۴ پاسخ

منم میگم کاش ازدواج نمیکردم

دقیقا فک کن من امروز با کلی کار بچم گفت حوصلم سر رفته گفتم نمیتونم بیرون ببرمت هیچی نگفت رفت نشست تو راه پله دلم سوخت بردمش پارک یکم بازی کرد شب خواهر شوهرم زنگ زد گفت میخاییم بیاییم اونجا خلاصه انقد بی ملاحضه همین الان رفتن منم فردا ۸ صبح کلاس دارم یعنی داغونم

بچه های منم هسن بچه های تو با این وجود حیاطم نداریم برن بازی همش دعوااا و سرکوب

سلام عزیزم بررگترین مشکل مامان های هم نسل ما همینه بچه ها خیلی تو دست و پامونن هم اونا کلافه میشن هم ما
قدیم نصف روز مدرسه نصف روز هم تو کوچه میگذشت میرفت
بعلاوه ما دست تنها داریم بزرگ میکنیم .خدا بهت قوت بده این روزا هم میگذره

سوال های مرتبط

مامان نیک پسر مامان نیک پسر ۶ سالگی
مامانا رفتم پسرمو بزارم پیش باباش درو براش باز نکرد بچم انقد اشک ریخت و ترسید ک خدا میدونه فقط بخاطر اینکه نیم ساعت دیرتر بردمش
منم اوردمش خونه ۴۸ ساعت کامل نگهش داشتم
این عوضی فکر میکرد بچه شب پیش من نمیخابه چون یکساله پیش اونه
الانم زنگ زد ب بچم گفت اگه تا ۵ دیقه دیگ نیای دیگ هیچوقت نیا
بچم خیلی ترسید الهی بمیرم براش
مامانا بنظرتون برم دادگاه بگم این کارارو میکنه بچه رو میترسونه بچه امنیت روانی نداره
میخاد کلا از من جداش کنه بچه رو اذیت میکنه ک من بگم بچه رو اذیت نکن نیارش پیش من...‌
دقیقا داره از بچه سواستفاده میکنه
اخه این کلا دو تا بعداز ظهر بچه رو میاورد پیشم از ساعت ۱ تا ۸
بعد من رفتم دادگاه پرسیدم گفت ۴۸ ساعت کامل حق داری پیشت باشه ، این عوضی ب بچه گفته بود مامانت ازم شکایت کرده میخاد بندازم زندان برو پیش مامان دیگ من نمیام سراغت
خلاصه بچم تب کرد استفراغ کرد کلی😭😭😭از روی ناچاری بهش زنگ زدم گفتم نمیخام ۴۸ ساعت همون دو تا بعدازظهر بیارش فقط انقد اشکشو درنیار چون هر کاری کردم اروم نشد خیلی باباشو دوس داره
این دو روزم ک موند گفت بابارو جریمه کردم ک درو باز نکرد
مامانا چیکار کنم دلم بچمو میخاد😭😭😭😭😭
میترسم یه بلایی سرش بیارن انقد وقتی میاد پیش من اذیتش میکنن
تقصیر خواهر و برادر عوضیشم هس وگرنه این فک نکنم دلش بیاد با بچش این کارو کنه اونا نمیزارنش
چون ی ادمیه ک هیچ اختیاری از خودش نداره فقط ب حرف بقیه گوش میده