۶ پاسخ

من شبی که عقدکردیم شوهرم امد پیشم بخوابه بعد بهش گفتم مگه قرار اینجا بخوابی پاشو برو خانه خودتون بعد که خوابید هم خواب که افتاد فوری ازش دور شدم

اولین بار تو دوران عقد بعد از بوسه و اینا میخواست شلوارمو دربیاره گفتم به مامانم میگم🤦😂😂😂😂 هنوز یادش میوفته می‌خنده بهم

شبای اول عقد برگشت گفت میخوام بخورم منظورش اب بود من ابشو نشنیدم 🥲گفتم غلططط کردی مامانم گفته مراقب خودم باشم 🤣🤣🤣🤣🤣🤣
خندش گرفت من مردمممم🤣و وی دوهفته بعد از آن وا دادم 🤣

بهش گفتم گیرت استخون داره 😂😂اسرارم داشتم ک استخونیه
بعدن فهمیدم نیس

تازه نامزد کرده بودیم میخواست به ممه هام دست بزنه گفتم بزنی میزنم اونم گفت چی منم گفتم هیچی

😂😂یادم نمیاد ولی التماسم میکرد بوسش کنم ازش متنفر بودم الان دوتا بچه ازش دارم

سوال های مرتبط