۱۸ پاسخ

ازمن همون گاوی که بودن هستن تغییری ندیدم توشون😂😂

من مادرشوهرم بیشتر از مادرم هوامو داره
سبزی قورمه ،کرفس سرخ کرد وعده کرد داد بهم‌یک عالمه
حبوبات پخته شده داده بهم درکل فریزرمو پر کرده برای زایمان
هرروزهم زنگ‌میزنه ببینه ناهار شام دارم یانه
یا میاره یا میرم‌خونشون کلا عین دخترش باهام رفتار میکنه

مگه اهمیت داره براتون واقعا 🤣من که به یه ورمم نیست زنگ بزنن نزنن البته بدی هم ازشون ندیدم ولی خیلی پرس و سوال هم نمیکنن منم اصلا برام مهم نی

مثل قبل.فقط دوبار تاحالا برام ویارونه درست کرده.انتظاری هم ندارم.چون محبتشون دردسره بعدا انتظار جبران دارن.کلا دوری و دوستی رو باهاشون ترجیح میدم همیشه

مثل قبل هوامو داره خداخیرش بده🥹هر دو هفته یکبار اش رشته برام درست میکنه میاره یا غذایی درست کنه ماست و تخمرغ محلی و شیر سبزی دوغ کره حیوانی روغن حیوانی هم همیشه تا تموم میکنم بهم میاره 🫢واقعا مادرشوهر خوب نعمته در عوضش منم براش جبران میکنم جایی برم چیزی براش میخرم یا قبلا دسر و کیک درست میکردم میبردم الان که باردار شدم لباسی بهش میخرم😊

والا من غیر ی مادرشوهر هیچی ندارم ک پیش خودمه اونم فرشتس چ بارداری چ باردار نباشم همیشه هوامو داره دخترم از ی سالگی تا الان ک ۴ سالش خود بزرگش میکنه من اومدم تو مغازمون کار میکنم
البته خواهرشوهر و برادرشوهر اینا دارم ولی از مادرشوهرم نیس اونا اصفهانن گاهی وقتی بهم سر میزنیم

خیلی هوامو دارن ازاولش مادرشوهرم ک دیگه واقعاخیلی حواسش بهم هست تایذره میبینه اذیت میشم بنده خدا انقد غصه میخوره ک الان چندروزه مریضه

مال من تا چهار پنج ماهگی ازشون قایم کردم که باردارم بعد که فهمیدن میگفتن باید سغد میکردی بچه برا چی برادر ما بود هی خرج بده اما مادرشوهرم خونش تو روستاست اصلا نرفتم پیشش که بدونم چه عکس‌العملی داره ولی ناراحت نشد انگار

خانواده شوهر من دورن
زیاد نیومدن بهم سر بزنن همون یکی دوبارم امدن من دلم میخواست برام ی چیزی بیارن که نیوردن

من قبلشم هیچ رفت و امدی نداشتم .
الانم گاهی ی خاهرشوهرم زنگ میزنه بهم .
خودمم دوست ندارم ارتباط داشته باشم خیلی . وگرنه منم عاقبتم مث جاریم میشه😂😂

دوری و دوستی. تماااام
من خودم همه کاری میتونم انجام بدم تا الان مامانم ی غذاهم نخاستم بیاره واسم 🙂

گاو فقط گاو تشریف دارن از حسودیشون حتی حالم نمی‌پرسند زنگ هم نمیزنن هیچ تغییری نکردن گاو تمام

کلن مادر شوهرم یبارم نیمده خونم سر بزنه
زنگم قبل تعیین جنسیت میزد ببینه دختره یا پسر بعدش دیگه نزد😂😂
از روزیم که باردار شدم قراره آش بپزه برام اما هنوز قسمتم نشده😂😂😂😂😂

مادرشوهرم آره خبر میگیره ، بقیه ک نه
بارداری اولمم یک روز درمیون ناهار خونه مامانم و خونه پدرشوهرم بودیم ، این بارداری کمتر بود حمایت ها البته حالمم بهتر بود نسبت ب قبلی اما بازم تماس میگیره
احوال میپرسه یا ناهار میرفتیم خونشون بیشتر پخته بود برا دفعه بعدی میزاش ...

هیچ جوری نبودن اصلا براشون مهم نبود که من باردارم اصلا

هیچی مثل قبل

من که از اول بارداری تا چند ماه ارتباطی باهاشون نداشتم بخاطر یسری مسائل..

تا ۷ ماهگی که نمیذاشتن تکون بخورم اصلا
الان اذیت میکنن اکثر کاراشون هم گردن من افتاده پدر شوهرم که همش سر کاره ولی مادرشوهر🥴همش خودشو میزنه به مریضی مجبورم من بپزم و بشورم و ......
ولی دیگه الان ۲ هفته خودمو زدم به اون راه هرچقد بگه مریضم اهمیت نمیدم خودش کاراشون میکنه دیگه

هیچی. نه تبریک گفتن نه حالمو پرسیدن نه کمکی نه دیدنی نه غذایی

سوال های مرتبط