۱۷ پاسخ

من که نفهمیدم چی شد

استرس نداره اول و آخر باید ی چی پیش میومد ک این داستان خاتمه پیدا کنه ..شوهرتم چیزی گف بگو همه خوراکی‌های بچه رو میخوره .میخوام برم جایی از دست این نمیتونم تو خونه خودم میخوام با شوهرم تنها باشم نمیشه اصلا حریم خصوصی نذاشته واسم تو هم حرفاتو آماده کن کلی گریه کن بگو بهم بی احترامی میکنه

بالاخره یه مسیری شروع کردیتا تهش برو
درد داره حتما ولی عاقبت حوبی داره مرگ یه بار شیون یه بار

خوب گفتی

بدرک گور پدرش زنیکه پررو همون خاهرشوهرت و باهاش قطع رابطه کن ک این نکبت نیاد اونجا لجن اشغال اونجا رو با حریم شخصی اشتباهی گرفتن مرگ ییار شیون یبار منم این چیزا پیش اومد ولی حساب کار دسشون اومد

ببین اصلا استرس نداشته باش به این فکر کن این دعوا باعث میشه که دیگه نیاد و تو راحت میشی والا اونجا خونه توعه همسرتم حق نداره بگه کی بیاد کی نیاد چقدر رو دادی بهشون انقدر ضعیف نباش

میفهممت واقعا درکت میکنم خیلی سختهههه ولی کاش نمیگفتی تخت میخابه بغل دایش‌ میگفتی بچم میخاد استراحت کنه خودم راحت نیستم پیش دخترت شورتک بپوشم

یه بار برای همیشه این موضوع رو تموم کن راحت میشی ..به نا،درش یگو‌دخترت رو اینجا نفرست تمام ..تاپیکاتو خوندم منم حرصم دراومد تحملت بالاست والله بگو نمی‌خوام بیاد خونم یه بار برای همیشه

بدرک ک ناراحت شدن مگه کاروان سراس هرروز اونجاس

عزیزم باید با شوهرت قبلش صحبت میکردی که در جریان باشه باید به خواهرشوهرت هم میگفتی که ممکنه من بخوام لباس آزاد بپوشم یا شوهرم راحت باشع بالاخره زن وشوهریم دلم نمیاد پیش دخترت اینجوری باشم رومون نمیشه شوهرت رو قانع میکردی ک به آجیش بگه یا به دخترش که عزیزم هروقت بخوایم خودم میام میارمت خونه

خب نباید این حرفو میگفتی الان تو میشی مقصر بگو تنها نیاد فقذ همین ولی اینکه موقع بلوغشه و میچسبه به داییش یعنی بطور مستقیم گفتی دخترت میخاره وچشمش به داییشه 🤦🏻‍♀️

نمی‌دونم جریان چیه
منم حوصله دعوا ندارم
با اینکه از دیشب تا حالا حسابی با شوهرم دعوا کردیم

چه پیامی دادی

چی پیام دادی مگه

خیلی بد گفتی به نظرم اینطور نباید میگفتی هرکی باشه ناراحت میشه

متوجه نشدم 🫤🤔

چرا داستان بشه چی شده مگ

سوال های مرتبط