من دیگه دلم نمیخاد جاییی برم چون لینجوری شده بدم میاد جایی برم کوفتم میشه حالم ندارم هی بگیرمش هی خم راست شن
پسره منم خیلی اذیت میکنه ماشاالله..اگه جایی برم بچه باشه.حتی ازخودش بزرگتر.همشون روکتک میزنه..خیلی بهونه میگیره..میگم کاشکی اصلا نمیرفتم..خونه خودمون هم اینجوریه..بچگیا بهتربود
کوره کی من اصلا نایله له جیگر ی خوم تکان بخوم بچین بو مهمانی اشه حتما لو جیگه و وا دانیشتگم تکان نخوم بعضه دفعه هل اسم ظرف بشورم له مهمانیوشته نایله برعکسی له مال خومان وا نیه له مهمانی اصلا دس نات له چت فقط منال بت کایه اکات منیش نویت لای خومو دانیشه تا اچینو
بچه به بچه فرق داره.بچه ی من اضطراب جداییش بیشتر شد و نق نق و تر شد.باز بچه ی من همه ی شیطونیاش خونه خودمون و مامانمه مهمونی میره اروم و ساکت میشینه یا اگه بچه باشه اونجا میره باهاشون بازی میکنه.و هرچی ب، رگتر بشن کنترلشون سختتره چرا چون میری سپتشون جیغ و داد و هوار که کارمون نداشته باشین منو نگیرین و.....
وای من هفته پیش خونه یه عرروس دوماددعوت شدیم نه دلم امد نبرمش هم میترسیدم ببرمش هیچی رفتم دیگه دست به جایی نبود نزنه خونه ماکه عین مسجدشده اونجابراش جالب بود همه چی چیده اماده
خب اکثرا همینیم منم جایی میرم باید مواظب باشم به وسایلها دست نزنه
چسبندگی هم نه از اول نبود کلا زود جور میشه اصلا مادر رو یادش میره
پسر منم همینم اصن بهم خوش نمیگذره همش باید مواظب باشم چیزیو خراب نکنه جایی
ولی کلا بچه اذیت کنی نبود و نیست
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.