۷ پاسخ

اره از مدتی که موندی اونجا
شیر داغ بخور

وای دختر خیلی بده منم دوبار اینجوری شدم از بس حالم بد شد گلاب بروت بالا اوردم سرگیجه ی شدید فشارم امده پایین رفتم دکتر با سرم امپول کم کم بهتر شدم چقدر هم سرفه کردم
الان از وقتی اون دفعه اینجوری شدم همش دوتا ماسک میپوشم و اصلا جوهر نمک با وایتکس باهم قاطی نمیکنم چون واقعا اسیدن وخیلی ضرر داره برا ریه یا با وایتکس و تایت مبشورم یا جوهرنمک و تایت یا شویده تنها میارم میشورم مخصوص دستشویی اگه نداستم نه دیگه از اونا استفاده میکنم ولی باهم قاطی نمیکنم خیلی بده

چقد خوشکل و‌نازی ماشا الله ..‌🧿🧿🧿🧿🧿🧿🧿🧿🧿🧿🧿🧿🧿🧿🧿🧿🧿🧿🧿🧿🧿🧑‍🍼

چ حالی داشتی ۴ صبح سرویس شستی

خب نباید بدون ماسک بزنی شوینده ها با اسید فرقی ندارن باید خوب دهنو دماغتو ببندی من هم ماسک میزنم هم با ی پارچه دو سه لایه میبندم... داخل بدنتو از بین میبره... شیرم بخور بهتره فکر کنم تا دوغ

اره عزیزم

چقدر زیباهستی بانو💖

سوال های مرتبط

مامان آلوچه 🍏🍓 مامان آلوچه 🍏🍓 ۱۱ ماهگی
خانوما من یه سوال اومد تو ذهنم . تو این چندین سال چرا به فکر خاله ها یا دختر خاله هام نیافتاده ؟؟
مادربزرگ من ۳ یا ۴ تا دختر تنها تنها به دنیا میاره ، بعد دوبار هم دو قلو به دنیا میاره متاسفانه اون دو تا دوقلو ها تو همون نوزادی میمیرن ( یعنی ۴ تا خاله ام تو همون نوزادی یا نهایت ۱ سالگی میمیرن) حالا دلایل مرگشون هم مختلفه (منظورم بیماری اینا نبود)
بعد چجوریه که تا الان دوتا خاله هام یا مامانم یا دوتا دختر خاله هام هیچ کدوم دوقلو باردار نشدن ؟
مگه نمیگن ژن تا ۷ نسل انتقال پیدا می‌کنه
ولی هیچ کدوم دوقلو دار نشدن . یعنی اگه اون چهار تا خالم میمون امکان داشت بچه های اونا دوقلو باشن ؟
خدایا حکمتت رو شکر آخه چرا اون ۴ تا مردن که من الان کمبود خاله و دختر خاله دارم 😩😩😩 تازه مامانم اینا میگن مثل اینکه یه بچه دیگه هم جدا گانه تو همون بچگی مرده ( یعنی ۵ تا خالم ) البته اون یه دونه رو مطمئن نیستن طبق چیزی که بعضیا میگفتن فهمیدن .
ولی یکی از اون دقلو ها اسماشون ایران طوران بود 🥹
احساس میکنم اون یکی قل ها هم مهین شهین بودن .
پوشک پستونک رفلاکس میاره رفلاکس پوشک پستونک رفلاکس میاره رفلاکس پوشک پستونک رفلاکس میاره رفلاکس پوشک پستونک. پوشک پستونک رفلاکس میاره رفلاکس پوشک پستونک رفلاکس میاره. واکسن پوشک پستونک رفلاکس میاره رفلاکس پوشک پستونک رفلاکس میاره.
مامان آلوچه 🍏🍓 مامان آلوچه 🍏🍓 ۱۱ ماهگی
سال پیش که باردار بودم با خودم میگفتم موقع زایمان حالا طبیعی یا سزارین از رو کاغذ دعا ها رو میخونم . حالا چه دعاهایی ؟؟ مثل اینکه خدا پول بده ، خدا ماشین بده ، خدا خونه بده ، خدا به فلانی سلامتی بده و..... چون میگفتم یادم می‌ره بشینم دونه دونه فکر کنم . قبل رفتن تو کاغذ می‌نویسم و اونجا میخونم 😂😂 من چه بدونم آخه از بچگیم شنیدم میگفتن دعای زنی که داره زایمان می‌کنه خیلی زود برآورده میشه
۳۶ هفته رفتم دکتر گفت برو بستری شو اگه اوکی بودی طبیعی اگه نشد سزارین . منم به امید اینکه سزارینم راحت رفتم بستری شدم . بعد دیدم اینا اومدن آمپول فشار زدن و کیسه ابم و پاره کردن و دیگه دردام شروع شد .
انقد شدیددددد درد داشتم ، انقد به دکتر التماس کردم که ببر سزارین نبرد
بگذریم خلاصه موقع درد یه لحظه یاد اون کاغذی که ننوشته بودم افتادم . خواستم دونه دونه فکر کنم و دعا کنم ولی دردم انقد زیاد بود که فقط یه دونه گفتم خدایا خودت میدونی چی می‌خوام ، دیگه حالم خوب نیس بشمارم ولی همه چیز هایی که تو ذهنم هست رو براورده کن 🤣🤣🤣
حالا نمی‌دونم اون قبوله یا نه 😬
پوشک پستونک رفلاکس میاره رفلاکس پوشک پستونک رفلاکس میاره.
رفلاکس پوشک پستونک رفلاکس میاره رفلاکس پوشک پستونک شیر خشک میخوره.
مامان جوجو 🐥 مامان جوجو 🐥 ۱۶ ماهگی
تجربه من از عمل همورویید یا بواسیر: قسمت سوم:

یکشنبه نوبت عملم بود. ساعت ۱ ظهر رسیدم بیمارستان. ساعت ۲ دکتر اومد و من ساعت ۳ عملم شروع شد. وقتی چشمامو باز کردم ساعت حدود ۵ و نیم بود یعنی از شروع عمل تا ریکاوری و به هوش اومدن شد دو ساعت و نیم. یه نیم ساعتی هم رو تخت دراز کشیده بودم و دقیقا ساعت ۶ غروب از بیمارستان زدیم بیرون. این از زمانش...
اول که رفتیم بیمارستان خییییلی استرس داشتم. انتظاری که قبل عمل میکشی واقعا به ادم اضطراب میده. مخصوصا که دور و برت هم پر از بیماره که عمل کرده ان. یه سری سوال پرسید و به خاطر حساسیت فصلی تو پاییز که دارم یه برچسب آلرژی زد روی دستبند عملم. هیچ فلزی نباید همراهم میبود و کل لباسامو با لباسهای مخصوص عمل عوض کردم. کاشت ناخن و لاک هم ممنوعه برای گرفتن اکسیژن. رفتم تو اتاق عمل. رو تخت دراز کشیدم. وسط تخت سوراخ بود و مقعدم رو داخل اون‌حفره قرار دادم. بهم یه سرم وصل کردن و آمپول بیهوشی زدن و دیگه چیزی یادم نمیاد تا وقتی چشمامو باز کردم و تو بخش روی تخت بودم. هیچ دردی نداشتم. هیچ سوزشی نداشتم. فقط گیج گیج بودم. دلم میخواست یک هفته بخوابم. بهم یه سرم وصل بود که فهمیدم مسکن هست. حالت تهوع نداشتم برای همین برام آب و آبمیوه آوردن. سرمم که تموم شد یه کم درد و سوزش داشتم ولی خیلیییی کمتر از وقتی که میرفتم دستشویی. بعدش ترخیص شدم. پایین اومدن از تخت برام یه کم اذیت بود‌. چون هم حال نداشتم هم درد و سوزش داشتم کمی. ولی خودم اومدم پایین و نشستم رو ویلچر. میتونستم راه برم و اصلا مثل سزارین نبود. چون همش قبل عمل میترسیدم که مثل سزارین باشه و یه مدت زمین گیرم کنه. نشستم تو ماشین و کل مسیر گیج خواب بودم. بعد که رسیدم خونه هم خودم راحت پیاده شدم....