۸ پاسخ

پسر منمهمینجوریه حتی مشاوره بردم بازم ارتباط نمیگرفت فعلا بیخیال مهد ومشاوره شدم .زیاد پارک میبرم دیروز دیدم بایه پسر دوست شده حتی اسمشم بهش گفته بود زیاد تشویقش میکنم که دوست پیدا کنه .توی جمع زیاد ببرش وبهش بگو چیکار کنه

از اجتماع دور بوده ببر تا ترسش بریزه با بچه خودت آشنا کن بگو بریم باهاش دوست بشیم کنارش بشین یکم بازی کن و بعد رها کن بزار خودش ادامه بده

دختره منم همینه پریشب بردمش مهمونی خونع ننجونم همه بچهاشلوغ میکردن هی ب بچم میگفتن توام بیایخده میرف یخده دوباره برمیگشت مثه ادم بزرگ دست ب سینع

پسر منم همینه. نمیدونم چیکارش کنم کلاس هم رفت بدتر شد

سلام آتلیه میخواید من ۵۰ تومان درست می کنم براتون، هرجوری که شما بخواید درست میکنم، خواستید میتونید به پیچم سر بزنید ببينيد نمونه هام.

مهد کمک بزرگی می‌کنه اما خب شخصیت خود بچه رو هم در نظر بگیرید همه بچه ها یه جور نیستند
چیز دیگه ای که باید رعایت کنید اینکه اصلا جلوی خودش نگید خجالتیه، کم روئه یا همچین چیزایی همیشه بهش جرعت بدید تو جمع بچه ها شما لینک کنید مثلا بچه ها تاب بازی میکنند بگیر وای دختر منم خیلی تاب بازی دوست داره، دارن نقاشی میکشند بگید دختر منم نقاشی کردنش عالیه
اینجوری کم کم تو راه میاد

دقیقا مشکل منه دخترم منم اصلا اجتماعی نیس تو خونه دو متر زبون داره ولی با بچه های دیگه ارتباط نمیگیره منکه میخام بزارمش مهد بلکه بهتر شه

پارک میبری ؟

سوال های مرتبط

مامان Lia&Dia مامان Lia&Dia ۵ سالگی
مامانا طبق شکی که تاپیک قبلی گفتم
شک کرده بودم به بیش فعال بودن دخترم گفتم ببرمش مهد ببینم اوضاع چطوره
رفتم اونجا با مربی حرف زدم که ثبت نام کنم اونم یه کم با دخترم صحبت کرد اسباب بازی بهش داد گفت بازی کن بعد گفت جمع کن موهایم بافت الاکلنگ آورد بازی داد و شعر خوند دخترم حرفاشو گوش میداد آروم بود اصلا یکی دیگه شده بود من فهمیدم بیش فعال نیست قبلانم مهمونی میرفتیم اونجا دخترم بکل عوض می‌شد و آروم ساکت حرف گوش کن چی بگم مودب و عاقل

ولی از مربی و محیط مهد خوشم نیومد ثبت نام نکردم اتاق مادرا جدا بود درب اتاق ها رو کلید می‌کرد میرفت و میاومد مدام کلید می‌کرد اخه دیگه اتاق مادرا رو چرا کلید میکنی مگه نباید شیشه ای باشه مادر ببینه داخل رو ؟بعد دخترمو جدا برد نیم ساعت داخل من پیشش نبودم میگم چیکار کردی اونجا میگه تنها بودم نشسته بودم
بعد اتاق های تو در تو و تاریک یه روز درمیون دو ساعت ۱۶۰۰
مهم هزینه ش نیستااااا میخواستم تو محیط باشه ولی تصمیم گرفتم خانه بازی ببرم با بچه ها بازی کنه خودم ببینمش تا اینکه نباشم اونجا یکی با حرص ببراش دستشویی یا با بچه ای دعواش بشه و گریه کنه چون مظلومه بالاخره بچه شیطون هم هست دیگه همه که مثل دختر من نیستن
دختر کوچیکمم اضطراب جدایی داره دلم به اونم میسوزه تنهاش بزارم پیش مامانم میمونه هاااا ولی 😞😔نمیدونم بخدا دیگه نمیدونم چی درسته چی غلط
چقدر سخته بچه پشت هم😭