۸ پاسخ

موهای تن منم سیخ شد🥺

چقدر زیبا خیلی حس خوبیه
موی تن منم سیخ شد 🥺
منم سر این پسرم که تازه فهمیدم باردارم خواب امام علی و امام مهدی دیدم روز اول ماه رمضون بود که هردوتاشون امدن تو خوابم . خوابو من میدیدم ولی به مادرم میگفتن که این جعبه بزرگ به هدیه بده یعنی من گفتن فقط هدیه باز کن هیچ کس باز نکنه به هیچ کس هم نده بخدا قسم هردوتا امام تو خوابم دیدم با لباس های سبز صورتشون نورانی بکد کف دستشون دیدم مامانم تو خواب بهشون گفت مگه جعبه چی داره گفتن تو بهش بده اگه بازش کرد میفهمه چی داره هردوتا امام خواستن برن بیرون که یهو امام علی صورتش به سمت مامان برگردوند بهش گفت بچه که تو شکم هدیه علی هستش ۳بار تکرار کرد .
تو خواب ادامش مامام امد جعبه بهم داد بهم گفت امام علی و امام مهدی اوردن برات من تو خواب هم خوشحال هم تعجب برام بود ولی همه ی اینا خودم میدیدم بعد جعبه رو که باز کردم همش ظرفای چینی خوشکلللل سفیییید دور تادور طرح های ابی سنتی داشت چقدررررر خوشکل بودن ظرفا سنگییین بودن بعد مامانم گفت ک امام علی بهم اینو گف
من همون موقعش از خواب بیدار شدم دیدم تااازه صب شده تو تختم فقط گریه میکردم همون موقع گفتم اگه واقعا پسر باشه علی میزارم واقعا هم روز عید فطر رفتم سنو گفتن پسره اونجا گفتم علی خوش امدی مامان جون🥺🥰

عزیزمممم🥲❤️ چقد قشنگ .
ما هم ۳ سال بود مرکز نازایی می‌رفتیم بچه دار نمی شدیم تو خواب دیدم یکی میگه اگه بچه میخای از حضرت فاطمه بخاه و ۱۲۰ تومن براش خیرات کن . منم همین کارو کردم دادم ساعل با اینکه مبلغ زیادی هم نبود . بعد اون حین مراحل ای وی اف که به مشکل هم خورده بود طبیعی باردار شدم 🙂

منم یبار عقد یودم خواب دیذم دختر دارم شیرش دادم بعد که بیدار شدم سینم حس شیر دادن داشت من لذت شیردادنو تو خواب چشیده بودم

ای جانم🥹🥹

چقدر قشنگ

عزیزممممممم🥺

چه قشنگ

سوال های مرتبط

مامان آرتین کوچولو🥹🩵😍 مامان آرتین کوچولو🥹🩵😍 ۲ سالگی
وای دیشب عحب شبی بود 🥴 آرتین ۱۱:۳۰ خوابید منم اولش یکم تو گوشی بودم بعدش هم خوابم نمیبرد،گردنم میخارید. مجبور شدم نصف قرص سیتریزین بخورم. تا حدود ساعت ۲:۳۰ بیدار بودم تا اومد خوابم ببره، آرتین طبق همیشه بیدار شد. یعنی اومدم شیرش ندم و رو پام دوباره بخوابونم. گریه میکرد مجبور شدم شیرش بدم. یکم که خورد آروم شد اما چشماش باز بود🤦‍♀️ وااای یعنی منکه دیگه گیج گیج بودم. قرصه اثر کرده بود. خدا به سر شاهده تا ساعت ۵ و ربع این بچه بیدار یود😢😢
یکم همینجور غلت میزد، یکم شیر میخورد، منم خودمو زده بودم به خواب، مواظبش بودم نره لب تخت. وای خیلی بد بود. آخراش بطری بالا سرمو برداشت تازه با اون بازی میکرد🥴🥴
دیگه ۵ وربع اینقدر خدا خدا کردم، خوابید
منم بیهوش شدم. قبلا هم اینجوری میشد اما تل قبل ساعت ۵ نه، اونم در حد یه ساعت بیدار بود.دیشب خیلی تعجبی بود. نمیدونم بخاطر چایی بود که ساعت ۹ خورده بودم، یا تلویزیون که دیروز یکم روشن بود. آخه هردوتاش قبلا هم بوده.
امیدوارم امشب بخوابه😢😢