۷ پاسخ

میتونی از بازی درمانی کمک بگیری خیلی موثره

خوب هنوز طبیعیه ۲ماه میره توقع نباید داشته باشه

تو خونه مسابقه بذار دوتا نقاشی بکش بگو هرکی زودتر و قشنگ تر رنگ کنه برنده س...

طبیعیه عزیزم.پسرمنم همینطوره اونم چون توخونه تنهاس ورقیبی نداشته ک بخادبرسررقابت تندوفرزبشه واینکه همیشه همه چیزدراختیارشون بوده پس زمان برای اینطوربچه ها اصلامهم نیس ومیدونستن اگرخودشون کاری رو انجام ندن بالاخره یکی دیگه هست ک ب کارشون رسیدگی کنه پس مسئولیت پذیری ودقت کمی دارن توانجام کارها.
مثلادیدم واسه دست ورزی ب بچه ها ی کاردستی دادن گفتن دکمه هاشو یکبار ببندیدودوباره بازکنید وبندکفش روهم همینطور.پسرم اینکارهارو بلده ولی همه انجام دادن جزپسرمن فقط داشت واسه خودش باهاشون بازی میکرد.یااینکه پسرم فقط توتبلت وگوشی نقاشی میکنه واصلابادفترومدادوابرنگ ورنگ انگشتی و...علاقه نداره تومهدهم رنگ امیزیهاش همه درهم وشلخته هست.خلاصه ک وقتی میدونی بچت چ تواناییهایی داره پس نگران کندبودنشون نباش تواجتماع ک برن خودشون یواش یواش متوجه میشن ک بایدچطوری باشن ودیگه اونجامثل خونه نیس ک یکسره یکی هواشونوداشته باشه

خب باید ۱۰ ساعت بخوابه خواب کم اختلال ایجاد میکنه

بازی هایی که مناسب سرعت عمل هستش باهاش کار کن
یا براش زمان بذار بگو تا وقتی عقربه ساعت رفت رو فلان ساعت باید اینکارو تموم کنیم
و اینکه توی یه سری کارا مشارکتش بده خیلی خیلی تاثیر داره

حسنام همینطوریه

سوال های مرتبط

مامان نرگس مامان نرگس ۶ سالگی
سلام..مامانا میشه لطفا راهنمایی کنید چکار کنم..من مادر شوهرم اینا یه خونه باغ کوچیک تو شهرستان دارن.. بعد از هفته پیش رفتن..حالا میگن شما هم بیابد..خونه هم کلا ۱۲ متره و یه اشپرخونه کوچیک و دست شویی تو خود خونه که ..
بعد من نمیدونم شاید از نظر بقیه وسواسی باشم..دست شویی ایرانی برم باید حتما پاهامو بشورم..از طرفی اونا هم زیاد خوششون نمیاد احساس میکنم..و دوست ندارم فک کنن وسواس هستم..کلا هم خودم هم دخترم توالت فرنگی میریم..اونجا نداره..از طرفی فردا هم دقیقا پریود میشم.. به شوهرم گفتم سخته اونجا با این وضعیت بخوام برم دست شویی.. هم دخترم به توالت فرنگی عادت داره هم خودم اب کشی میکنم.. از طرفی دوست ندارم فک کنن همیشه من بهانه میارم..چون بالاخره میدونن پسرشون مشکلی نداره.. نمیدونم چکار کنم..به شوهرم گفتم بهشون بگه وضعیتم اینطوری هست.. اینم بگم خواهر شوهرم با دو بچه هاش و شوهرش هستن..احتمال زیاد موقع خواب اونجان و باید زنونه مردونه کنیم..چکار کنم؟؟
تب
واکسن
انفلانزا
پوشک
دخترم
مامان xxxxx مامان xxxxx ۶ سالگی
فرزند پروری فرزند پروری


الان میخواستم پسرمو ببرم مهد شوهرم اومد خونه. من یه شلوار نیم بگ با یه تیشرت باکسی پوشیده بودم ک قد تیشرت زیر باسنه مهد پسرمم نزدیکه ،سه کوچه پایین تر از خونمونه. یه دعوایی راه انداخت ک نگو . گف میخواستی اینطوری بری؟؟ منم عصبانی شدم بش گفتم خواهر خودت که سر لخت میاد بیرون. (خواهرش کلا شال نمیپوشه بیرون میره)میگه اون به من ربط نداره خودش میدونه و شوهرش . بعد با این ک رفتم مانتو پوشیدم . گف کلا نمیخواد ببریش . منم بش گفتم تو تصمیم نمیگیری ک ببرم یا نبرم. چون عصبانی بود آخرشم نرفتم مهد .بعد ۳۰ دقیقا الان زنگ زده ببرش . الان هم دیر شده هم خودم حالم بده نمیتونم برم . طفلی پسرم خیلی ذوق داشت ،از صب هی میگه ساعت چند باید برم. 😔. نمیدونم چرا اینطوری رفتار کرده چند بار با اون لباس با هم رفتیم پارک و فروشگاه و جا های دیگه و... الان نمیدونم چ مرگش بود. این حساسیت طبیعیه . شما اینطوری لباس میپوشید؟ به نظر خودم ک لباسم مشکلی نداشت چون شلوارم گشاد بود . اوکی بود خیلی بی حجاب نبود آستین تیشرت هم بلند بوده. شوهرشمام رو لباس پوشیدنتون گیر میدن؟


تب فرزند پروری استامینوفن