۱۰ پاسخ

اتفاقا خیلی فکر خوبی کردی من پسرم تو پنج ساله روز نیست که دخترم رو اذیت نکنه الان دخترم تو پنج ماهه اگه بگم این پنج ماه به اندازه ۵۰سال بر من گذشت باور میکنی بشدت سخته سخته فاصله سنی کم منم شوهرم نمی‌خواست فعلا خانواده ام هی میگفتن یکی دیگه بیار خودم سنم بالا بود وگرنه نمیذاشتم گیرم بیاد

بابا سنی نداری که به حرف کسی گوش نکن فعلا با دخترت خوش بگذرون سی سالت که شد دومی رو بیار

حتماااا بزار بچت بزرگ بشه خودت سنی نداری..به حرف اطرافیانم توجهی نکن مهم خواسته خودت و همسرته
مگه بقیه میخان بچه رو بزرگ کنن

ب حرف بقیه توجه نکن هر چی خدت و شوهرت دوسداری فقد همون.. برا هر موضوعی!

وای چقد زود مامان شدی،ببین من خودم دوس داشتم به حرف مشاورم گوش بدم و فاصله سنی دو تا بچه م زیر دو سال باشه،ولی تلاش کردم و نشد یه چیزایی صرفا دست ما نیست ،الان دختر بزرگم ۴ سال و نیمه س و کوچیکه ۷ ماهه،اینکه همسرت چقدر کمکت باشه خیلی مهمه اصلا چیزی نیس که تنهایی بخوای در موردش تصمیم بگیری،اختلاف سنی هر چی کمتر باشه قطعا بهتره باهم بزرگ میشن ولی برای همه ممکنه این نسخه درست نباشه،پس باید اول همه چیو درست بررسی کنی،همسرت،توانایی خودت ،همکاری بچه ت ،مطمئن بودن از مسائل مالی و افرادی هم باشن کمکت کنن بلاخره با دو تا بچه کار سخت تر میشه ،صرفا به خاطر حرف بقیه نمیشه همچین تصمیمی گرفت

من دوست دارم دخترم 10ساله بشه بعد یکی دیگه بیارم که دخترمم هم دست کمکم باشه تو بارداری بعدیم دختر عمه مامانم یه دختر داره 9سالشه الان یه پسر داره 11ماهشه منم دوست دارم مثل اون دخترم بزرگ بشه بعد یکی دیگه نظرتون چیه؟

بنظرم همین یدونه بسه . خودتم سنت کم رو مهارت خودت کار کن دستت تو جیب خودت باشه

حرف بقیه رو ولش کن مهم خودت و شوهرتی
اگه از پسش میایی بیار اگه نه بزار همون ۵ سال دیگه سنی هم نداری منم قراره پسرم ۹ یا ۱۰ ساله شد بیارم دومی رو توانشو ندارم هم تا اون موقع خونه خودمم راحت مامانم یا بقیه میگن چرا نمیاری پسرت بزرگ شده الکی میگم اره باید ب فکرش باشم باور میکنی درس برمیدارن تا مدت اصن به اونا چه

به نظر شما 10سال فاصلع سنی زیاد نیست یا مشکلی بع وجود نمیاره؟

اره واقعا خیلی خسته کنندس من سزارین هم شدم فکر میکنم اگه دوباره حامله بشم سزارین بشم

سوال های مرتبط

مامان حسین مامان حسین ۵ سالگی
خیلی دلم گرفته
انقدر میشینم با خودم فکر میکنم سردرد میگیرم
اصلا نمیدونم چیکار‌کنم واقعا تو دو راهی سختی گیر کردم
شاید مسخرم کنید بگید تو این شرایط به فکر چی هستی ولی واقعا دلم به حال حسین میسوزه
همش گریه میکنه میگه تنهام یکسره دعا میکنه بارون میاد از پنجره بیرون رو نگاه میکنه میگه خدایا بهم داداش بده یه جوری مظلوم از تنهاییاش میگه دلم به حالش کبابه گریه میکنه میگه من آدم تنهایی هستم همه داداش و آبجی دارن من ندارم 😔😔
از طرفی خودمم هیچ وقت نظرم روی تک فرزندی نبوده و آرزومه یکی دیگه هم بیارم ولی تو این شرایط واقعاااااا میترسم از لحاظ مالی میتونیم ساپورت کنیم ولی از لحاظ شرایط مملکت که رو هواس میگم
از طرفی سنم داره میره بالا ۳۴ سالمه و تنبلی تخمدان شدید دارم که احتمال داره اصلا ماه ها طول بکشه تا باردار بشم،
همسرم میگه بسپر به خدا اقدام کنیم بچه داره بزرگ میشه گناه داره ولی من‌ نمیدونم کدوم کار درسته😭😔
هر جا میریم حسین التماس بچه ها میکنه باهاش بازی کنن ولی اونا چون چند تا بچه هستن تو خونه خودشون بازی میکنن دیگه به حسین میرسن تحویلش نمیگیرن میگن باهات قهرم اینم میشینه یه گوشه گریه میکنه😔😔😔