۳ پاسخ

من که پا به پاش گریه میکردم تو شهر غریب بودیم از خانواده دور ،کولیک داشت همش گریه میکرد منم گریه

من از روز یازدهم تنهام شب اول بیشتر استرس عوض کردنش رو داشتم چون تا اون موقع همش مامانم و مادر شوهرم عوضش میکردن و اینکه نکنه گریه کنه بیدار نشم چون خوابم خیلی سنگینه ولی خب همینکه تکون میخوره بیدار میشم در کل سخت نبود برام البته شوهرم خیلی کمک میکنه شبا که بچه بیدار میشه اونم بیدار میشه

من دیشب ساعت 2شام خوردم تک تنها بچممم یکسره گریه انقد تند تند میخوردم پرید تو گلوم نزدیک بود خفه شم انقد گریه کردم
منم خیلی دست پاچه میشم

سوال های مرتبط