زن بابای پدربزرگ شوهرم یبار پیش اومد
اونم خونه ما بود دلوین آلو دستش بود اومد بندازه تو ظرف افتاد جلو پای اون ..
با لحن تند گفت دیگه دوستت ندارم و خونمون نیا..
منم از اون روز نرفتم و چیزی هم نگفتم بهش
خیلی خیلی خیلی خوبی کرده بهمون هااا
ولی بخاطر همین حرف که جلو دوستم ب بچم زد اونم بالحن عصبی و تند دیگه نرفتم
منی که هرروز خونش بودم دوهفته ن رفتم ن حتی زنگ زدم
اگه واقعا بجا باشه منم دعواش میکنم اگه نه جلوشو میگیرم میگم اشتباه بود کارتون بچمو برمیدارم میام بیرون
ناراحت میشم
مادرشوهرم تا حالا نشده ولی مامانم خیلی شده و به احترامش چیزی نگفتم
ببین اگر واقعا بچم اشتباه کرده باشه ناراحت نمیشم ولی لحن تند دوست ندارم هیچ وقت هم جلو بچه نمیگم به مادربزرگش و عموهاش همینجوری که همیشه بهش محبت میکنن کار بدی بکنه باید بهش بگن نکن ولی برا اذیت کاری و بازی بهش نمیگن ولی برا کار بد من خودم میگم دیدین تذکر بدید ولی نه داد و زدن و..
ولی اکثرا همیشه دنبال محمد میرم ک خراب کاری نکنه
میگم این کارتون خیلی بده ک سر یه بچه داد بزنید وقتی توان دفاع از خودش نداره یا کنترلی رو کاراش نداره نمیدونه چی بده چی خوبه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.