سلام خانما
تو رو خدا راهکار دارین بدین

خالم واقعا بده دارم گریه میکنم

پسرم همیشههههه هدا در حال گریه کردن و نق زدن و بهونه گرفتن
.همین الان انگار صدای گریه هاش و بهونه هاش تو مغزم گوشم میپیچهههههه دارم روانی میشم از دستش


دیگه نمیکشم
دست و پام سست سده
.از ده روز گی ب بعد سروع کرد ب گررررررریهههههه
هر دکتری رسید بروم
طب سنتی بردم
هر کی هر چی گفت انجام دادم

مشاور رفتم بارها و بارها
همه میگفتن چیزی نیست
دکترا گفتن حساسی
گفتم مگههههه میشه ی نفر فقط مداااااام گریه کنهههههه

همه احمقا گفتن اره طبیعی

گفتم پس چرا من هیچ کقت ندیدم در این حد باشه
فقط گفتن طبیعی
تو حساسی

تا چهار سالگی ی دکتر باشعور پیدا شد

گفت رفلاکس پنهان داره

خدا شاهده کل این چهار سال شبانه روز گریه کرد جیغ زد بهونه گرفت
و من یر بغلم میگرفتم راه می‌بردم
میخابوندمش
همش در حال نگرانی و غصه ک چرا گریه میکنه همیشه و هر لحظه

خلاصه بعد چهارسالگی متوجه شد و دارو داد

ی مدت بهتر شده بود

اما باز دوباره همون اش و همون کاسه
مداااااام گریه میکنههههههههه
جیغ بهونه

جالبه وفتی کسی میاد خونه مون بدتررررر گریه میکنه
سر هر چیززززززی گریه میکنه

حتی بچه خواهرم ک کوچیکتر
یا پسر دوستمم ک کوچیکتر ،نمیتونه از حقش دفاع کنه
فقط گریههههههه میکنه
چ برسه ب بچه بزرگتر

دیگه روحیم از دست دادم
ضعف گرفتم از دست این صدا


شما فک کن ،هر روز ی صدایی مث مته د دریل رو مخت باشهههههه

مشاور زیاد رفتم
تمام چیزایی ک گفتن قبلش خودم انجام داده بودم، و راه کار جدیدی ندادن
سر هر چیزی گریه میکنه
نمیدونم دیگه چیکار کنم ،اخه من

اگه راهی دارین بگین لطفا خواهشا

تصویر
۷ پاسخ

دعا براش بگی.

بنظر من از رفلاکس پنهان نیس
پسر منم پنها داشت ولی گریه نذاشت
بعضی بچها هستن فقط گریه میکنن تا بزرگ بشن خوب بشن فک کنم

سلام عزیزم پیش دبستانی می‌ره بچت دخترمن می‌ره همش گریه می‌کنه اونجا اضطراب دارن بخاطر اونه بهش شربت گلاب و بهارنارنج بده دمنوش بابونه

یادمه زنداییم می‌گفت یکی از فامیلاشون بچش خیلی گریه می‌کرده می‌گفت یه دکتر بردن. گفته یه ویتامینی کم داره. می‌گفت اونو بهش دادن خوب شده یه آزمایش بدین شاید چیزی تو بدنش کمه

اون زمان که گریه میکرد و کوچیک بود هیچ ب کنار ولی الان دبگه بزرگ شده. یاد گرفته با گریه ب خواسته اش برسه و شما هم برای اینکه ساکتش کنی سریع ب خواسته اش عمل میکنید ..دیگه بزرگ شده بزار گریه کنه آخرش خ دش خسته میشه اصلا بهش توجه نکنید درسته که رو مخه گریه اش ولی ی مدت بزار تا جایی که دلش میخواد گریه کنه وقتی توجهی سمتش نباشه خودش تمومش میکنه

سلام شاید فتق داره درد داره بچه خواهر من تا ۵سالکی همینجور بود یه دکتر فهمید فتق بیضه داره همیشه دلدرد پنهان داشته یعنی جوری بچه نمیفهمیده دلش درد میکنه یا پهلوهاش با سنو فهمید عملش کرد خوب خوب شد ۳بار رفت اتاق عمل چون چسبندگی هم گرفته بود

فکرمی‌کنم یاد گرفته باگریه وغرغر کارهاشو پیش ببره نرگس منم همین جوری بود هنوز بدتر 3سال هر هفته بردمش روانشناس تابهترشدن

سوال های مرتبط

مامان شکوفه های سیب🌸 مامان شکوفه های سیب🌸 ۵ سالگی
پسر من ۶ سالشه، تنبلی روده داره (یبوست مزمن) تحت درمانه و هر روز درگیرشم از کم وزنی شد بگیر تا غذا نخوردن هاش ، صبحانه نمیخوره تا ظهر همش جیغ میزنه و گریه می‌کنه پای سفره و کلا میان وعده نمیخوره فقط و فقط غذا اون هم یک کفگیر کوچولو برنج ، پسر عمویش که یکسال از پسرم کوچیکتره بدون مشکل هستش و اون شب خونه ی مادر شوهرم یک پیتزای کامل و نصفی خورد
دوبار میان وعده میخوره اون هم نون و کوکو
صبحانه پیتزای شب مونده (سهم مادرش) رو خورد
بعدش سیب‌زمینی آبپز و تخم مرغ
بعدش بستنی
بعدش ناهار یه کاسه بزرگ سوپ با پیاز😑

من با تمام وجودم پسرم رو دوست دارم هرطوری ک هست با همه ی نقاط ضعف و قوتش و تمام تلاشم رو میکنم تا خوب بشه و ب خوراک بیاد
این وسط.....

خانواده ی همسرم همش ناراحت هستن و آنقدر پسر جاریم رو با بچه ی من مقایسه می‌کنند که ب من هم منتقل شده اعصابم بهم می‌ریزه
غصه میخورم
ناامید میشم
گریه میکنم
ب طرز محسوسی از پسر من تپلی تره
همه فکر میکنند اون بزرگتره
خانواده ی همسرم از روی دلسوزی میگن هرچی توضیح میدم که بابا این یبوست داره کاش بتونه دفع کنه 😭
مامان امیر حسام مامان امیر حسام ۵ سالگی
سلام خانما ی راهنمایی ازتون میخوام اگه اطلاعی دارین یا همچین وضعیتی داشتین لطفا راهنماییم کنید
من پسرم لکنت داره و حدودا از یک سالو نیم تا دو سالگی لکنتش شروع شد یک سال اولو دنبال همین دعا نویس و این چیزا بودم ک خدایی در حد ۳یا ۴ماه کامل بدون هیچ لکنتی کامل حرف میزد بعد شوهرم دستوراتش رعایت نکرد و دوباره بدتر شد منم برای بار اول بردم گفتار درمانی ک ی کلینیک بود و ی گفتار درمانگر اونجا بود ک تاز کار بود در حد ۳ یا ۴ سال کار بود و من دیگه نبردم فقط یک بار بردم خدایی خیلی خوبو مهربان بود
بعد گذشتو تا چند وقت بعد دوباره دیدم اذیت میشه بردم پیش یکی ک از اول و کامل و مو ب مو حرفشان گوش کنم ک بهتر بشه ۴ یا پنج جلسه ک بردم بچمو ترسوند گفتم تمرین نمیکنه تاکید داشت روزی ۲ تا یک ربع تمرین کنه منم گفتم انجام نمیده و خسته میشه پسرمو صدا زد و الکی ی وسیله ب من داد ک مثلا دوربینه و اینو بزار تو خانه اگه تمرین نکرد بیار ک من ببینم بچمم طفلی ترسید فک میکرد دکتره و آمپول میزنه از آمپول ب شدت میترسه برای همین نبردم حقیقت توقع همچین حرکتی نداشتم