۱۲ پاسخ

من از خدامه بره بغل باباش روانی شدم از صبح تا شب پیش منه شبم گریه میکنه شوهرم بغلش میکنه میخواد خودشو بکشه از گریه میاد پیش من اروم میشه ولی من خستم کاش بغل اونم اروم میشد

چون باش بازی نمکنی تو شکل غذا خواب مبینه اونو شکل تفریح

سلام عزیزم کیا میخوان عکس بچشونو درس کنن ماهگرد تولد دندون خلاصه هر چی باشه با کیفیت و بدون عوض شدن چهره اینم نمونش

تصویر

به نظرم باید خیلیم خوشحال باشی و خداراشکر کنی اینجوری حداقل به کارات میرسی

پسر منم تا چند وقت پیش همین جوری بود الان بیشتر دوست داره بغل من باشه

من بچم حالا بزغکسه دو هفته س چسب منه نمی‌دونم چرا شیر خشکی م هست
ینی با شوهرم خونه بودیم من هر جا میرفتم دنبالم بود امروز نق میزنه تا بغل کنم
بردم گذاشتم بغل شوهرم باز اومد

وای نیلاهم اینجوری باباشو ببینه دیگه به من محل نمیده😂😂

بچه منم دقیقا همینطوره

وای من از خدامه بچم اینطوری باشه

سلام عزیزم
مگه میشه بچه مادر و نخواد 🫥
تو این سن بچه ‌ترس از اضطراب جدایی داره 🫂
هر نوزادی با بقیه فرق داره دیار جانم به باباش وابسته س
دختر من از بغل من پیش هیچکس نمیره
ناراحت نباش عزیزم چند وقته فقط

دختر منم همینه
میگم بیا بغلم خودشو قایم میکنه توی بغل باباش
باباش کیییفففف میکنه و میشه ذوق رو توی چشماش دید
منم از ذوقش ذوق میکنم

ن عزیزم بچه شما اینجوری نیست بیشتر بچها همینن بچه منم همینجوره

سوال های مرتبط