۹ پاسخ

این حسی که داری توی این هفته طبیعیه ذهن داره اماده میشه واسه پذیرفتن . خودت رو سرزنش نکن بیشتر خانوما همین حس رو دارن

برو این کلیپ های اولین دیدار نوزاد با پدر و مادر رو ببین حالت رو بهتر می‌کنه

من که خیر سرم بچه دوممه این حس دارم ی ترس و نگرانی عحیبی تو لدمه که حد نداره

طبیعیع عزیزم منم بچع دومم دنیا اومد تا یک هفته هروووز هر دقیقه بغض داشتم از خستگی از شلوغی از دوری شوهرم هرچی ب لحظه ها قبلش فک میکردم ک چقدر نظم داشت زندگیم اروم بود رو روال بود خواب و استراحت و تفریح دلم دق میکرد و غصه میخوردم اما یکم ک دردام کم شد بچم ارومتر شد یکم ک جون گرفتع منم بهتر شدم

منم همینطور
وقتی بهش فکر میکنم میخوام افسردگی بگیرم
عذاب وجدانم میگیرم که نکنه پسرم این حسایی که دارم روش تاثیر بزاره

طبیعیه گلم من برآب بار دوم میخوام مادر بشم مثل سگ میترسم از روز زایمان هر موقع سراغم میاد تپش قلب میگیرم و ترجیح میدم بهش فکر نکنم چون بدنم خالی میشه از ترس ولی موقعش که برسه که زایمان کنی درسته ترسناکه ولی آسونتر از ترسشه
و اینکه اگه مدیریت کنی لحظه های دونفره خواهید داشت ولی همین که اون فرشته کوچولو وارد زندگیت بشه اگر ازت بپرسن حاضری برگردی عقب نباشه حاضر نیستی با دنیا عوضش نمیکنی میمیری براش تکه ای از وجودته

هر زمان خسته شدی از مادرت کمک بگیر یه وقتایی ازش بخواه که کمکت کنه بتونی یه تایم هرچند کوتاه رو با همسرت بگذرونی یا حتی با خودت تنها باشی

اصلا اینطور نیست عزیزم
وقتی بدنیا بیاد ناخودآگاه یاد میگیری چطور میتونی مادر خوبی باشی
این روزا که فرصت داری چندتا مقاله فرزند پروری بخون کمکت می‌کنه
نگران رابطه دونفره هم نباش وقتی بچه میاد یه عشقی با خودش میاره که گاهی فکر می‌کنی و با خودت میگی: من قبل تو چطور زندگی می‌کردم 🥹🥹🥹♥️♥️♥️♥️

این هفته ها این فکرا فکر کنم سراغ همه میاد
من علاوه بر اینا مشکلم اینه که تنهام
هیشکی نمیگه مردی یا زنده
بهم سر نمیزنن
از خاله و مادر و پدر و مادربزرگ
گهگداری هفته ای یبار زنگ میزنن و تمام
انقدر امروز ظهر گریه کردم از تنهاییم

سوال های مرتبط