۱۷ پاسخ

عزیزم منم یه مدت اینطوری شده بودم ینی زندگی ماهم خیلی سرد شده بود گاهی میگفتم کاش جدا شم بعد میگفتم پس بچم چی و انگار بخاطر اون ادامه میدادم
خلاصه خیلی دلسرد شده بودم همسرمم توجهش به من شدیدا کم شده بود هیچ حرف عاشقانه ای نمیزد همش گیر میداد
تصمیمرفتم بریم مشاوره و الان چند جلسس داریم میریم خیلییییی بهتر شده رابطه و زندگیمون بنظرم شماهم چند حلسه برین حتما

به نظرم دانیشه تکیاقصه بکه بیکوبچن مشاور

کاش همین حرفارو ک باید ما ب اشتراک گذاشتی رو ب خودش بگی
بگی ک دوسش داری حرفای دیشبش ندید بگیر قبل این حرفا دوسش داری؟؟؟؟
اگه اره حتما بیان کن بهش بگو زندگی ب تار مو بنده حیفه پاره بشه اونم با وجود دخترت

کلا بچه یه زندگی ناسالم و خراب میکنه و یه زندگی سالم و دچار چالش..مطمئن باش این حس و شاید بعد بچه خیلیا تجربه میکنن

بوچ دی خراوه؟؟؟

من جدیدا برای اینکه با یه چیز کنار بیام با خودم میگم چیزی که من دارم و دوستش ندارم الان آرزوی خیلی ها هستش واین باعث میشه خوشحال باشم که خدا اونو داده به من و واقعا هم همین طور هستش چیزی که شما داری آرزو ی خیلی ها میتونه باشه یه شوهر یه زندگی و یه دختر ناز اگه خودت بخوای میتونی دباره دوستت داشته باشی اول باید خودتو دوست داشته باشی و به خودت اهمیت بدی اگه شرایطش داری حتما باشگاه برو معجزه میکنه برای من که این طور بود انشااله شادی دوباره برگرد به خونت

حست را درک میکنم.
بعد بچه دار شدن زندگی خیلی تغییر میکنه من همیشه فکر میکردم از شوهرم دور شدم و دیگه دوسم نداره. حتما مشاوره برو...گاهی اون افسردگی بعد زایمان توسط اطرافیان درک نمیشه تبدیل به سردی روابط میشه.... مطمئنم اگه با همسرت تراپی بری خوب میشید.

ماخانما اینجوری هستیم که صبرمیکنیم میکنیم ولی وقتی دلسردبشیم ازطرف دیگه هیچ چیزی مارو برنمیگردونه به اول..مردا درک نمیکنن این چیزارو..یه بارچشم بازمیکنن میبینن زندگیشون سردشده دلیلش هم نمیدونن

حتما حتما مشاوره برو.خیلی از همین مشکلات با بعضی راه حل ها و آموزش ها حل میشه و گرمای زندگیتون برمیگرده

منم همین

ای بابا خواهر هر چقدر خوبی کنی باز همونن

منم 😭😭😭😞😞تاپیکم نکاه

با شوهرت جدی صحبت کن درباره زندگیتون

بعد بچه زندگی پرچالشتر میشه

اکثرا اززندگی راضی نیستیم ولی مجبور به زندگی کردنیم

عزیزم هر چیزی شروعی داره خب اولش کی فهمیدی حست عوض شده باید بدونی خواستت چیه.گاهی اوقات این چیزایی ک فکر میکنیم فقط تو ذهنه.

سلام عزیزم حالت چطوره
خیلی برات ناراحت شدم عمیقأ حس کردم حرفاتو
اما!چیشد که اینطور حسی گرفتی چی باعث شد

سوال های مرتبط

مامان دیاکو مامان دیاکو ۱ سالگی
مامان لنا مامان لنا ۱ سالگی
سلام دوستای گلم ممنونم که وقت میزاری و میخونی🌱🤗🌿🌿🌿🥺🥺🥺اینجا خیلیا منو میشناسن و خب جدیدا میدونن چقد تو زندگیم مشکل بزرگی دارم🥲خاستم بگم کع ممنون بابت حرفاتون نصیحتاتون دلداری هاتون و این خیلی برای من ارزشمند بود اونقدر ک بشینم به تک تک حرفاتون گوش بدم و فکر کنم🥲دیروز رفتم حموم خیلی فکر کردم زیر دوش نشستم گریه کردم فکر کردم گریه کردم🥲اونقدر این روندو ادامه دادم تااا کله حرصمو خالی کردم چون به خودم قول دادم از در که رفتم بیزون تغییر ایجاد کنم🥲بخاطر بچم بخاطر ارامشم بخاطر زندگی که ارزش هیچیو نداره و ممکنه فردایی نباشه🤕مشاوره گرفتم بارها و بارها صحبت کردم خاستم بگم به مو رسید پاره هم شد و من طبق معمول یک بار دیگه گره زدم اینبار فرق داشت خیلی فرق داشت🥲حس میکنم دفعه بعدی نتونم هیچوقت بتونم فراموش کنم کوتاه بیام امیدوارم این دفعه قدمام رو محکم تر بردارم تا هیچوقت به امروز بر نگردم، اخلاقامو با شوهرم تغییر دادم سعی میکنم کمتر باهاش حرف بزنم کمتر حضور داشته باشم امیدوارم اونم اخلاقاش تغییر کنه و خب من همخ این کار هارو بخاطر بچم و خودم میکنم🥲به دعاهاتون نیاز دارم تو شایط روحی خیلی خیلی بدی هستم
مرسی از. وجود قشنگتون
فرزند پروری پوشک بچه شیر خشک بچه نینی شیر خشک
اسهال یبوست بارداری بارداری بارداری بارداری
اسهال
یبوست
مامان 🇳​🇦​🇫​🇦​🇸 مامان 🇳​🇦​🇫​🇦​🇸 ۱ سالگی
خانومااابیایین یکم درد دل کنیم😣😭😣😭😥🥲🥺 من دخترم از شیر گرفتمش 26/11/1404
خیلی حالم بد بود مجبور شدم واقعا😔 چون وقتی شیر بهش میدادم زیر دلم شدید درد میکرد با این که هفته بارداریم کم بود 😣😣😣 رفتم سووونو گفتن قلبشم تشکیل شده قبلش به انداختن فکر میکردم بندازمش اما ... تا این که فهمیدم تشکلیل شده قلبش نگهش داشتم خیلیییی خیلی ناراحت بودم اشکم در آمد یک هفته دو هفته حالم بد بود عذاب وجدان داشتم از شیر گرفتمش طفلی نفسم خیلی اذیت شد😭😭😭 مجبور شدم به شیر خشک بندازمش 😔😔 بنظرتون بیاد خواهرش حسودی می‌کنه ؟؟؟ اسمش دریا هست قرارکه ۳۶روز دیگه به دنیا بیاد زایمان تقریبی زدم۲۱شهریور میگم نکنه نفسم فراموش کنم بهش محبت نکنم و... 😖😔 خدایا ممنون لیاقت این داشتم که دوباره مادر شدم اما کاش اخلاقم تغییر ندی الآنم رو پاهام داشتم میخابوندم هی میزنه تو شکمم 🥺🤕 هیچی نمیتونم بهش بگم چووون عاشقشم خیلی مظلوم واقع شد مخصوصا زمانی که از شیر گرفتمش😔😔😔😔🤕🤕🤕🥲🥲🥲😭😭😭 خدای من هووووف 😔