۱۲ پاسخ

متنفرم از این کار

منم عصبی میشم🙁نمیدونی خونه رو جمع کنی غذا بذاری یا خرید کنی

والا روز جمعه ای من نویانو برده بوذم دکتر تو راه برگشت ساعت ۷/۵ شب برادرشوهرم و زنش زنگ زدن که میان خونمون شوهرم گفته بود بیرونیم ولی گفته بود میایم اینم روش نشده بود بگه نیاید
هیچی دیگ پاره شدم😐
شوهرم خیلی کمک کرد وگرنه من به تنهایی نمیتونستم
نویانم تو راه خوابید

چقدبی فرهنگن بعضیاخوب الان شرایط جوری نیس بابچه کوچیک شایدطرف نتونه پذیرایی کنه یاشوهرنباشه ک بره خرید خب ازروزقبل خبربدن میمیرن مگه والا

واقعا هم شعور چیز خوبیه بعصزا هنوز نمیدونن نباید رفت خونه زن بچه دار... منم این جور مواقع عصبی میشم واقعا... خونه به هم ریخته، بچه نق میزنه، غذا باید بپزی و....

من بودم میگعتم ببخشید خونه نیستم سری بعد خواستید بیایید ی روز قبلش زنگ بزنید که خونه باشم عزیرم🤣

من همیشه اینجور مواقع میگم اماده مهمون داری نیستم فردا تشریف بیارید

چی میخوای بپزی؟

حالا کی هست
اگه باهاشون تعارف نداری یچیز ساده درست کن

میگفتی نیستم.😏بیشعورا

خب وقتی طرف اینجوری غذا سردستی بزار بگو ببخشید چن روزه با بچه گیرم ک مریض بوده دگ شمام خبر ندادین از قبل نتونستم برم خرید

تلفن اختراع نشده اخه🤦🏻‍♀️

سوال های مرتبط

مامان میم🤍 مامان میم🤍 ۱ سالگی
مامانای قشنگ یه راهنمایی از یه مامان ببخشیدا شرمنده ولی من کلی پیام از مامانا توی گهواره میبینم که بچه هارو یهویی از شیر محروم میکنن نمیگم نکنید یا بذارید بخورن یاهرچی اصلا من دخالتی توی نظراتون نمیکنم فقط اینکه بچه رو یهویی از شیر نگیرید گناه داره خوده ما انگار یه چیز باارزش رو یهویی شوهرمون آزمون بگیره و دیگه نده چه حسی داریم به نظرم کم کم ازشون بگیرید مثلا اگر در روز ۲۴ ساعته شیر میخوره با غذا باخوراکی های سالم با میوه با بازی با حواسش رو پرت کردن به کم تر و کمتر کردن شیرش کمک کنید اینجوری باور کنید بچه نه گریه میکنه نه اذیت میشه نه یهویی چیزی رو ازش میگیرید که حس بدی بگیره.بازم ببخشیدا اما من برای بچه ی خودم این راه راانجام دادم .خداروشکر بچه اصلا اذیت نشد البته به اون هنوز شیر میدم فقط وعده هاش رو کم کردم.
#شیرخشک #پوشک #رفلاکس #۱۸ماهگی #نوزادی #کولیک #اسهال #شب_ادراری #زایمان #طبیعی #سزارین #استفراغ #واکسن #پسر #دختر #حاملگی
مامان ارسلان مامان ارسلان ۱ سالگی
از وقتی که پسرم به دنیا اومده مادربزرگ شوهرم به خاطر علاقه ای که به پسرم داره کاملا سرزده بدون اطلاع قیلی میاد به پسرم سر بزنه .یهویی میبینیم یکی آیفون خونه رو زد.گاهی که یهویی میبینیم یکی داره زنگ در ورودی را میزنه.
از اونجایی که با این پا دردشون این مسیر رو پیاده میان خیلی ارزشمنده و من نهایت احترامو میذارم و با مهربونی پذیرایی میکنم اما من ممکنه ظاهرم یا خونه ام مناسب نباشه
هر روشی امتحان کردم جواب نداد
گفتم مادرجون حداقل اطلاع میدادین که یه چایی بذارم گفت نه مادر میخوام زحمت نیفتی
دفعه بعدی گفتم مادر جون اطلاع بدین که با این پادرد این مسیرو نیان و ما خونه نباشیم
گفت اشکال نداره مادر پیاده روی هم خوبه
دلشم ندارم که ترش کنم دلش بشکنه یا الکی اعصاب خردی با همسرم درست کنم
دیدم اونو نمیتونم تغییر بدم اما خودمو میتونم..رفتم دو سه دست ست خونگی شکیل خریدم( توفیق اجباری)
به ظاهر خونه بیشتر از قبل بها دادم و از این موضوع فرصتی ساختم برای انجام کارهای عقب مونده..
حالا وقتی مادرجون بیاد با خوشحالی میگم چه قدر خوب شد اومدید و من میتونم فلان کارمو انجام بدم و ایشون هم میگه برو شما سرکارت من بازی میکنم با گل پسر😍
میخوام بگم به جای گله و شکایت از هر فرصتی برای رشد استفاده کنین🌿☘