۱۱ پاسخ

بنظرم متخصص نوزاد خوب پیدا کنید ببرید نشون بدید. اینجا واقعا به نتیجه درستی نمیرسید عزیزم.
بخواید کسی متخصص خوب سراغ داره معرفی کنه.

از متخصص نوزدان تو بیمارستان امین نوبت بگیرید خودشون اونجا دستور بستری میدن اگر لازم باشه شنیدم بخش نوزادانش خیلی عالیه و هزینه هم دولتیه من پسرم صدوقی بود راضی بودم ولی هزینه یکم بالاست

مواظبش باشین. قند بچه نیفته ..

تا میتونین بیدارش کنین با سرنگ شیر بدین بهش
اگه خدای نکرده قندش بیفته بی حال میشه و همش میخوابه که خیلی خیلی بده ..به مغزش آسیب میزنه

ی دکتر اطفال لطفا ببریدش
نباید اینجوری باشه
دکتر پویا خسروی دکتر آرمانیان دکتر اثنی عشری دکترای خوبین

چند هفته بود؟ کلا نوزاد خیلی خابه باید زوری بیدارش کنی شیربخوره .افت اکسیژن راه حلش همون دستگاهه زمان میبره

خب ببرتش دکتر اطفال ببینه چی میگه
بعدم یه بیمارستان قیمت مناسب تر ببرن بهتر از این نیست خدای نکرده خدای نکرده بچشون مریض بشه یا اذیت بشه

ببریدش پیش دکتر عابدی

ولی توروخدا زود به داد بچه برسید

اگه میتونید ببریدش نطنز پیش دکتر دهدشتی
هزینه بستری برای بچه های زیر۷ سال رایگانه

الان خواهرم کارش گریه س توروخدا کسی میدونه کجا ببر

بیمارستان زهرای مرضیه بود ک خواهرم میگ آز بس آزمایش گرفتن ازش میگه نکنه آز نافش ک خون گرفتن همچین کردنش چون رگشو پیدا نکردن گفتن رضایت نامه امضا کنین آز نافش باید خون بگیریم

سوال های مرتبط

مامان شاهزاده محمد مامان شاهزاده محمد ۵ سالگی
سلام خانما
تو رو خدا راهکار دارین بدین

خالم واقعا بده دارم گریه میکنم

پسرم همیشههههه هدا در حال گریه کردن و نق زدن و بهونه گرفتن
.همین الان انگار صدای گریه هاش و بهونه هاش تو مغزم گوشم میپیچهههههه دارم روانی میشم از دستش


دیگه نمیکشم
دست و پام سست سده
.از ده روز گی ب بعد سروع کرد ب گررررررریهههههه
هر دکتری رسید بروم
طب سنتی بردم
هر کی هر چی گفت انجام دادم

مشاور رفتم بارها و بارها
همه میگفتن چیزی نیست
دکترا گفتن حساسی
گفتم مگههههه میشه ی نفر فقط مداااااام گریه کنهههههه

همه احمقا گفتن اره طبیعی

گفتم پس چرا من هیچ کقت ندیدم در این حد باشه
فقط گفتن طبیعی
تو حساسی

تا چهار سالگی ی دکتر باشعور پیدا شد

گفت رفلاکس پنهان داره

خدا شاهده کل این چهار سال شبانه روز گریه کرد جیغ زد بهونه گرفت
و من یر بغلم میگرفتم راه می‌بردم
میخابوندمش
همش در حال نگرانی و غصه ک چرا گریه میکنه همیشه و هر لحظه

خلاصه بعد چهارسالگی متوجه شد و دارو داد

ی مدت بهتر شده بود

اما باز دوباره همون اش و همون کاسه
مداااااام گریه میکنههههههههه
جیغ بهونه

جالبه وفتی کسی میاد خونه مون بدتررررر گریه میکنه
سر هر چیززززززی گریه میکنه

حتی بچه خواهرم ک کوچیکتر
یا پسر دوستمم ک کوچیکتر ،نمیتونه از حقش دفاع کنه
فقط گریههههههه میکنه
چ برسه ب بچه بزرگتر

دیگه روحیم از دست دادم
ضعف گرفتم از دست این صدا


شما فک کن ،هر روز ی صدایی مث مته د دریل رو مخت باشهههههه

مشاور زیاد رفتم
تمام چیزایی ک گفتن قبلش خودم انجام داده بودم، و راه کار جدیدی ندادن
سر هر چیزی گریه میکنه
نمیدونم دیگه چیکار کنم ،اخه من

اگه راهی دارین بگین لطفا خواهشا
مامان هیرمان مامان هیرمان ۵ سالگی
مامانا من دخترم خیلی اذیتم میکنه بخدا همش میگفتم پسرم ولی میبینم پسرم ماشاءالله بزرگ شده عافل شده حرفمم گوش میده با خودش بازی میکنه ،ولی دخترم نگممممم ک چقد ی دندسسسس ینی روزی هزار بار آرزوی مرگ میکنم از دستش 😭 خیلی شیطونه همش جیغ بنفش میزنه سر چیزای الکی ، یا مثلا دیروز رفتم ی شهر دیگ تقریبا دوساعت فاصله بود گفتم خرید کنم لباس بگیرم بخدا ی کاری میکرد 😭 اصلا دستشو بهم نمیداد فقط بدو بدو تو خیابون و پیاده رو 😐 جیغ گریه ولم کنیدددد 😐 یهو رسیدیم یجایی لپ لپ از همه نوع و شکل بزرگ کوچیک پهن کرده بودن پسرم یکی برداشت فقط دیدم دخترم یکی ازون تخم مرغی بزرگا ۵۰۰ تمنی یدونه ک شکل کیف داشت و ی دونه کیتی برداشت 😐 هر ۳تارو برداشت ک من همه اینا میخام و جیغ و گریه وای ک نگم چ ابرو ریزی کرد خیلی باهاش اروم حرف میزدم ولی این جیغ ک من همرو میخام 😐 دیگ گفتم دوتا کوچیکه بزار کنار تا بزرگه بخرم راضی هم نمیشد ولی با حرفای الکی گولش زدم ک کوچیکا خالیه و فلان 🤦‍♀️🤦‍♀️ نمیدونم چرا این بچه اینجوریه نگم نوزادیش تا قبل ۳سالگی چ آروم بود همه میگفت شانس داری پسرت شیطون این آروم ولی الان برعکس ابن شیطوننننن پسرم آروم تر🤦‍♀️ بیشتر ازین ناراحتم ک هیچ نمیتونم تو خیابون کنترل کنم ،آیا بچه های شما هم اینجورین؟
مامان آراد🎆 مامان آراد🎆 ۶ سالگی
۵ ،۶ سال پیش وقتی گذاشتن تو بغلمون و عاشقانه بهشون نگاه میکردیم، صدای گریه ایی ک می شنیدیم همونجا اولین دعا براشون عاقبت بخیری شون بود ، آینده ایی موفق بود
روز ها و سال ک گذراندیم سخت بود پر چالش بود شیرین بود دغدغه این پنج ،شش سال از اول گریه های شبانه کولیک ، رفلاکس ،واکسن ، بد غذایی ها ، وزن گرفتن و ووووو..... و الان وارد چالش بعدی میشیم مدرسه رفتنشون دغدغه ایی ک فقط مادر ها درک میکنن چ استرس هایی ک داریم فکر هایی ک داریم و اینجا میگیم
پنج شش سال گذشت چ دوست های خوبی پیدا کردیم، بجه هامون با هم قد کشیدین ، اینجا شاهد گریه ها و خنده ها هم بودیم
مامان هایی ک مث من برای اولین بار قدم گذاشتن تو این راه پر از استرس و هیجان هستن
امشب داشتم وسایل گل پسر رو جمع میکردم و باهاش صحبت میکردم روی لب هام لبخند و خنده تو دلم غوغا پر از استرس و فکر و خیال
یه جورایی هم خوشحال هم ناراحت
دیگ دارن بزرگ میشن
دیگ وارد اجتماع شدن
چشم بهم بزنیم میبینم ک دیگ بزرگ شدن
دیگ خبری از این هیاهو و صدای زیاد تلویزیون ریخت پاش و........ نیست

امیداورم این مسیری ک وارد شدیم هم گل دسته ها هم خودمون موفق باشیم

فرزند پروری
کولیک
رفلاکس