۱ پاسخ

دختر من بعضی اتفاقات که مربوط به خودش میشه رو دوست نداره برا کسی تعریف کنم قبلشم بهم میگه این یه راز منم قبول میکنم حالا اگه لازم بود برا باباش تعریف کنم زمانی میگم که خودش حواسش نباشه

سوال های مرتبط

مامان هیرمان مامان هیرمان ۵ سالگی
مامانا من دخترم خیلی اذیتم میکنه بخدا همش میگفتم پسرم ولی میبینم پسرم ماشاءالله بزرگ شده عافل شده حرفمم گوش میده با خودش بازی میکنه ،ولی دخترم نگممممم ک چقد ی دندسسسس ینی روزی هزار بار آرزوی مرگ میکنم از دستش 😭 خیلی شیطونه همش جیغ بنفش میزنه سر چیزای الکی ، یا مثلا دیروز رفتم ی شهر دیگ تقریبا دوساعت فاصله بود گفتم خرید کنم لباس بگیرم بخدا ی کاری میکرد 😭 اصلا دستشو بهم نمیداد فقط بدو بدو تو خیابون و پیاده رو 😐 جیغ گریه ولم کنیدددد 😐 یهو رسیدیم یجایی لپ لپ از همه نوع و شکل بزرگ کوچیک پهن کرده بودن پسرم یکی برداشت فقط دیدم دخترم یکی ازون تخم مرغی بزرگا ۵۰۰ تمنی یدونه ک شکل کیف داشت و ی دونه کیتی برداشت 😐 هر ۳تارو برداشت ک من همه اینا میخام و جیغ و گریه وای ک نگم چ ابرو ریزی کرد خیلی باهاش اروم حرف میزدم ولی این جیغ ک من همرو میخام 😐 دیگ گفتم دوتا کوچیکه بزار کنار تا بزرگه بخرم راضی هم نمیشد ولی با حرفای الکی گولش زدم ک کوچیکا خالیه و فلان 🤦‍♀️🤦‍♀️ نمیدونم چرا این بچه اینجوریه نگم نوزادیش تا قبل ۳سالگی چ آروم بود همه میگفت شانس داری پسرت شیطون این آروم ولی الان برعکس ابن شیطوننننن پسرم آروم تر🤦‍♀️ بیشتر ازین ناراحتم ک هیچ نمیتونم تو خیابون کنترل کنم ،آیا بچه های شما هم اینجورین؟
مامان اهورااااا مامان اهورااااا ۶ سالگی
بچه ها اذیتای اهورا از حد گذشته حتی تو اوج بازی باهاش خوش گذرونی توجه محبت عمدا ازارم میده ..زور گویی میکنه دادو بیداد پرحرفی ..بی نهایت لج باز ....کاری ک قبلا بهش گقتم نگن چ با زبون چ با دعوا چ با تهدید ک میزارم میرم حتی ی بار بقدری بهم فشار اورد وسایلامو جم کردم ک برم واقعا دیدم دیگه نمی تونم تحمل کنم اذیتاشو ..بقدری گریه کرد التماسم کرد برگرذم همون ی رب خوب بود بعدش شروع کرد ب ادامه اذیتاش ..دقیقا کاریو میکنه اینقد ادامه میدع اینقد ادامه میدع من بی توجهی میکنم ولی ول نمیکنه ادامه میده تا برسه ب داد زدن بخدا قلبم درد میکنه از اذیتاش ..نمیدونم چیکار کنم ده تا مشاور رفتم میگن بیش فعالی داره نهایت دارو مصرف میکنه و کلا دو ساعت آرومش میکنه ..خونه بازی میبرمش استخر میفرستم مهدم ک هر روز میره ولی نمیدونم چرا کاری میکنه من سکته کنم یا بمیرم یا بیفتم گوشه خونه ....یکم پیش بقدری داد زد هرچی گفتم آروم باش بکوب داد میزد ی هو باباش بعش حمله کرد کم مونده بود سرش بره لبه لیوان ..گاهن منم کنترلمو از دس میدم الان باباشم خیلی عصبی کرده اصن تحمل برامون نذاشته ..روزی صد بار ب خودکشی فکر ‌میکنم آرزوی مرگ میکنم ..باباشم یحم پیش میگفت گاهن بسرم میزنه سه تامونم بکشم
مامان شاهزاده محمد مامان شاهزاده محمد ۵ سالگی
سلام خانما
تو رو خدا راهکار دارین بدین

خالم واقعا بده دارم گریه میکنم

پسرم همیشههههه هدا در حال گریه کردن و نق زدن و بهونه گرفتن
.همین الان انگار صدای گریه هاش و بهونه هاش تو مغزم گوشم میپیچهههههه دارم روانی میشم از دستش


دیگه نمیکشم
دست و پام سست سده
.از ده روز گی ب بعد سروع کرد ب گررررررریهههههه
هر دکتری رسید بروم
طب سنتی بردم
هر کی هر چی گفت انجام دادم

مشاور رفتم بارها و بارها
همه میگفتن چیزی نیست
دکترا گفتن حساسی
گفتم مگههههه میشه ی نفر فقط مداااااام گریه کنهههههه

همه احمقا گفتن اره طبیعی

گفتم پس چرا من هیچ کقت ندیدم در این حد باشه
فقط گفتن طبیعی
تو حساسی

تا چهار سالگی ی دکتر باشعور پیدا شد

گفت رفلاکس پنهان داره

خدا شاهده کل این چهار سال شبانه روز گریه کرد جیغ زد بهونه گرفت
و من یر بغلم میگرفتم راه می‌بردم
میخابوندمش
همش در حال نگرانی و غصه ک چرا گریه میکنه همیشه و هر لحظه

خلاصه بعد چهارسالگی متوجه شد و دارو داد

ی مدت بهتر شده بود

اما باز دوباره همون اش و همون کاسه
مداااااام گریه میکنههههههههه
جیغ بهونه

جالبه وفتی کسی میاد خونه مون بدتررررر گریه میکنه
سر هر چیززززززی گریه میکنه

حتی بچه خواهرم ک کوچیکتر
یا پسر دوستمم ک کوچیکتر ،نمیتونه از حقش دفاع کنه
فقط گریههههههه میکنه
چ برسه ب بچه بزرگتر

دیگه روحیم از دست دادم
ضعف گرفتم از دست این صدا


شما فک کن ،هر روز ی صدایی مث مته د دریل رو مخت باشهههههه

مشاور زیاد رفتم
تمام چیزایی ک گفتن قبلش خودم انجام داده بودم، و راه کار جدیدی ندادن
سر هر چیزی گریه میکنه
نمیدونم دیگه چیکار کنم ،اخه من

اگه راهی دارین بگین لطفا خواهشا