفته عرق کرده انقد بازی میکنه از صبح تا شب خونه ننشه بعد پسرم همش میگفت برم بابا حموم برم اونم گفت برو گفتم ایلکین واسه چی اجازه میگیری واسه حموم رفتن بعد شوهرخرم سگ میشه پدرسگ میگه چیه هی متلک میندازی به تو چه اجازه میگیره اصلا نرو ایلکین نمیزارم بری ر. ی. د م دهن ننه ج. ن. د. ه. ات شوهر نداره هی مارو میزنه بهم میخاد بیاد با شوهرم بخوابه هرچقدرم میگی اخلاق شوهرم گ. و. هه چیزی نگو هی از خودش حرف میزنه به مامانمم میگفت به زن همسایه پشت سرم چی گفتی اونو حتما خبر داده باز

۴ پاسخ

واییی نههه پسرت رو بگو اصلا اجازه نگیره
چون شوهرت فهمیده نیست ک پیش خودشش بگه به به چ پسر با ادبی دارم، شعور همسرت خساست همسرت حکم میکنه در کمال پر رویی اب و برق و گاز مصرف کنید رو ندید بهش
مث بابای منه
بخدا زندگی رو هممون حروم کرده بود فرار کردیم از دستش شوهر کردیم تا راحل شیم
داداشم از همون بچگی اجازه کاری نداشت الان کارگری میکنه دوچرخه با پول خودش خریده اجازه سوار شدن نداره بابام یگه الان شاید پنچر شد۳۷سالشه هنوز نه اجازه زن گرفتن داده بهش نه میزاره از پولای کارگری خودش ی دست لباس بگیره
بخدا بیچارمون کرد این بابا

آخی طفلی بچه گناه داره
همه بچه ها گناه دارن از دست ما مادر پدرها
چقدر ترسونده ک از باباش اجازه حموم میگیره حالا دختر من هر کار میخاد کنه از من اجازه میگیره شوهرم هم بگه آره انجام بده بازم میاد پیش من اجازه نهایی میگیره
نمی دونم ازم زیاد نمیترسه اما من دعواش می کنم باباش هم گاهی دعوا می کنه حوصله ندارع صبح تا شب سر کاره بیچاره خسته میشه بهش حق میدم
اما واقعا خدا صبرت بده خیلی ی سری عا دیدم دارن زجر میکشن از دست شوهر و خانواده شوهر

دختر منم از باباش میترسه یه کلمه حرف میخاد بزنه بچم راحت نیست .خدالعنتشون کنه با این اخلاقای گندشون‌.
رفت حموم پسرت؟

اخلاق این سگو یاد گرفته هی میگه از خودش هم حرف درمیاره میگه میدونه این بشنوه پشت سرشون حرف زدم دعوا راه میندازه

سوال های مرتبط

مامان دووروجک مامان دووروجک ۵ سالگی
سلام
اصلاادم نمیدونه چکارکنه بااین شوهرمن بادوستمم نشسته بودیم توخونه بعدپسرش باپسرمن دوست بودن دم درفوتبال بازی میکردن بعدپسرم میگه اون توپ شوت کرده گل شده گفته اه کونت پاره شدمنم گفتم کونه خودت پاره شدوپریده موهای پسرم کشیده وسرشوزده به ماشین فوش داده مادرج ن د ه وحالاپسرمنم فوش داده نمیدونم بچه من ۹سالشه اون ۱۳سال خلاصه اومدتوخونه ماتوخونهبودیم گفت مامان این موهاموکشیده سرمم دردمیکنه منم باهمون دوستم اومدیم بیرون پسرش دعواکنیم دیدم پسرم داره زنگ میزنه به باباش باباشم یک اخلاق بدی داره فوش های بدی میده دیگ گفت مامان گوشی بگیرمن گرفتم گفت گوشی بده پسرش هرچی گفتم چی ولش کن گفت بده منم گفتم لابدمیخوادبگه چرادعواکردین دیدم پسرش هیچی نمیگه بغض کردزدزیرگگریه وگفت فحش نده گوه نخورگوشی ازش گرفتم خودم قطع کردم بعددوستم اومدبه پسرم گفت نگاه چکارکردی دیگه باپسرم بازی نکن اینم باتوبازی نکنه خدافظی کردورفت اینم آبرومون رفت حالامن چکارکنم خداشاهده موندم البته اینم بگم پسرش گفته به پسرم ک بروشورت خونی مامانت شب ازبابام بگیر.وگفته بودشورت خونی داداشتم بروازخونمون بردارحالاپسردیگم ۵سالشه ببین چ دوره ای شده این حرفاروپسرم به باباش تلفنی گفت واونم هرچی به دهنش اومدبه پسره گفت اینم ازدوستی ماشکرآب شدازبالای بچه هااصلاخدانکنه یکی پسرم بزنه ابروریزی به پامیکنه