۱۵ پاسخ

درکت میکنم خودم دو تا دارم بخدا پیرم کردن این دوتا بچه

میفهمم چی میگی بچها تا یاد بگیرن ما رو قشنگ نابود میکنن ولی با چند تا صلوات خودتو آروم کن اون موقع بعدا دلت براشون میسوزه ک چرا الان درکشون نکردی منم قبلا دعوا میکردم ولی الان خیلییی خودمو کنترل میکنم

وا من بگو اولیم امسال میره اول دومیم دوسال و نیمشه سومی هم مهر به دنیا میاد موندم چطور با اولی کار کنم دومی و چطور قانع کنم سومی و چطور بگیر دارم دیوونه میشم دعا کنین برا بگذره

بعد مامان هیراد مادرم میبینه شاخ درا رده ندیده اینطوری ندیده من تک بچه ام به والله دروغ بگم تا حالا مادر مدرم عصبی نکردم ببین چقدر ارام بودم درسمو میخوندم کتاب میخوندم بازی میکردم صدبار مهد عوض کرد اخ نگفتم کارمند بود .اصلا تعجب میکنه نهال میبینه میگه چرا انقد اذیت میکنی

من چه بگم ۷سالشه تمام این مشکلات دارم .خیلی عجیب دیگه خسته شدم واقعا پشیمونم یا من خیلی ضعیفم یا بچه خیلی سرسخت .خیلی سختمه از جیغ و لجبازی و داد بیدادش ابرو ندارم دیگه انقد جیغ میزنه نگم خرابکاری شلختگی.کاش هی مجرد بودم این چکاری بود کردم خیلی اذیتم حالا همه بگن مادر بدی باشه دیگه چکار کنم روانشناس بردم ۱ستل بازی درمانی کارگاه مادرکودک چقد پول مهد دادم پول پیش دبستانی چقد ببر اینور اونور بازی کن مدرسه رفت کلاس اول از اول مهر درس دادم الان کلاس فلوت میره پا به پاش دارم نت موسیقی باهاش کار میکنم دیگه چکار کنم که خوب باش دیگه بیشتر این نمیتونم کاش میشد یه ماه برم وسط یه جنگل تنها هر چند دوباره میومد با این همه سختی

امروز باباباشدن دعوام شدبخاطر اذیتای این دوتا خصوصا پسربزرگم ۵سالشه کوچیکه روهنش اذیت میکنه دوتایچه هیچکدوم رفتاراشون شبیه هم نیس بزرگم دنبال اذبت ومسخره بازی کوجیکه هم حساسه درون گراس بدش میاد دادمیزنه انروزانقدرخسته شدم یادش دادم گفتم گازش بگیرادیتت کرد‌منم توباتلاق گیرکردم خدالعنت کنه هلاکویی زومیگفت فاصله ستی ۳سال خوبه پدرم درومده بخدا

دیروز یه مادری تو پارک دوتا پسر داشت چنان تحت فشار بود مدام داشت جیغ میزد سرشون بعد منو دخترم رفتیم نوبت تاب پسرش نذاشت یهو چنان از ته پارک با جیغ اومد سمت ما که نوبت ماست که من آروم گفتم باشه نوبت شما دنبال دعوا بود خیلی حالش بد بود کلا فروپاشیده بود

عزیزم بچه نباید خواسته هاش رو با جیغ بخواد بتظرم روش تربیتیت رو اصلاح کن تا راحت بشی

مادرت نزدیکت نیست یکیشونو بزاری اونجا؟

ببخشید گلم یک سوال از اول چیزی بهش نگفتین یا از اول بهش میگفتین اینکارو نکن بکن فقد سواله همین میخوام بدونم البته اگه دوست دارین جواب بدیم همه مامانی که گفتین ای مشکل رو دارین

منم الان زدمش مث خررررر. از دیروز پدرمو درآورده چی آن این حرومزاده ها. هر جی مایع داخل جا مایع و... بود همه رو ریخت رفت چه تو دستشویی چه روشویی چه ظرفشویی😏😏😏😏😏

من چی باید بگم دو ماه دیگه میخواد بره کلاس اول همینجوری لجباز برای هر چیزی جیغ و گریه حرف حرف خودش باید باشه و خیلی چیزهای دیگه الان داریم میریم مهمونی خدا می‌دونه با دخترعمو ش میخواد چی کار کنه خدا بخیر بگذرونه

من یه بار فال ورق گرفتم گفت یه ماه مریض میشی و بعد رفع میشه.انقد خوشحال بودم ک اخیش یه ماه نفس راحت میکشم و استراحت میکنم توی جا😂😂😂 اما خب هنو اون یه ماه نرسیده😂😂❤️‍🩹

چقدر حال منو توصیف کردی

من ک فک میکردم بزرگ بشن راحت میشم ۵سالشونه باز مادر بیچاره اسیره

سوال های مرتبط

مامان هیرمان مامان هیرمان ۵ سالگی
مامانا من دخترم خیلی اذیتم میکنه بخدا همش میگفتم پسرم ولی میبینم پسرم ماشاءالله بزرگ شده عافل شده حرفمم گوش میده با خودش بازی میکنه ،ولی دخترم نگممممم ک چقد ی دندسسسس ینی روزی هزار بار آرزوی مرگ میکنم از دستش 😭 خیلی شیطونه همش جیغ بنفش میزنه سر چیزای الکی ، یا مثلا دیروز رفتم ی شهر دیگ تقریبا دوساعت فاصله بود گفتم خرید کنم لباس بگیرم بخدا ی کاری میکرد 😭 اصلا دستشو بهم نمیداد فقط بدو بدو تو خیابون و پیاده رو 😐 جیغ گریه ولم کنیدددد 😐 یهو رسیدیم یجایی لپ لپ از همه نوع و شکل بزرگ کوچیک پهن کرده بودن پسرم یکی برداشت فقط دیدم دخترم یکی ازون تخم مرغی بزرگا ۵۰۰ تمنی یدونه ک شکل کیف داشت و ی دونه کیتی برداشت 😐 هر ۳تارو برداشت ک من همه اینا میخام و جیغ و گریه وای ک نگم چ ابرو ریزی کرد خیلی باهاش اروم حرف میزدم ولی این جیغ ک من همرو میخام 😐 دیگ گفتم دوتا کوچیکه بزار کنار تا بزرگه بخرم راضی هم نمیشد ولی با حرفای الکی گولش زدم ک کوچیکا خالیه و فلان 🤦‍♀️🤦‍♀️ نمیدونم چرا این بچه اینجوریه نگم نوزادیش تا قبل ۳سالگی چ آروم بود همه میگفت شانس داری پسرت شیطون این آروم ولی الان برعکس ابن شیطوننننن پسرم آروم تر🤦‍♀️ بیشتر ازین ناراحتم ک هیچ نمیتونم تو خیابون کنترل کنم ،آیا بچه های شما هم اینجورین؟
مامان شاهزاده محمد مامان شاهزاده محمد ۵ سالگی
سلام خانما
تو رو خدا راهکار دارین بدین

خالم واقعا بده دارم گریه میکنم

پسرم همیشههههه هدا در حال گریه کردن و نق زدن و بهونه گرفتن
.همین الان انگار صدای گریه هاش و بهونه هاش تو مغزم گوشم میپیچهههههه دارم روانی میشم از دستش


دیگه نمیکشم
دست و پام سست سده
.از ده روز گی ب بعد سروع کرد ب گررررررریهههههه
هر دکتری رسید بروم
طب سنتی بردم
هر کی هر چی گفت انجام دادم

مشاور رفتم بارها و بارها
همه میگفتن چیزی نیست
دکترا گفتن حساسی
گفتم مگههههه میشه ی نفر فقط مداااااام گریه کنهههههه

همه احمقا گفتن اره طبیعی

گفتم پس چرا من هیچ کقت ندیدم در این حد باشه
فقط گفتن طبیعی
تو حساسی

تا چهار سالگی ی دکتر باشعور پیدا شد

گفت رفلاکس پنهان داره

خدا شاهده کل این چهار سال شبانه روز گریه کرد جیغ زد بهونه گرفت
و من یر بغلم میگرفتم راه می‌بردم
میخابوندمش
همش در حال نگرانی و غصه ک چرا گریه میکنه همیشه و هر لحظه

خلاصه بعد چهارسالگی متوجه شد و دارو داد

ی مدت بهتر شده بود

اما باز دوباره همون اش و همون کاسه
مداااااام گریه میکنههههههههه
جیغ بهونه

جالبه وفتی کسی میاد خونه مون بدتررررر گریه میکنه
سر هر چیززززززی گریه میکنه

حتی بچه خواهرم ک کوچیکتر
یا پسر دوستمم ک کوچیکتر ،نمیتونه از حقش دفاع کنه
فقط گریههههههه میکنه
چ برسه ب بچه بزرگتر

دیگه روحیم از دست دادم
ضعف گرفتم از دست این صدا


شما فک کن ،هر روز ی صدایی مث مته د دریل رو مخت باشهههههه

مشاور زیاد رفتم
تمام چیزایی ک گفتن قبلش خودم انجام داده بودم، و راه کار جدیدی ندادن
سر هر چیزی گریه میکنه
نمیدونم دیگه چیکار کنم ،اخه من

اگه راهی دارین بگین لطفا خواهشا
مامان امیر حسام مامان امیر حسام ۶ سالگی
سلام خانما ی راهنمایی ازتون میخوام اگه اطلاعی دارین یا همچین وضعیتی داشتین لطفا راهنماییم کنید
من پسرم لکنت داره و حدودا از یک سالو نیم تا دو سالگی لکنتش شروع شد یک سال اولو دنبال همین دعا نویس و این چیزا بودم ک خدایی در حد ۳یا ۴ماه کامل بدون هیچ لکنتی کامل حرف میزد بعد شوهرم دستوراتش رعایت نکرد و دوباره بدتر شد منم برای بار اول بردم گفتار درمانی ک ی کلینیک بود و ی گفتار درمانگر اونجا بود ک تاز کار بود در حد ۳ یا ۴ سال کار بود و من دیگه نبردم فقط یک بار بردم خدایی خیلی خوبو مهربان بود
بعد گذشتو تا چند وقت بعد دوباره دیدم اذیت میشه بردم پیش یکی ک از اول و کامل و مو ب مو حرفشان گوش کنم ک بهتر بشه ۴ یا پنج جلسه ک بردم بچمو ترسوند گفتم تمرین نمیکنه تاکید داشت روزی ۲ تا یک ربع تمرین کنه منم گفتم انجام نمیده و خسته میشه پسرمو صدا زد و الکی ی وسیله ب من داد ک مثلا دوربینه و اینو بزار تو خانه اگه تمرین نکرد بیار ک من ببینم بچمم طفلی ترسید فک میکرد دکتره و آمپول میزنه از آمپول ب شدت میترسه برای همین نبردم حقیقت توقع همچین حرکتی نداشتم