۱۱ پاسخ

چرا جدا نمیشه، اینجوری حداقل یه مستمری از کمیته بهش میدن

خب عزیزم خودت دوقلو داری شوهرت حقوق بالایی ندارع مامانت دگه عادت کرده همیشه از بدهکاری نداری بگه توهم کمکش کنی درسته کمک کردن خوبه ولی خب همیشه نه توهم زندگی خودت مشکلات خودت داری

توشهرتون یه خیریه نیس؟مامانت ببر.مطمئن باش شرایطش توضیح بدی کمکش میکنن.
یادمع گفتی داییت خارج زندگی میکنه پس وضعش خوب بایدباشه.چراکمک مامانت نمیده
ملمانت ببربزارازبابات شکایت کنع نفقه بگیره.
ببرش کمیته چندتاخیریه سربزن.

من قبلا هم گفتم
شما چطور یقه باباتون رو نمیگیرن؟ منظورم شما بچه ها.
دفعه پیش گفتی احترامشو نگه میداریم!!
کدوم احترام؟!
برید شکایت کنید مهریه بگیرید. زن اولی اگه داره بده اگه نداره بابات برگرده بیاد خرج زن و بچشو بده
مگه میشه آخه. پدرت گرسنگی بچه هاش براش مهم نیست؟
خانواده ی مادریت چرا پیگیر کار مادرت نمیشن؟

خب مامانت مهریش حقشخ بره شکایت کنه مهریه بگیره...مردی ک نمیتونه زنشو تامین کنه بیخود میکنع زن دوم بگیره

بابات برا زن دومش خرج می کنه یا فقط برا مامانت خسیسه؟

بنظرم مادرت باید یک کار پیدا کنه برا خودش

نمیگم بی تفاوت باش ولی خب الان هرکی به زور میتونه زندگی خودشو بچرخونه ما هر دو شاغلیم همسرم دوشیفت سر کاره کمرمون خم شده زیر فشار گرونی
خدا به داد مادرتون برسه چرا نمیرن کار کنن ؟؟؟ بالاخره باید به جوری این زندگی رو جلو برد

زن بابات ۱۳سالشه؟؟؟

مامانت اگه جوونه بره سرکار عزیزم تو این دوره زمونه بسختی زندگیا میگذره توام‌دوتا بچه داری اصلا شوهرت شاید راضی نیس از پولش بدی به مامانت تا اخر عمر ک نمیشه اینجوری زندگی کرد

مامانت جدا شده قرار نیست تو با پول شوهرت زندگیشو بگذرونی ک .
قبلش باید فکر میکرد ب این چیزا

سوال های مرتبط

مامان ویانا🧚‍♀️ مامان ویانا🧚‍♀️ ۲ سالگی
من به شدت روی دخترم حساسم اصلا خوشم نمیاد کسی جز من بخاد دعواش کنه یا برچسب بهش بزنه شدیداااا میریزم بهم و بابدترین لحن ممکن برمیگردم ب طرف حالا هرکی میخاد باشه
بچه من خیلی شیطونه خیلی زیاد ولی مواظبم نه کسی را اذیت کنه نه آسیب به کسی یا چیزی بزنه
چند وقت پیش خونه مامانم بودیم چون داشت نق میزد دعواش کرد منم اول هیچی نگفتم بعد گفت ویانا بشین منم خیلی عصبی شدم اول ک یه داد سر دخترم زد و دعواش کردم بعدم به مامانم گفتم تو حق نداری بچه منو دعوا کنی
و اومدیم خونه دیگ هم نرفتیم اونجا حتی جوابشونم نمیدادم چون تقصیر مامانم شد ک سر بچم داد زدم
ممکنه بگید خیلی حساسم ولی کلا مامانم خودمم ک بچه بودم هم خیلی کتکم میزد هم دعوام میکرد واسه همین من حتی جرات نمیکنم بچمو تنهاپیشش بزارم
حالا امروز زنگ زده ک ما دلمون واسه ویانا تنگ شده حوصلمون سر رفته منم عصبی شدم گفتم بچه من اسباب بازی نیس ک بیاد چند دقیقه شیرین زبونی کنه واستون و یکم باهاش بازی کنید بعدم ک حوصلش نداشتید دعواش کنید برید یه تفریح دیگ پیدا کنید و قطع کردم
اصلا هم ناراحت نیستم چون مامان بابام کلا خوب نیستن با من و همیشه هم آزارم دادن
خوشحالم هستم ک بالاخره تونستم راحت حرفمو بزنم و از حق بچم دفاع کنم
اصلا هم موافق نیستم با کسایی ک میگن پدرومادرهمیشه احترام دارن و من میگم کسی احترام داره و احترام بزاره

#فرزندپروری #مادر #کودک #نوزاد #انتی #انومالی #زایمان #سزارین #شیردهی #فرزندپروری #فرزندپروری #فرزندپروری#فرزندپروری #مادر #کودک #نوزاد #انتی #انومالی #زایمان #سزارین #شیردهی #فرزندپروری #فرزندپروری #فرزندپروری
مامان ویا🩷 مامان ویا🩷 ۲ سالگی
کاش هیچوقت اینقدر تنها نشیم که حتی ندونیم درد دلمون را به کی بگیم ک شاید یکم سبک بشیم از وقتی یادم میاد بچه بدی واسه خانوادم نبودم کل تفریحمم درس و ورزشم بود معدلمم همیشه بیست بود یادمه هر کی حتی یه نمره اش هم بیست میشد خانوادش کلی تشویقش میکردن ولی من حتی وقتی معدلمم بیست میشد بابام میگفت خب وظیفته کار خاصی نکردی دبیرستان بابام میگفت برو رشته تجربی ک بری پزشکی و معلم ها و مدیرم نظرشون همین بود ولی من اصلا دوست نداشتم کلا حس خوبی نداشتم و رفتم ریاضی و از همون روزا بابام میگفت فایده نداره تو هیچی نمیشی همیشه تحقیرم میکرد همیشه بقیه را با من مقایسه میکرد یادمه رفتم المپیاد شیمی معلممون اینقدر خوشحال بود و خانوادم میگفتن چه فایده داره مگه
اینقدر همیشه تحقیر شدم ک شدم یه ادم افسرده و ناامید و ترسو ولی با همه اینا همیشه احترام خانوادم داشتم ازدواجم ک کردم بابام میگفت تو بدی کی تو رو تحمل میکنه چقد شوهرت خوبه ک تحملت میکنه و همیشه این سوال تو ذهن من موند ک مگه من چه بدی در حقتون کردم بابای من همیشه به همه کمک کرده در هر زمینه ای ولی ب من هیچوقت
این مدت خیلی دستمون تنگ بود حتی یبار غرورم زیر پا گذاشتم غیرمستقیم گفتم درصورتی ک خودشم میدونست شرایطمونو ولی ب روی خودش نیاورد میدونم ک میتونست راحت کمکمون کنه ولی نکرد
دلم ازهمه گرفته از خدا بیشتر
نمیدونم چرااینا را اینجا نوشتم شاید واسه یکم سبک‌شدن
#فرزندپروری#مادر#زایمان#انتی#انومالی#غربالگری#نوزاد#فرزندپروری مادر کودک نوزاد انتی غربالگری فرزندپروری#مادر#زایمان#انتی#انومالی#غربالگری#نوزاد#فرزندپروری مادر کودک نوزاد انتی غربالگری فرزندپروری#مادر#زایمان#انتی#انومالی#غربالگری#نوزاد#فرزندپروری مادر کودک نوزاد انتی غربالگری فرزندپروری#مادر#
مامان ویا🩷 مامان ویا🩷 ۲ سالگی
تو تاپیک قبلی از بابام گفت این تاپیک میخام امروز را بگم
ویا از وقتی دنیا اومد کلا نااروم بود الانم ک بحران دوسالگی وحشتناک لجباز شده و اذیت میکنه کسی نگهش نمیداره مثلا جلو خودمم مامانم سعی میکنه نشون بده دوسش داره ها ولی همونم نمیتونه پیش میاد بد باهاش صحبت کنه منم سعی میکنم اصلا نرم اونجا چون تو بچگیم مامانم خیلی کتکم میزد البته بیشترش زیر سر بابام بودا از دست بابام عصبی میشد منو میزد
این چند روز دخترم به شدت اذیت میکرد دیشب با گریه خوابوندمش و خودمم خیلی گریه کردم و موقع خواب درد داشتم ولی حس میکردم مث همیشه معدمه صب خیلی حالم بد بود سر گیجه داشتم و سردرد حال تهوع شدید اصلا نمیتونستم از سرجام بلندبشم و درد تو قفسه سینه و پشت شونه هام گفتم معده اس بلندشم یه چیز بخورم دیدم نمیتونم فقط زنگ زدم شوهرم گفتم حالم بده اونم تا اومد دخترم فقط گریه میکرده و من از حال رفته بودم وقتی چشمامو باز کردم تو بیمارستان بودم دکتر اومد بالا سرم گفت دخترم شانس اوردی دفعه بعد ممکنه اینقدر خوش شانس نباشی و سکته کنی
و با همه اینا ممکن فک کنین مامانم ناراحت بود نه خیر فقط اومد گفت فک کردی چیزیت بشه کی این بچه را نگه میداره از ته قلبم دلم شکست و بابام ک حتی نیومد ببینه من مرده ام یا زنده
خدایا از زندگی خستم
#فرزندپروری#مادر#نوزاد#انتی#انومالی#غربالگری#زایمان #فرزندپروری#مادر#نوزاد#انتی#انومالی#غربالگری#زایمان #فرزندپروری#مادر#نوزاد#انتی#انومالی#غربالگری#زایمان
مامان نَــــواز🐥💞 مامان نَــــواز🐥💞 ۲ سالگی
سلام مامانا توروخدا اگه تجربه دارید یا راهکاری دارید و پیاممو میبینید کمک کنید بخدا دیگه از حرص خوردن و عصبانیت و بعداز اونم عذاب وجدان بعداز خوابیدن دخترم خسته شدم امروز دقیقاااا ۴۰ روزه پوشک گرفتن رو شروع کردم مگه نمیگن بچه بعداز یکی دوهفته راه میوفته هنوز ک هنوزه باید خودم ببرم دسشویی و گاها هم مقاومت میکنه ک نیاد بیخیالش بشم مدام جیششو تو شلوارش و رو فرش میکنه بعد میگه جیش کردم بخدا دیگه خسته شدم بسکه لباس شستم تمام زندگیم و پر از جای جیشه و رختخوابامون کلا بوی جیش گرفته تو خواب جیش نمیکنه اما بمحض اینکه توی خواب یکم هوشیار بشه ابی بخواد یا بخواد برگرده خودشو تخلیه میکنه کلا چی بشه روزی یکی دوبار خودش بگه مابقی یا باید خودم ببرم یا مدام جیش میکنه تو خودش بخدا دیگه بعضی وقتا عصبی میشم کلی دعواش میکنم میدونم کارم بده ولی بخدا واقعا دست خودم نیست بعداز ۴۰ ۵۰ روز هنوز مثل اوایل باشه خیلی فشار داره الانم دیگه به هیچ وجه راضی نمیشه پوشکش کنم دیشب دیگه هیلی عصبیم کرد پوشکش کردم اونقد کریه کرد و کشیدش تا باز شد چکار کنم اخه ک بگه بخدا دیگه خسته شدم خیلی اذیت میشم و ازین بابتم ک دعواش میکنم مث سگ عذاب دحدان میگیرم کاش درکم کنید...😔🥲