سوال های مرتبط

مامان طلا🌸مکرومه باف مامان طلا🌸مکرومه باف ۴ سالگی
مامانا ما امروز خونمونو از مستاجر گرفتیم رفتیم برا تمیزکاری ک فردا اسباب ببریم واااای ینی چاره داشتم وسط خونه گریه میکردم طرف ی اتاق رو کرده بود اتاق پرنده انقد جیش پرنده ریخته بووووووود ینی یسالی نشسته بودن بخدا یبارم گردگیری جارو نکرده بودن پنجرها لایه ضخیم خاک دیگ من بغض کرده بودم شوهرم مامانم رفتن کارگر اوردن طفلکا از ۷ونیم تا همین الان فقط شستن ولی بازم تموم سرامیکا لک شده دیگ اخر شوهرم گف خونه رو گچ و رنگ ک کردیم کف خونه رو پارکت یا کفپوش کنیم خستم لهم دلم میخاد داد بزنم بحدا خونه منو ببینین همه رو خودم تمیز کردم ک تحویل بدم ی لک رو سرامیکا نیس ازبس طی زدم دستمال کردم بعضیا چجورین از بوی واتکس و جرمگیر موهای بینیم فر خورد گلوم میسوزه انقد دلم گرفته ک از یطرف جابجایی و جایی ک هیچکسو نمیشناسم تو شهر غریبم اینجا دوسال بودم اشنا شدم اما خب اونجا خونه خودمونه بزرگتره فقط اینک مستاجر تر زده بود تو خونه حالم خراب شد خیلی دعا کنین برامون بتونیم مرتب کنیم خونه رو گچ بدیم و کفپوش کنیم 🥲🥲
مامان نیلی مامان نیلی ۵ سالگی
سلام مامانا دخترم ماه دیگه انشالله میره تو پنج سال .اما وابستگیش به من خیلی زیاده .البته خب منم خودم تو جایی که زندگی میکنم ارتباطاتم کمه از خانواده و فامیل .شوهرمم بخاطر مشغله کاریش نمیتونه زیاد وقت بزاره با بچه حق میدم بهش .منتها دخترمم ازم انتظار بیش از اندازه داره و واقعا افسرده شدم خودم هیچ تفریح و سرگرمی ندارم همش تو خونه ام اما چون دوست ندارم بچم منزوی و غیر اجتماعی بشه سعی میکنم مرتب روزی یکی دو ساعت ببرمش بیرون تابش بدم .تو خونه باهاش نقاشی میکشم و سرگرمش مسکنم همش میگه بیا نی نی بازی کنیم خلاصه که فقط با من وقت میگدرونه من هم واقعا تایم آزادی برا خودم ندارم .هر وقتم بهش میگم مامان خسته شدم نمیتونم بیام باهات بازی کنم همش میزنه زیر گریه و نق و غر وقتی هم میبرمش بیرون تو جمع که میبرمش به خودم میچسبه با هیچ بچه های بازی نمیکنه اصلا انگار بلد نیست شادی و بچگی کنه .چکار کنم خسته شدم .تورو خدا شما بگین چکار میکنید با بچه هاتون