اخیش نوبت منم شد بیام تجربمو از زایمانم ک سزارین بود رو بگم..😅🫠
من بچه ی اولم بود و به شدت از طبیعی می‌ترسیدم اصلا آمادگی نداشتم به خاطر همون سزارین اختیاری رو انتخاب کردم ...
من 37 هفته و 6 روز به خاطر این که بند ناف دور گردنش بود رفتم برای عمل ..
6 صبح کارامو کردن سرم زدن و بستری شدم من به دکترم گفته بودم سوند رو تو بی حسی برام انجام بده که قبول نکرد اما گفت همین که خواستیم بریم اتاق عمل برات وصل میکنن ...
تجربم از سوند= سوند وصل کردن اصلا درد نداشت فقط یه حس سوزشی و مزخرفی داشت ک آدم حس میکرد ادرار دارع البته برای اینکه بتونین تحمل کنین اصلا داد نزنین به جای اون نفس عمیق بکشین
تجربم از آمپول بی حسی= خیلی خیلی راحته اصلا دردشو حس نمیکنین اینجوری بگم آمپول از باسن خیلی دردش بیشتره ( برا منی ک وحشت دارم از آمپول این آمپول اصلا درد نداشت)
خیلی حس خوبی بود وقتی بچه به دنیا میاد صداشو می‌شنوی خودشو میبینی
بعدش ک‌ بردن بخش اومدن آمپول و شیاف استفاده کردن ک بعد بی حسی دردی رو حس نمیکنیم البته درد داشتم اما خیلی قابل تحمل بود مثل درد پریودی
تجربم از اولین راه رفتن: واقعا دردناک ترین مرحله زایمان سزارین این مرحلس ک اونم با تنفس عمیق میتونین دردشو کنترل کنین فقط داد نزنین ک باعث میشه دردتون خیلی بیشتر شه من با تنفس عمیق تونستم دردشو خیلی خیلی کاهش بدم
من از عملم خیلی راضی بودم به نظرم انتخاب خیلی درستی بود زایمان سزارین
البته اینم بگم بدن با بدن خیلی فرق داره اتاق کناریم برای هر چی داد میزد حتی برای شیاف معمولی
اینم از تجربم امیدوارم کمکتون کنه برای انتخاب زایمانتون بازم تر سئوالی دارین در خدمتم

تصویر
۸ پاسخ

فضای اتاق عمل و جوش وحشتناک نبود؟؟ همینکه بیداریو میشنوی ترسناک نیس؟؟ من فوبیای اتاق عمل رو دارم چ برسه ک باید بهوشم باشم

اینکه میان ادمو ببرن اتاق عمل استرس نداره؟

عزیزم چطور متوجه بند ناف شدی علائمت چی بود

چند هفته متوجه شدید بندناف دورگردن بچس؟سنو دادید یاازطریق کم شدن حرکت یاان اس تی متوجه شدید؟

سلام مبارکه عزیزم میگم یه سوال شما که وارد هفته ۳۸ نشده بودی بچتون جز بچهای نارس نبود؟؟؟

سوند رو کی وصل میکنن قبل عمل؟براچی سند وصل میکنن ممنون میشم راهنماییم کنی

پمپ درد استفاده نکردی؟

به سلامتی عزیزم تبریک میگم
چند هفته و چند روز سزارین کردید؟

سوال های مرتبط

مامان گیسو مامان گیسو ۱۲ ماهگی
تجربه سزارین من
هفته پیش یک شب قبل صلح انقدر ترسیدم که صبحش افتادم به خونریزی
سریع رفتیم بیمارستان و قرار شد که همون روز اورژانسی سزارین بشم
دیگه کارامو کردن و منو فرستادن اتاق عمل (اینم بگم بیمارستان انصاری نارمک زایمان کردم)
آمپول بی حسی اصلا هیچ دردی نداشت سندمم بعد از بی حسی بهم وصل کردن و هیچی از دردش نفهمیدم
کادر اتاق عمل بیمارستان عالی بودن من بعد از بی حسی نفس تنگی شدید داشتم سریع بهم اکسیژن وصل کردن نفس تنگیم بهتر شد هر حالتی که داشتم و بهشون میگفتم سریع آمپول میزدن و رسیدگی میکردن واسه همین اصلا بهم سخت نگذشت
ولی نگم از عوارض بی حسی من سر درد نگرفتم اصلا با اینکه خیلی ام سرمو تکون دادم ولی قفسه سینم میخواست از درد جدا شه از همدیگه خیلی درد وحشتناک و زیادی بود و غیر قابل تحمل قشنگ پدرمو درآورد
پمپ دردم نداشتم مسکن بهم میزدن و شیاف میزاشتن مرتب
و درد اولین راه رفتن که نگم چقدر سخت و طاقت فرسا بود برای من
من تا چند روز نتونستم صاف راه برم
با وجود همه اینا بازم برگردم سزارین رو انتخاب میکنم چون جون و بنیه زایمان طبیعی رو ندارم اصلا الانم که یک هفته گذشته خیلی بهترم و کلا حالم رو به
بهبودیه
مامان کنجد مامان کنجد ۱۶ ماهگی
# تجربه زایمان سزارین
من خیلی خیلی ترس داشتم
ولی خب به دکترم اعتماد کردم
توی سزارین دکتر خیییلی مهمه
درد هایی که طبیعی قراره بکشید و خورد خورد پاس میکنید و این برای من بهتر بود
با پمپ درد و شیاف درد ها قابل کنترله اصلا نگران نباشید
سوند و برای من بعد بیحسی وصل کردن ( دکترم اجازه نمیداد وقتی بی حس نیستی سوند وصل کنن بهت )
فشار شکمی تو بی حسی ها بود
تنها چیزی که هنوووز دردش یادمه اولین راه رفتنه
خیلی دردناک بود ولی برای نیم ساعت کلا کم کم بهتر میشید
من ۲۴ ساعت بعد عمل مرخص شدم
۴ ساعت بعد عمل گفتن پاشم راه برم که خیلی زود بود
۴ ساعت ناشتا نگهم داشتن که اینش خوب بود من گشنم بود🤣
اتاق عمل :
هیچ دردی حس نمیکنید سوزن بی حسی اندازه امپول ساده درد داره
من داروی بی حسی تو اتاق عمل خیلی برام عوارض داشت حالم بد شده بود ولی تکنسین بیهوشی مدام بهم دارو میزد باهام حرف میزد و خیلی خوب بود اوکی میشدم
وقتی بچه رو از شکم میکشن بیرون احساس فشار میکنید که اصلا درد نداره ولی به شددددت دل تنگی داره انگار همه ی بدن غصه ی نبود بچه رو میگیره
بچه رو میذارن رو سینه خیییلی حس قشنگیه
مامان 🧸 اهورا 🍫 مامان 🧸 اهورا 🍫 ۱۰ ماهگی
تجربه زایمان سزارین»
سلام ب همه🥹🖐️
منو اهورا اومدیم تجربه زایمان سزارین براتون بزارم...
خیلی کلی میگم براتون....
سی و نو هفته بودم ک رفتم برا سز.از همون روز اول از طبیعی وحشت داشتم و با شناختی ک از خودم دارم حق داشتم...
خلاصه رفتم برا سزارین اختیاری با کلی زیر میزی دکترمو راضی کردم ب سزارین از مرحله سوند خیلی میترسیدم ولی اصلا اون چیزی ک فکر میکردم نبود خیلی راحت بود...
اما از بس منو ترسونده بودن وقتی اومد برام سوند بزارع همه بدنم می‌لرزید از شروع سوند گذاشتن تا پایان عمل و حتا بعد از اون همه بدنم استرس گرفته بود مثل بید میلرزیدم..‌
منو بردن اتاق عمل دل تو دلم نبود... آمپول بی حسی اصلا درد نداشت سرمو خم کردن و آروم برام آمپول و زدن پاهام سنگین شده بود خودشون جابه جاشون می‌کردن«سوندمو از بس ک نزاشتم پاهامو قشنگ باز کنه خوب نزاشته بود تو اتاق عمل باز شد و خود دکتر برام گذاشت وقتیکه کاملا بی حس بودم» خلاصه آمپول و ک زدن دیگه بدنم از لرزه وایستاد «من خیلی استرس داشتم و اصلا اوکی نبودم ن از درد ن از چیزی فقط میلرزیدم»
حس ک نمی‌کردم و نمی‌دیدم چون به پارچه سبز جلو چشمم زدن ولی وقتیکه شکممو باز کردن صداش میومد خش خش صدا میداد خلاصه شکممو که باز کردن یه فشار به سینم وارد شد درد نداشتااا ولی حس کردم دارن ی چیزیو ازم جدا می‌کنن خلاصه همون لحظه که سرم سنگین شد اهورام بدنیا آوردن صدای گریشو که شنیدم خود به خود اشگم اومد تو اتاق عمل دوتا پرستار کنار من بودن سعی میکردن منو آروم کنن باهام حرف میزدن مدام میگفتن حالت تهو نداری از این حرفا که نداشتم... فقط لبام رو هم نمیموند از شدت لرز منو 9 بردن اتاق عمل 9 و بیست دقیقه اهورام بدنیا اومد🥹💙🧿
ادامه پارت بعد»»»»