شب همتون بخیر مامانای قشنگ
من چند وقت پیش گوش دخترم سوراخ کردم بعضی از مامانا گفتم تجربتو بگو
من عصر ساعت ۷ نوبت داشتیم از تو خونه یه ۲۰ مین قبلش زایلاپی زدم روش پلاستیک کشیدم بردمش اونجا دیگه اون خانومه که انجام میداد گفت صبر کن یه ربع اونجا هم نیل خانوم کلی رقصید و شیرین بازی دراورد😍بعد پرسینگاش اورد اما بزرگ بودن خوشم نیومد ازشون دیگه گفت پرسینگ گوش خودت اگه بخوای میزنم دیگه من پزسبنگام دراوردم و استریل کرد براش دیگه با انژیوکت سوراخ کرد واسش اما من دل نداشتم ببینم رفتم بیرون گریه کردن😢مامانم بغلش کرد نیل هم اولش گریه کرد دیگه بعد تموم شد اومدیم بیرون رفتیم بستنی خوردیم و اینا کلا یادش رفت تا.تو ماشین خوابش برد اومدم خونه بعد از نیم‌ساعت بیدار شد کریه کردن دیدم پشت پرسینگ باز شده و اومده وسط گوشش نمیدونستم چیکار کنم هول شده بودم دیگه به خانمه ز زدم گفت بیا سریع دیگه همونجور سریع با هم رفتیم اونجا دیدم برق قطع شده گفتم خانم خواهش میکنم یه ماری کن🥺همه راه هم با گریه رفتم تا رسیدبم دیگه خلاصه خانومه دوباره کرد تو گوشش و پشتش یه پشت پرسینگ دیگه باز کرد زد و حساب کردم اومدم تو راه هم کلی نق زد تا رسبدم‌خونه دیدم خواهرم اینا هستن دیگه نیل سرگرم بازی کردن شد یادش رفت شبم براش چرب کردم تا ۳ روز هم با پماد و مایع استریل شستشو دادم خودشم چند روز اول دستش میبرد سمت گوشش میدید من دستش میگیرم دیگه دست نزد اصلا و خدارو شکر عفونت هم نکرد
در کل بنظرم یا سه سال به بالا سوراخ کنین با زیر ۶ ماه اینجوری بهتره❤️🌺

تصویر
۴ پاسخ

لطفا برای حفظ آرامش زندگی خودتون و آرامش زندگی دیگران، پوشش مناسب تری انتخاب کنید👌

چ پروسه سختی
ما بردیم دکتر اطفال
با دستگاه زد

ما بچه بودنی خیلی پیش هم نه با سوزن و نخ سوراخ کردن🤣🤣🤣🥲🥲🥲🥲🥲

مبارکش باشه عزیزم
آره دقیقا نظر منم اینه

سوال های مرتبط

مامان امیرعلی مامان امیرعلی ۱ سالگی
واااای ک چقدر سختههه😫😫😫
دیشب گفتم بچم بیقرار بوده و تب دندون داشته. از ساعت ۲شب یهو تب شدید آورد هر نیم ساعت بیدار میشد و کلی گریه میکرد. تب پسرم اندازه گرفتم شوهرم خوند گفت ۳۷ونیم گفتم خب خوبه دیگه ولی برا اینکه هول نکنم دروغ گفته بود ۳۹ درجه بوده. دیگه دیدم با دارو و قطره کم نمیشه تبش براش شیاف گذاشتم تا ۶ صبح با من بود بعد دیگه بیهوش شدم از خستگی بچه رو سپردم به شوهرم ولی صداش تو گوشم مونده بود. صبح بردمش بیمارستان گفتن ویروسه
از بیمارستان رفتم خونه پدرشوهرم ک با برادرشوهرم سرگرم بشه کلی بهونه گرفته. بعد اومدیم خونه یه ساعت خوابیده بااااز گریهههه رفتم خونه بابام. اونجا دوباره گریههههه برگشتم خونه گریههههه داروهام هیچ اثری ندارن انگار. باز رفتم خونه پدرشوهرم ک با برادرشوهر ۵ساله ام سرگرم بشه. اومدیم خونه باز گریههههه نیم ساعت خوابید که بدو بدو شام گرم کردم خوردم. باز الان گریهههههه دادمش دست شوهرم داره راهش میبره.
دیگه نمی‌دونم چیکار کنم بچم آب شد😭😭😭