وای یادش بخیر پارسال این روزا همش داشتم با خودم فک میکردم چجوری دلم بیاد رادمهرو یشب برای زایمان تنها بذارم؟! 🥲 چجوری بدونه من بخوابه 🥲 دیگه داره میشه یساااال ... الان دیگه دخترم دوروز دیگه ۱۱ ماهه میشه و هرروز دارم خوشبخت تر 🫩🥴 میشم چون هم همش حمله میکنه به رادمهر و وسایلشو و خوراکیاشو میخاد هم تازگیا وقتی از مبل میگیره بلند میشه تخته گاز مییییره جلووو 🥴 ولی هنوز ایستادن بلد نیست با دهن میخوره زمین 🫩 بچم اول میدوعه بعد احتمالا راه میره و وایمیسته😄 خلااااصه بچه ی دوم داشتن دهنتونو سرویس میکنه خواهرانم😂 این میخوابه اون نمیخوابه ، اینو میای بخابونی تاااازه چشاش رفته اون یکی میاد میگه مامان گشنمه 🥴 یا مامان پی پی دارم🫩 دوباره زحماتت به باد میره باید از اول صاف شی بخوابونی 🥲 هردوشون همزمان بغل و توجه میخان 🥲 رادمهر بلد نیست چجوری با نینیا بازی کنه و ما میترسیم همش بهش میگیم اونطوری نه یا وای الان یچیزیش میشه ... و اون بچم ناراحت میشه هربار چون واقعا میخاد باهاش بازی کنه🥲 چیزایی که برای پریمهر بده چون رادمهر میخوره اینم‌میخوره و هربار حرص میخورم 🥲 خلااااصه خیییلیییی چیزا هست ایشالا که به خوبی و خوشی بگذره 😆
پایان

تصویر
۷ پاسخ

دقیقا حال و روز منو توصیف کردی
خیلی خسته ام

به بچه دوم محاله حتی فکرم کنم خواهر

آقااختلاف سنیشون چقدره

من الان همینم
پسرم ختنه کردم همه اش جیییع درد داره بزور میخابونمش همون لحظه دخترم میخاد بازی کنه یا لاک بزنه
لهههه شدم

من بچه دوم کورتاژ کردم ۳ماهه و بقایا مونده تو شکمم دوباره باید کورتاژ بشم بعدم پسرم انقد سر غذا خوردن و تل میگیره اذیتم کرده ک از بچه متنفرم

شیرین اما خیللللی سخت

مگه بچه بزرگت چندسالشه؟

سوال های مرتبط