۴ پاسخ

منم خاهرم اینطوری شدالکی رف گف دردداره بستریش کردن بعدم بعدچندساعت آمپول فشارزدن زایمان کرد

منم با معاینه تحریکی روند زایمانم سریعتر شد

چند هفته بودید

معاینه تحریکی چطوری بود؟منم احتمالا دکترم انجام بده🫠

سوال های مرتبط

مامان آیهان کوچولو👶 مامان آیهان کوچولو👶 روزهای ابتدایی تولد
خوب اومدم ک از تجربه زایمان طبیعیم بگم براتون ک اگ سوالی چیزی داشتید بپرسید جواب میدم
تجربه من از زایمان طبیعی ۱
۳۹ هفته و ۵ روز بودم ک هیچ دردی نداشتم و همچنان منتظر بودم ک دردم شروع بشه برم بیمارستان ولی دریغ از ی کوچولو درد ماماهمراهم آدرس ی درمانگاه و داد ک برم معاینه تحریکی بکنم و نقاط گوش و واسم بزنه ک دردام شرو بشه من قرار بود ۳۷ هفته برم ب گفته دکترم ولی نرفتم انقد ک اینجا از معاینه تحریکی بد گفتن میترسیدم برم شاید اگ میرفتم نی نی زودتر دنیا میومد خلاصه ک فرداش ک میشدم ۳۹ هفته و ۶ روز رفتم پیشش معاینه تحریکی انجام دادم و اینم واس اونایی ک مث من میترسن بگم ک اصن درد نداره ماما میگف چرا انقد دیر اومدی بهش گفتم ک میترسیدم گف البته بعضیام بد معاینه تحریکی و انجام میدن و حق دارن ولی واس من اونم معاینه اول ک هیچ دهانه رحمم باز نشده بود خیلی خوب معاینه رو انجام داد خانم کیان دخت حسنی اگ میخوایید معاینه بشید برید پیش ایشون خیلی خوب انجام میده و خانم صبور و باحوصله ای هس بعلاوه معاینه نقاط گوشم برام زد و ی چن تا ورزش داد و دمنوش ک بخورم و گف ک تا شب دردات شرو میشه اگ نشد پس فردا بازم بیا ک باز معاینه تحریکی بکنم خلاصه رفتم خونه و همه کارایی ک گفته بود و انجام دادم ی درد ریزی داشتم ولی شدید نبود منتظر بودم شدید شه تا بعدازظهر همون ی ذره دردیم ک داشتم افتاد بادم خالی شد 😕😂
زایمان طبیعی بارداری
مامان ماهلین🩷ماهور🩵 مامان ماهلین🩷ماهور🩵 ۸ ماهگی
پارت اول زایمان
طبق گهواره ۳۸هفته و ۶ روز بودم ک ب خاطر ضعیف شدن حرکات راهی بیمارستان شدم ..بیمارستان آرش
وقتی رفتم ساعت ۳ و نیم بعدازظهر قسمت پذیرش همه چیو گفتم و گف برو بشین فشارتو بگیرم .وقتی گرفت گف برو داخل برا معاینه و گفت فشارت ۱۴ احتمال بستری داری.وقتی رفتم پیش دکتر گف سریع برو رو تخت آخه خیلی شلوغ بود سریع رفتم و اومد تو دستگاه حرکات و ضربانشو دید و شروع کرد ب معاینه کردن ک برگشت گف آبریزش هم داری گفتم نمیدونم من فک میکردم ک ترشح ..دوباره ی دکتر دیگ اومد اونم معاینه کرد و گف آبریزش داری و یهو در کمال ناباوری گفتن ختم بارداری و سریع بستری بشه منم ک استرس گرفته بودم سریع زنگ زدم ب شوهرم و اونم باورش نمیشد خلاصه ازم همون دقیقه آزمایش ادرار گرفتن و من سریع بردن اتاق زایمان .خلاصه همراهم ک اومده بود رفته بود از داروخانه پک کامل لباس مادر و نوزاد و همه چیزایی ک حین زایمان و بعدزایمان لازم رو گرفته بود چون بیمارستان آرش اصلا ساک خودمونو قبول نمیکنن