۶ پاسخ

عزیزم هر کس احساساتش یه جوریه قرار نیست ک همه شبیه هم باشن.هر طور ک هستی مطمئنا بهترین مادر دنیایی برای دخترت.خودتم با هیچکس مقایسه نکن😘🙂

منم هیمنجور بودم اوایل هیچ حسی نداشتم ولی اواخر یکماهگی کم کم بهش وابسته و حس مادرانه دارم الان که واقعا یه لحظه بدون پسرم نمیتونم برم بیرون

من که زایمان اولم سزارین شدم بچم خلط داشت بردنش بخش نوزادان تو دستگاه که طبقه پایین بود من طبقه بالا. سرم به دستم همش میرفتم میومدم پرستار هی میگف سرپا نمون برو تو تختت ولی من دلم نمیومد میخواستم پیشم باشه

من بعد سه سالگی پسرم کمی این حس رو تجربه کردم و الا قبلش در من چنین حس هایی که می گفتن،‌به وجود نیومد

عزیزم منم مثه تو بودم حتی تو بارداری هیج حسی، نداشتم
هرچی بیشتر میگذره بیشتر دوسشدارم انگار فقط بسپار ب، زمان میگن 40روزطول میکشه، تا، مادر و فرزند ب هم عادت کنن

منم هنوز بدنیا نیومده اینجوریم

سوال های مرتبط

مامان کارن کوچولو🤱🏻🩵 مامان کارن کوچولو🤱🏻🩵 ۶ ماهگی
تجربه زایمان
#پارت_پنجم

از ساعت ۶ بخاطر دردایی ک داشتم کمرو پاهام میلرزید (میگن وقتی ۸با ۹ سانت باشی و نزدیک زایمان باشی این لرز میاد که برای من تو همین ۲ سانت میلرزیدم) ربع کم ۹ بود که از کمر بی حسم کردن اما من مدام میلرزیدم بااینکه از کمر ب پایین گرمو بی حس شدم اما این لرز باهام بود تا دو‌ ساعت بعد عملم
سریع دکترم اومد ک خداروشکر دکتر ماهری بود و سریع شروع کردن از سایه متوجه میشدم ک چخبره و فشارو روی شکمم حس میکردم بااینکه بی حس بودم یکم گذشت ک صدای بچم بلند شد و من اشکام میریختن🥹😭 اینقد گریه کردمو خداروشکر گفتم که بچم سالمه…فقط اشک میریختم و به روزی ک گذرونده بودم فک میکردم ک اینهمه سختیو درد کشیدم تا زایمان کنم اما سزارین قسمتم شد بعدش دیگه بردنم ریکاوری و همسرم اومدو کلی قربون صدقم رف و من اشکام میریخت دیگه بی حس بودم دردی حس نمیکردم بعدش ک بی حسی رف زخمم درد می‌کرد ک پمپ درد گرفتم ک زیاد تاثیر نداشت اما خب دردش ب اندازه ی دردی ک موقع طبیعی کشیدم نبود