بچه ها اذیتای اهورا از حد گذشته حتی تو اوج بازی باهاش خوش گذرونی توجه محبت عمدا ازارم میده ..زور گویی میکنه دادو بیداد پرحرفی ..بی نهایت لج باز ....کاری ک قبلا بهش گقتم نگن چ با زبون چ با دعوا چ با تهدید ک میزارم میرم حتی ی بار بقدری بهم فشار اورد وسایلامو جم کردم ک برم واقعا دیدم دیگه نمی تونم تحمل کنم اذیتاشو ..بقدری گریه کرد التماسم کرد برگرذم همون ی رب خوب بود بعدش شروع کرد ب ادامه اذیتاش ..دقیقا کاریو میکنه اینقد ادامه میدع اینقد ادامه میدع من بی توجهی میکنم ولی ول نمیکنه ادامه میده تا برسه ب داد زدن بخدا قلبم درد میکنه از اذیتاش ..نمیدونم چیکار کنم ده تا مشاور رفتم میگن بیش فعالی داره نهایت دارو مصرف میکنه و کلا دو ساعت آرومش میکنه ..خونه بازی میبرمش استخر میفرستم مهدم ک هر روز میره ولی نمیدونم چرا کاری میکنه من سکته کنم یا بمیرم یا بیفتم گوشه خونه ....یکم پیش بقدری داد زد هرچی گفتم آروم باش بکوب داد میزد ی هو باباش بعش حمله کرد کم مونده بود سرش بره لبه لیوان ..گاهن منم کنترلمو از دس میدم الان باباشم خیلی عصبی کرده اصن تحمل برامون نذاشته ..روزی صد بار ب خودکشی فکر ‌میکنم آرزوی مرگ میکنم ..باباشم یحم پیش میگفت گاهن بسرم میزنه سه تامونم بکشم

۱۴ پاسخ

همه بچه ها کم و بیش این رفتارهارو تو این سن دارن
اول خودتون برین پیش روانشناس که رفتار هردوتون سمیه صبر و شکیبایی هم خوب چیزیه یعنی چی که بچه شش ساله رو تهدید به رفتن میکنید یا پدرش میگه هر سه تامونو بکشم

واقعا نمیدونم دیگه چ راهیو برم بی حد اذیت میکنه تصمیم گرفتم جداشم پسرمم وردارم ببرم ..بلکه از این تشنجا یکم کم شع ..چن بار بشوهرم پیشنهاد دادم م جدا شیم مهریه نمیخام با اهورا خیلی خیلی گنتاک دارن شوهرمم عینه خره هیج نمیفهمه کم آوردم واقعا خیلی نذرو نیتز و دکتر و مشاور رفتم فایده نداره

من درخواست زدم چون دختر منم بیش فعالی داره دوست بشیم تا به هم راهکار بدیم

کاردرمانی رو رفتی ؟ امسال میره پیش دبستانی یا اول ؟

مامان اهورا به خدا پسرمنم خیلی ماشاالله شیطنت داره تایپیکامو بخون ولی چون بچه ها همبازی ندارن اینطورن

پسرمنم دقیقا همینکارارو میکنه با مشاور صحبت کردم میگفت اقتضای سنشونه تو شش سالگی دوسدارن حرف حرف خودشون باشه اینایی ک گفتی گفت همش طبیعیه فقط انگار باید بحرفشون گوش کنیم فعلا جایی ک کار خطرناکی نباشع

یجایه مشاوری میگفت اصلاوابدا به بچه نگین میرم وتنهات میزارم خیلی روش تاثیرمیذاره ولجبازمیشه.
به نظرم این کلمه رونگو تا شایدلجبازیش کمترشد

۶سالشه؟؟

سوال دیشب منو بخون دختر منم بیش فعالی داره ببین چی کار کرده من روزی هزار بار میمیرم از دستش

عزیزم خب چرا در مقابل دارو دادن مقاومت میکنید
ببرین فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان. اگه واقعا لازم باشه دارو میده. و دارو هم واسه دوساعت آروم نمیکنه. کی اینو گفته؟ اثر طولانی مدت داره

واای سمانه مثل پسر من همین یساعت پیش انقد زدم تو سر و سینه خودم وحشتناک شده همه ی این کارایی که میگی میکنه بخدا منم بریدم

لجبازی و پرحرفی رو ک همه دارن

در مورد اذیتاشم بگم. دختر منم وقتی کوچک تر بود میرفتم خونه خواهرسوهر بزرگم یا جمع مهمونی خیلی بد رفتاری داشت از یک ساله نیم شروع کرد. مثلا یهو بچی هول میداد یا نا غافل میزد .در حدی بود ک من از استرس ک الان چیزی پرت کنه بزنه یااا .استرس میگرفتم تو اون جمع ک حالت تهوع بهم دست مبداد و ی لقمه چیزی نمیخورد تو اون مهمونی همه حواسم پیشش بود و همه بچه ها بازی میکردن نمبدونم چرا دختر من اون رفتار هارو میکرد
دلم کباب بود باباشم ک تا تقی ب توقی میخورد میخواست بزنتش
وقتی دورع خریدم البته کلی دوره خریدم حس میکنم خدارو شکر هزاران مرتبه شکر بهتر شده نمیگم خوب ولی بهتر شده

سلام عزیزم الان خانم یاوری .سایت مامانی نو دوره والدگری ماهرانه تخفیف گذاشته و پشتیبانی هم داره خیلی فرصت خوبی اگه بخریش. امروز اخرین روز جشنواره هست

سوال های مرتبط

مامان پویان🩵فرهان💚 مامان پویان🩵فرهان💚 ۶ سالگی
سلام میشه لطفا یه راهنمایی کنید و کار درست چیه؟ یه همسایه داریم پسرش یه سال و نیم از پسر من بزرگتره، مغازه شون و خونه مادربزرگ مادری این پسر بچه روبروی خونه ماست و خونه خودشون کوچه کناری خونه ماست، بعد اون به خاطر مغازه شون خب هر روز دم در مغاره شون و خونه مادربزرگشه،بعد اون دورش شلوغه و پسر دایی دختر دایی دختر خاله و پسرخاله و کلی هستن دورش، مادرشم همش تو کوچه ست و باهمه سلام و علیک، پسر منم 24ی لای در وایمیسته که اون پسره که اسمش امیر عباسه رو ببینه و هی پشت سر هم صداش میکنه که بیاد باهاش بازی کنه، البته فک کنم اینکه پسر من تنهاست بی تاثیر نیست و من و باباش هم کلی باهاش وقت میگذرونیم و بازی می‌کنیم ولی اصلا بیخیال اون پسره نمیشه و هی میره امیرعباس امیرعباس صداش میکنه، اونم گاهی میاد باهاش بازی میکنه وقتایی که دورش خلوت باشه و گاهی هم میگه نه نمیام و نمیدونم مامانم نمیذاره و این، بعد پسرم گریه میکنه که نمیاد باهام بازی کنه، هر چی هم میگم دیگه صداش نکن ولش کن وقتی نمیاد و نمی‌ذارن چرا هی صدا میکنی ولی این بچه من اصلا و ابدا حرفمونو گوش نمیده و یه ذره رفتارای اونا روش تاثیر نمیذاره و بی عاره، خیلی این موضوع اذیتم میکنه که اینقد این پسر من آویزون اونه و هیچی از جانب اون بچه و مادرش بهش برنمیخوره، باباش از سرکار میاد دنبالش اون ساعتا که بیا ببرمت پارک، ببرمت بیرون و یا پیش خودم، ولی بودن و موندن و منت کشی اون پسره رو ترجیح میده